دکترین
در صورتی که مدعی به دعوت دادگاه و برای اثبات بقای حق
در صورتی که مدعی به دعوت دادگاه و برای اثبات بقای حق خود بر متوفی سوگند یاد کند، چون فرض بر این است که اصل حق نیز با دلیل ثابت شده است حکم به سود مدعی صادر می شود. ولی این سوگند در واقع متمم دلیل اثبات است نه قاطع دعوا در آرایی هم که قابل تجدید نظر نیست، اشاره ای به حکم مستند به سوگند استظهاری نشده است. پس به نظر می رسد که حکم قابل تجدید نظر باشد و در آن مرحله خوانده می تواند برای اثبات سقوط دین یا نفی اصل حق دلیل بدهد و همین نکته یکی از اوصاف ویژه سوگند استظهاری در برابر سوگند قاطع دعوا است که پذیرش هر نوع ادعا و دلیلی را ممنوع می سازد.
در فرض مخالف که مدعی از سوگند خوردن طفره می رود یا امتناع می کند، حکم به زبان او صادر می شود. به قطعی بودن این حکم نیز تصریح نشده است، ولی در ماده ۲۷۸. ق.آ.د.م. آمده است: ... در صورت امتناع از سوگند حق وی ساقط می شود و سقوط حق با طرح مجدد دعوا و پذیرش دلیل مخالفت دارد. برای جمع این دو قاعده میتوان حکم را قابل تجدید نظر شمرد. منتها در آن مرحله تنها در مورد جمع شدن شرایط سوگند استظهاری و درستی تصمیم دادگاه بر تکلیف سوگند خوردن مدعی می توان سخن گفت ولی اصل سقوط حق به سوگند، در آمدن شرایط آن قابل رسیدگی مجدد نیست:
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
