دکترین
دستور دادگاه — ماده ۱۴ اصلاحی ۱۳۷۱/۱۲/۱۲ قانون تشکیل دادگاههای
دستور دادگاه در بخش دوم شبیه به رأی دادگاه است ولی احکام و آثار مترتب بر رأی را ندارد. مانند دستور به فروش مال غیر منقول ثبت شده به علت عدم امکان افراز و تفکیک آن میان شرکای مشاعی آن دستور فروش مال غیر منقول ثبت شده یا مالی که توجه داشت که ماهیت و رسیدگی به درخواست صدور دستور فروش ملک عیر منقول ثبت شده ای که به تشخیص اداره ثبت اسناد و املاک محل غیر قابل افراز اعلام شده، امری ترافعی محسوب نمی گردد تا بتوان در جریان رسیدگی به آن از دعاوی طاری چون دعاوی متقابل و ورود و جلب ثالث استفاده کرد. همانطور که از ماده ۴ قانون افراز و فروش املاک مشاعی مصوب سال ۱۳۵۷ و همچنین از ماده ۹ آیین نامه قانون یاد شده نیز بر می آید، به محض آن که واحد ثبتی ملک را غیر قابل افراز اعلام می دارد، دادگاه به درخواست هر یک از مالکان مشاعی ملک دستور فروش آن را به دایره اجرای احکام مدنی اعلام می نماید. درخواست فروش نه تنها از ناحیه متقاضی افراز پذیرفته میشود بلکه حتی شرکایی که درخواست افراز نیز نداشته اند، می توانند درخواست فروش را مطرح و تقدیم نمایند. علت این مطلب را باید در آن یافت که درخواست فروش دعوا و ترافع نیست و طرفهای دیگر درخواست افراز خوانده محسوب نمی شوند تا اجرای دستور فروش به مثابه حکم ترافعی دادگاه منحصراً از ناحیه محکوم له آن ممکن باشد. اما باید
اعتراض نسبت به تصمیم واحد ثبتی رسیدگی نموده و حکم میدهد. این حکم قابل اعتراض شخص ثالث موضوع ماده ۴۱۷ ق.آ.د.م ممکن نیست؛ چون موضوع اعتراض ثالث باید رأی قطعی دادگاه باشد در حالی که دستور فروش مال مشاعی رأی دادگاه محسوب نمی گردد. دادگاه در قالب دستور فروش مال مشترک رأیی راجع به تعلق مال به دیگری صادر نمیکند بلکه مالکیت بر مال موضوع دستور در رسیدگی به درخواست دستور فروش، مفروغ عنه است و مادام که دلیل مالکیت ابراز نشود، دادگاه درخواست صدور دستور فروش را بررسی نخواهد کرد. در این موارد شخص ثالث باید اقدام به اقامه دعوای مستقل علیه مالکان نماید و راجع به ملک مشاع موضوع دستور فروش نیز دستور موقتی را درخواست کند که هم ناظر به توقیف و منع خواندگان از انتقال آن ب. غ. باشد و هم در عین حال از اجرای فروش ب. غ. ممانعت نماید. دستور فروش مال مشترک بیشتر به دستور اجرا از سوی دادگاه و صدور اجرائیه شباهت دارد.
بخش سوم از دستورهای دادگاه به یکی از شاخص ترین ترتیبات تأمینی و موقتی یعنی صدور دستور موقت در قالب دادرسی فوری ماده ۱۰ ق.آ.د.
م) اختصاص دارد. با وجود این که نتیجه دادرسی فوری در صورت احراز فوریت برای تعیین تکلیف قضیه به صدور دستور موقت می انجامد و از نهاد مزبور با عنوان دستور یاد میشود ولی دستور موقت را باید قرار دادگاه تلقی کرد. به عبارت دیگر دستور موقت در ماهیت یک رأی است و این مطلب را میتوان از عنوان رأی در فصل یازدهم از باب سوم قانون آیین دادرسی مدنی سال ۱۳۷۹ نیز استخراج کرد. زیرا مبحث ششم از فصل یازدهم قانون یاد شده راجع به دادرسی فوری است.
مهمترین نظر دادگاه همان رأی دادگاه است ولی ما در اینجا بر آن نیستیم که از رأی جریان دادرسی و چگونگی تمیز حق بر اساس قانون است. در اینجا به کار گرفتن نظر مواد ۲۵۷ و ۲۵۹ ق.آ.د.
