دکترین
درخت ممنوعه: استدلال نادرست
پس این استدلال که اگر خدا نمیخواست جلو آدم را میگرفت کاملا نادرست است. زیرا عین این استدلال در مورد «گنهکاران» نیز صادق خواهد بود و در واقع در اینجا به اصطلاح، اراده «تکوینی» و «تشریعی» با هم اشتباه شده است. (دقت کنید) خواننده عزیز! به نظر شما - ب. ت. ب. آنچه در بالا گفته شد - آیا بهتر این نیست که این گونه مطالب را پیش از آن که به صورت درس انتشار دهند، به نظر متخصصان مسائل اسلامی برسانند و سپس منتشر سازند تا این اشتباهات پیش نیاید؟!
راستی اگر جوانی این کتاب را بخواند و باور کند که درخت ممنوع درخت علم و دانش بوده (و آدم و حوا در آغاز همچون حیوانات برهنه بودند و نمیدانستند و پس از خوردن از درخت ممنوع علم، متوجه شدند و از نظر خداوند پنهان گشتند! و بعد هم به جرم علم و دانش از بهشت رانده شدند! در حالی که منطق قرآن کاملا مقابل اینهاست) مسؤولیت آن متوجه که خواهد بود؟ آنچه از منابع اسلامی استفاده میشود این است که درخت ممنوع «درخت حسد و یک نوع رقابت» و یا چیزی شبیه آن بوده است که آدم گرفتار آن شد.
(البته نه آن نوع حسد که به مرحله گناه برسد و یا دست به گناهی بیالاید.) توضیح این که: مطابق این منابع، آدم از وضع فرزندان خود در آینده دوردست آگاه شد و در میان آنها افرادی از پیامبران بزرگ و پاسداران وحی را دید که از او بلند مرتبه ترند. در این موقع آرزو کرد که مقام آنها از آن او باشد، در حالی که با تمام شایستگی که داشت به این مرحله از شایستگی نرسیده بود، همین « آرزو » او را از بهشت دور ساخت و شجره ممنوعه او همین بود. البته در بعضی از روایات هم شجره ممنوعه به «بوته گندم» و مانند آن تفسیر شده که نهی از آن جنبه آزمایشی داشته است.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
