دکترین
دروغگویی: دروغهای حرام
دروغهای حرامی که مردم در آنها سهل انگارند: و از جمله دروغهایی که مردم آن را آسان میدانند و در واقع حرام است، آن است که: کسی وارد شود بر دیگری که مشغول خوردن باشد و او را تکلیف کند به خوردن غذا و او گرسنه باشد و بگوید: اشتها ندارم، بدون غرض صحیح شرعی. مثل حرام دانستن آن غذا. و از جمله دروغهای متعارف که از گناهان بزرگ، و آسیب آن عظیم است آن است که میگویند: خدا میداند که چنین است. و حال اینکه میداند که چنین نیست و خدا خلاف آن را میداند.
و از عیسی بن مریم منقول است که: «این بزرگترین گناهان است در نزد خدا.» و در بعضی روایات رسیده است که: «چون بنده ، خدا را گواه گیرد بر امر خلاف واقعی، خداوند عالم گوید: از من ضعیفتری نیافتی که مرا بر این امر دروغ، شاهد آوردی.» و از جمله انواع دروغ، بلکه شدیدترین و بدترین آنها شهادت دروغ است. و حضرت رسول (صلّیاللّهعلیهوآلهوسلم) کسی را که شهادت دروغ بدهد با بتپرست مساوی قرار داد.» و از آن جمله، به دروغ قسم یادکردن است.
و حضرت رسول خدا (صلّیاللّهعلیهوآلهوسلم) فرمودند: «کسی که متاع خ. ر. ب. قسم دروغ بفروشد، از جمله کسانی است که خدای تعالی در روز قیامت با او سخن نمیگوید. و نظر رحمت بر او نمیافکند. و عمل او را قبول نمیکند.» بلکه قسم بسیار خوردن راست، مذموم است. و نام بزرگ «ملک علام الغیوب» را به سبب هر چیز جزئی حقیر در میان آوردن، سوء ادب است. و در حدیثی وارد است که: «خدای تعالی فروشندهای را که بسیار قسم خورد دشمن دارد.» و از احادیث استفاده میشود که: «قسم بسیار خوردن، باعث تنگی روزی و فقر میگردد.» و از جمله دروغها، خلف وعده نمودن است، و آن نیز حرام است.
و وفای به شرط و وعده، واجب و لازم است. حضرت پیغمبر (صلّیاللّهعلیهوآلهوسلم) فرمود که: «هر که ایمان به خدا و روز جزا دارد باید چون وعده نماید، به آن وعده وفا کند.» و آن سرور، کسی را که وعده کند و تصمیم بر وفای به آن را نداشته باشد از جمله منافقین شمرده. و از جمله دروغهایی که اکثر مردمان به آن مبتلا هستند و بدترین انواع دروغهاست، دروغ گفتن با خداست، که آدمی مطلبی در نماز به خدا، یا مناجات به پروردگار عرض کند و از آن، در خدمت آن جناب خبر دهد و آن خلاف واقع باشد.
مثل اینکه: چون داخل نماز شود بگوید: «انّی وَجَّهْتُ وَجْهِی لِلَّذی فَطَرَ السَّمواتِ وَ الاَرْضَ؛ متوجّه ساختم روی دل خ. ر. ب. خداوندی که آسمانها و زمین را آفرید.» و در آن وقت دل او از این مطلب بیخبر باشد. و در کوچه و بازار و حجره و دکان به صد هزار فکر بیهوده مشغول باشد، زیرا در آن وقت آنچه عرض کرده دروغگو است. و در خدمت پروردگار و حضور ملائکه «بزرگ» به چنین دروغی اقدام نموده. و همچنین چون میگوید: «ایَّاکَ نَعْبُدُ وَ ایَّاکَ نَسْتَعینُ؛ ترا پرستش میکنم و بس، و یاری و استعانت و مددکاری تو میخواهم و بس.» وقتی راست است که: دنیا و آخرت در نظر او بیاعتبار، و ذرّهای از دین خود را در مقابل همه دنیا ندهد، چون اگر چنین باشد دنیاپرست خواهد بود.
و باید امید یاری و چشم مددکاری از احدی به جز ذات پاک باری نداشته باشد و الا در گفتن این مطلب، دروغگو خواهد بود. و چه زشت بنده و قبیح شخصی باشد که در حضور پروردگار خود ایستاده باشد و به دروغگویی مشغول باشد، و بداند که: او دروغ او را میداند. زهی بیشرمی و قباحت و بیحیائی و بیشرمی.
منبع: انعام/سوره۶، آیه۷۹ · حمد/سوره۱، آیه۵
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