م) و مواردی از این گونه، به مفهوم تشخیص دادگاه و صلاحدید او است. اما سوابق قانونگذاری در زمینه وضع قواعد دادرسی دیده می شود که به دادگاه اختیار داده شده تا پیش از صدور رأی، نخست «نظر بدهد و مانند رأی آن را انشا و به طرفین دعوا نیز ابلاغ نماید. این موضوع، در گذشته در دادرسی های دادگاههای حقوقی یک و دادگاههای کیفری یک جاری بود. به موجب ماده ۱۴ ق.ت.د.ح سال ۱۳۶۴، رئیس دادگاه حقوقی یک، پیش از صدور رأی نخست نظر خود را در خصوص دعوا و اختلاف نوشته و به طرفین دعوا ابلاغ می نمود و اگر نظر دادگاه حداکثر ظرف ۵ روز مورد اعتراض طرفین یا یکی از آنها نبود، آنگاه رأی میداد. به عبارتی صدور رأی همواره پس از اعلام نظر دادگاه حقوقی یک صورت می گرفت. چنانچه نظر دادگاه در مدت مقرر مورد اعتراض یکی از اصحاب دعوا واقع می شد، دادگاه بدون انشای رأی همان نظر و استنباط قضایی خ. ر. ب. طور کتبی به دیوان عالی کشور می فرستاد و دیوان عالی کشور نیز پس از ملاحظه نظریه دادگاه و رسیدگی به پرونده هرگاه نظریه دادگاه را صحیح و موجه تشخیص میداد آن را تأیید و پرونده را اعاده می نمود تا رئیس دادگاه انشاء حکم کند. اما چنانچه دیوان عالی کشور نظریه دادگاه حقوقی یک را واجد ایراد قضایی تشخیص بدهد، نظر مستدل خود را همراه با پرونده به دادگاه رسیدگی کننده برای صدور حکم مقتضی ارسال میکند تا دادگاه مزبور ب. ت. ب. استدلال مزبور طبق تشخیص خود حکم مقتضی صادر نماید. در سال ۱۳۷۱ و با اصلاح برخی از مواد قانون تشکیل دادگاههای حقوقی یک و دو ماده ۱۴ آن قانون اصلاح شد و ماده ۱۵ نیز نسخ گردید. به موجب پرونده چنانچه نظریه صحیح و موجه تشخیص داد آنرا تأیید و پرونده را اعاده مینماید تا رییس دادگاه انشاء حکم
ماده ۱۴ اصلاحی ۱۳۷۱/۱۲/۱۲ قانون تشکیل دادگاههای حقوقی یک و دو، رئیس یا عضو مبادرت می نمود و بدین ترتیب امکان صدور نظر پیش از انشای رأی از نظام و آیین صدور آراء دادگاه حقوقی یک برداشته شد.
البته اعلام و صدور نظر پیش از انشای رأی از ناحیه دادگاه حقوقی یک از ماده ۲۸۷ قانون اصلاح موادی از قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۶۱/۶/۶ الگو برداری شد. زیرا مستند قانونی اخیر نیز مقرر میداشت که رئیس دادگاه کیفری یک پس از رسیدگی و مطالعه پرونده و نظریه مشاور در صورتی که نظرش منتهی به کیفرهای مندرج در ماده ۱۹۸ همان قانون مانند اعدام و و رجم و قطع عضو و یا ده سال زندان به بالا باشد، بدون نشای رأی نخست نظر و استنباط قضایی خ. ر. ب. طور کتبی به دیوان عالی کشور ارسال میدارد و دیوان نیز با ملاحظه نظریه دادگاه یاد شده و انجام رسیدگی شکلی، اگر نظریه دادگاه را صحیح و موجه تشخیص بدهد آن را تنفیذ می نماید و پرونده را بر می گرداند تا رئیس دادگاه بر همان اساس انشای حکم نماید که در این صورت رأی صادره قطعی است. اما هرگاه دیوان عالی کشور نسبت به نظر دادگاه کیفری یک ایراد رأی وحدت رویه شماره ۵۲۴ مورخ ۱۳۶۸/۱/۲۹ هیأت عمومی دیوان عالی کشور جهات رد دادرس در امور جزایی در ماده ۳۳۲ قانون آیین دادرسی کیفری تصریح شده و رسیدگی دیوان عالی کشور مبنی بر تنفیذ یا عدم تنفیذ نظر دادگاه کیفری یک با هیچ یک از جهات مزبور تطبیق نمیکند تا مجوز رد دادرس برای رسیدگی به درخواست اعاده دادرسی باشد. اظهار عقیده در موضوع دعوی هم که به شرح بند ۷ ماده ۲۰۸ قانون آیین دادرسی مدنی از موارد رد دادرس محسوب شده منصرف از این مورد است. زیرا در در اعاده دادرسی مسائلی عنوان میشود که قبلاً مطرح نشده و سابقه رسیدگی ندارد، بنابراین رأی شعبه بیستم دیوان عالی کشور مبنی بر رسیدگی به درخواست اعاده دادرسی صحیح و منطبق با موازین قانونی است. این رأی بر طبق ماده واحده قانون وحدت رویه قضایی مصوب ۱۳۲۸ برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاهها در موارد مشابه لازم الاتباع است...
ماده ۲۸۷ قانون اصلاح موادی از قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۶۱/۶۱۶ رئیس دادگاه کیفری یک پس از رسیدگی و محاکمه متهم و مطالعه پرونده و نظریه مشاور هرگاه نظرش منتهی به برائت متهم و یا به کیفری کمتر از کیفرهای مندرج در ماده ۱۹۸ و تبصره آن باشد رأساً مبادرت به انشاء حکم می کند و این حکم به جز در موارد مذکور در ماده ۲۸۴ قطعی است لکن هرگاه نظرش منتهی به کیفرهای مذکور شد بدون انشاء رأی بدوا نظر و استنباط قضایی خ. ر. ب. طور کتبی موجهاً به دیوان عالی کشور ارسال می دارد. دیوان عالی کشور با ملاحظه نظریه دادگاه و رسیدگی شکلی به پرونده امر چنانچه نظریه را صحیح و موجه تشخیص داد آن را تنفیذ و پرونده را اعاده می نماید تا رئیس دادگاه انشاء حکم نماید که در این صورت رای صادره قطعی است.».
عالی کشور را می پذیرفت برابر آن حکم مقتضی صادر می نمود و در غیر این صورت پرونده حسب ارجاع به شعبه دیگری از دادگاه کیفری یک ارجاع می شد تا پس از رسیدگی ماهوی به همان ترتیب عمل شود ماده ۲۸۸ قانون اصلاح آیین دادرسی کیفری سال ۱۳۶۱). اما این حکم قانونی یعنی صدور نظریه پیش از انشای رأی که برای دادگاههای کیفری یک در نظر گرفته شده بود، در سال ۱۳۶۸ و به موجب ماده ۲۸ قانون تشکیل دادگاههای کیفری ۱ و ۲ و شعب دیوان عالی کشور مصوب ۱۱۳۶۸/۴/۲۰ تغییر یافت و دوباره به وضعیت اسبق یعنی صدور و انشای حکم برگشت.
- تصمیم دادگاه به مفهوم خاص تصمیم های حسبی آخرین گونه تصمیم و نظر دادگاه که در جریان رسیدگی و یا در خاتمه آن اتخاذ میگردد، صدور تصمیم به مفهوم خاص آن است. ساختن و گرفتن تصمیم در معنای ویژه آن اثری مانند رأی دادگاه ندارد و بیشتر از باب اداره کردن امری اتخاذ و اجرا می شود. صدور تصمیم از سوی دادگاه در اموری انجام می شود که اصولاً جنبه ترافعی ندارد و دادرسی به مفهومی که برای رسیدگی به دعوا و اختلاف طرفین سراغ داریم در جریان نیست. از همین مقدمه بر می آید که در اموری نظیر امور حسبی دادگاه مکلف به اتخاذ تصمیم می گردد بدون این که رسیدگی به آن امور موکول بر اختلاف و منازعه میان اشخاص و اقامه دعوا از سوی آنها باشد مواد ۱ و ۹ قاح از ویژگی های تصمیم دادگاه در امور حسبی آن است که مانند رأی دادگاه باید موجه و مدلل باشد ولی برخلاف رأی که اصولاً باید ابلاغ گردد تصمیم جز در موارد خاص و استثنایی اصولاً به طرفین ابلاغ نمیگردد ماده ۲۴ ق.اح؛ ضمن آن که تصمیم دادگاه در امور حسبی اصولاً قابل پژوهش و ۱. ماده ۲۸ قانون تشکیل دادگاههای کیفری ۱ و ۲ و شعب دیوان عالی کشور مصوب ۱۳۶۸/۴/۲۰: رئیس یا عضو علی البدل دادگاههای کیفری اعم از ۱ یا ۲ پس از رسیدگی و محاکمه و مطالعه و نظریه مشاور (در صورتی که دادگاه دارای مشاور باشد رأساً مبادرت به انشاء حکم می نماید. حکم مزبور جز در موارد تجدید نظر مذکور در این قانون و در قانون تعیین موارد تجدید نظر احکام دادگاهها و نحوه رسیدگی آنها مصوب ۱۳۶۷/۷/۱۴ قطعی است.».
سریت پروسی از تصمیم دادگاه در امور حسبی موجب تعویق اجرای تصمیم مورد شکایت نمی شود. در دعاوی و امور ترافعی نیز میتوان نمونه هایی از اقدام و عمل دادگاه را یافت که از ماهیت تصمیم برخوردار است. چنانچه در اجرای قرار تأمین خواسته موضوع ماده ۱۲۷ ق..د.م، سهمی از خوانده از محل محصول املاک و باغها توقیف شود دو سوم و محصولات مزبور در معرض تضییع باشد به فوریت ارزیابی شده و با تصمیم و نظارت دادگاه و بدون رعایت تشریفات فروخته خواهد شد. وجه حاصل از فروش مزبور نیز در حساب سپرده دادگستری تودیع می گردد تبصره ماده ۱۲۷ ق.آ.د.م.
موارد مرتبط 86
آرای مرتبط 10
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 517 مورخ 1367/11/18 هیات عمومی دیوان عالی کشور | عدم رد صلاحیت دادرس در اظهار نظر بر قابل تعقیب بودن متهم در مرحله رسیدگی به شکایت از قرار منع پیگرد
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 524 مورخ 1368/01/29 هیات عمومی دیوان عالی کشور | بررسی شرایط رد دادرس در درخواست اعاده دادرسی کیفری بر اساس ماده 332 قانون آیین دادرسی کیفری
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی از موارد رد دادرس محسوب شده منصرف از این م
-
رأی
هماستناد
رأی وحدت رویه شماره 517 دیوان عالی کشور در خصوص فسخ قرار موقوفی تعقیب توسط دادرس دادگاه کیفری و عدم احتساب نظر مزبور از موارد رد دادرس
با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره ۵۱۷ دیوان عالی کشور در خصوص فسخ قرار موقوفی تعقیب توسط دادرس دادگاه کیفری و عدم احتساب نظر مزبور از موارد رد دادرس
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
سوگند متهم در بزه قتل عمدی
ماده 332 قانون آیین دادرسی کیفری
-
رأی
هماستناد
لزوم تجدیدنظر در احکام قابل تجدیدنظرخواهی، مراد از بند 7 ماده 208 ق.آ.د.م. و ارجاع پرونده به دادرسی علیالبدل در صورت صدور قرار امتناع از رسیدگی توسط قاضی
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی که میگوید" وقتی که دادرس سابقا" در موضوع د
-
رأی
هماستناد
مکلف بودن دادسراها به اجرای احکام
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 (ب
-
رأی
هماستناد
رای شماره 790 مورخ 1387/11/08 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی سال 1318 صورت می پذیرد
-
رأی
هماستناد
رأی شماره 790 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص ابطال بند یک ماده 27 آییننامه ماده 37 قانون دفاتر اسناد رسمی و کانون سردفتران و دفتریاران با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی سال 1318 صورت میپذیرد
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 501 مورخ 1366/01/20 هیات عمومی دیوان عالی کشور | قابلیت تجدید نظر و نقض حکم بدوی بر اساس ماده 284 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1361 و تأثیر رأی وحدت رویه شما
ماده 287 قانون اصلاح موادی از قانون آیین دادرسی کیفری پرونده به دیوان عالی
نظریات مشورتی 40
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
رد دادرس بر مبنای اظهارنظر پیشین به عنوان قاضی
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی (بند د ماده 91 قانون جدید
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/2884 مورخ 1375/05/28 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص (1)- اعتبار و بقای ایراد رد دادرس در قوانین (2)- ایراد رد دادرس در مورد قاضی تحقیق با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی سابق - دادرسان دادگستری در موارد زیر باید
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/6946 مورخ 1374/11/03 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص تبدیل سمت دادرس به رئیس شعبه در رد دادرس با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی: وقتی که دادرس سابقا در موضوع اقامه شده به
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/5776 مورخ 1373/08/18 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص اظهارنظر قضات در هیأت حل اختلاف نسبت به ثبت متقاضیان در مقام رسیدگى به اعتراض به ثبت در همان پرونده با اصلاحات و
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی: وقتی که دادرس سابقا در موضوع دعوی اقامه ش
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/163 مورخ 1398/05/15
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 و نحوه اخذ کفیل در کانون اصلاح
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/2228 مورخ 1396/09/20
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/680 مورخ 1398/10/22
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در جرایم پیش بینی شده به ماده 2
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/366 مورخ 1395/02/26
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1663 مورخ 1398/11/08
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری 1392 این است که دادستان شرایط اعمال این م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/3394 مورخ 1398/04/05
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 اعلام می کند که اخذ کفیل یا وثی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1403/498 مورخ 1403/07/21
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری در مورد رسیدگی به اتهامات اطفال و نوجوانا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/283 مورخ 1397/02/23
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری 1392 با الحاقات
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/1542 مورخ 1395/07/03
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/1472 مورخ 1399/12/28
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 اعلام می کند که امکان صدور قرار
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1212 مورخ 1398/11/23
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری می توان استنباط نمود که در خصوص دختر بالغ
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1403/993 مورخ 1404/01/29
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1400/166 مورخ 1400/02/29
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1401/909 مورخ 1401/09/02
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/40 مورخ 1397/01/20
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
صدور قرار نگهداری موقت و اعزام متهمان 15 تا 18 سال به کانون اصلاح و تربیت در صورت عجز از معرفی کفیل یا تودیع وثیقه
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/99/1472 — 1399/12/28
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 و تصریح به امکان صدور قرار وثیق
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1400/166 — 1400/02/29
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری اخذ تامین کفیل یا وثیقه از ایشان امکانپذی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1401/909 — 1401/09/02
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری( تنها یک قرار تامین کیفری صادر میشود
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/1212 — 1398/11/23
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری پس از شرح نحوه اخذ تامین و چگونگی دسترسی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/98/1663 — 1398/11/08
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 این است که دادستان شرایط اعمال
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1401/909 مورخ 1401/09/02 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص صدور یک قرار تأمین کیفری نسبت به اتهامات متعدد متهم کمتر از 18 سال شمسی با صلاحیت ذاتی متفاوت جرایم ارتکابی
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/96/2228 مورخ 1396/09/20 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص مرجع تعیین مددکار اجتماعی، پزشک و روانپزشک موضوع بندهای الف و ب ماده 203 قانون آیین دادرسی کیفری با اصلاحات و
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1397/283 مورخ 1397/02/23 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص صدور قرار کفالت یا وثیقه در مورد نوجوان « بین بازه سنی پانزده تا هجده سال» متهم است که در صورت عجز وی از معر
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری 1392 با الحاقات
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/2341 مورخ 1398/04/31 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/163 مورخ 1398/05/15 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری 1392 (از عبارت «در صورت ضرورت» به بعد
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/40 مورخ 1397/01/20 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1403/498 مورخ 1403/07/21 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری در مقام رسیدگی به اتهامات اطفال و نوجوانا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/1212 مورخ 1398/11/23 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص ارتکاب جرائم متعدد توسط فرد بالغ کمتر از 18 سال شامل جرایم تعزیری و موجب حد یا قصاص و اینکه مطابق ماده 91 قان
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری می توان استنباط نمود که در خصوص دختر بالغ
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1403/993 مورخ 1404/01/29 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 366/95/7 مورخ 1395/02/26 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/97/3394 مورخ 1398/04/05 اداره کل حقوقی قوهقضائیه در خصوص ممنوعیت اخذ کفیل یا وثیقه برای افراد زیر 15 سال با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/99/1472 مورخ 1399/12/28 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص امکان صدور قرار التزام برای متهمان پانزده تا هجده سال بدون نیاز به تایید ولی قهری یا قیم با اصلاحات و الحاقات
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 و تصریح به امکان صدور قرار وثیق
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/95/1542 مورخ 1395/07/03 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص ممنوعیت تعقیب و تحقیق در جرایم منافی عفت با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/98/1663 مورخ 1398/11/08 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص تفاوت و اختلاف عبارت « به درخواست دادستان » در ذیل ماده 278 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 و عبارت « از طر
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری 1392 این است که دادستان شرایط اعمال این م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1400/166 مورخ 1400/02/29 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص بررسی امکان صدور قرار التزام با تعیین وجه برای متهمان پانزده تا هیجده سال با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری اخذ تامین کفیل یا وثیقه از ایشان امکان پذ
نشستهای قضایی 9
-
نشست قضایی
هماستناد
تصمیم قضایی در خصوص جرایمی که دو جرم هستند تحت یک عنوان مجرمانه
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 قرار موقوفی تعقیب مقدم است
-
نشست قضایی
هماستناد
نقض قرار منع تعقیب صادره از دادگاه به استناد کشف دلیل جدید
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری تقاضای تجویز تعقیب مجدد کند
-
نشست قضایی
هماستناد
صدور قرار تامین در جرایم اطفال زیر 15 سال
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نشست قضایی
هماستناد
ملاک صدور قرار نگهداری موقت در جرایم ارتکابی توسط نوجوان
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری
-
نشست قضایی
هماستناد
دستور جهت اخذ وجه التزام در صورت عدم حضور متهم نوجوان
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری مخصص ماده واحده قانون رشد متعاملین است
-
نشست قضایی
هماستناد
قرار نگهداری موقت به عنوان تأمین جایگزین حبس در صورت عجز از ارائه کفیل یا تودیع وثیقه
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری 1392
-
نشست قضایی
هماستناد
بررسی سرنوشت قرار نگهداری موقت در صورت ارائه وثیقه بعدی برای نوجوان 15 تا 18 ساله
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نشست قضایی
هماستناد
بررسی صدور قرار التزام برای متهم نوجوان
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 و تصریح به امکان صدور قرار وثیق
-
نشست قضایی
هماستناد
تایید قرار نگهداری موقت صادره در خصوص جرایم نوجوانان از سوی دادستان
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 به این نتیجه رسید که قرار نگهدا
مواد مرتبط 3
-
استناد
از این صفحه
ماده 287 — قانون آیین دادرسی کیفری
ماده 287 قانون اصلاح موادی از قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1361/6/6 الگو ب
-
استناد
از این صفحه
ماده 332 — قانون آیین دادرسی کیفری
ماده 332 قانون آیین دادرسی کیفری تصریح شده و رسیدگی دیوان عالی کشور مبنی ب
-
استناد
از این صفحه
ماده 208 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی از موارد رد دادرس محسوب شده منصرف از این م
مقرراتِ مرتبط 11
-
آییننامه
هماستناد
آییننامه راجع به شکایت از کارشناسان رسمی
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی از مداخله ممنوع باشد و یا اینکه بعلل دیگری
-
تصویبنامه
هماستناد
تصویب نامه قانونی راجع به کارگزاران دادگستری
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی برای رد دادرسان (به استثنای بند 7 ماده مزب
-
تصویبنامه
هماستناد
تصویبنامه هیات وزیران راجع به آیین نامه اصلاح توسعه معابر
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی باید از رسیدگی بدعوی امتناع نمایند و اصحاب
-
تصویبنامه
هماستناد
اصلاح تبصره ماده 15 آیین نامه شکایت از کارشناسان رسمی مصوب 1320/05/26
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی از مداخله ممنوع باشد و یا اینکه بعلل دیگری
-
تصویبنامه
هماستناد
تصویبنامه هیئت وزیران راجع به آئین نامه اصلاح توسعه معابر با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی باید از رسیدگی بدعوی امتناع نمایند و اصحاب
-
تصویبنامه
هماستناد
اصلاح تبصره ماده 15 آئین نامه شکایت از کارشناسان رسمی مصوب 1320/05/26 با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی از مداخله ممنوع باشد و یا اینکه بعلل دیگری
-
آییننامه
هماستناد
آئیننامه راجع به شکایت از کارشناسان رسمی با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی از مداخله ممنوع باشد و یا اینکه بعلل دیگری
-
آییننامه
هماستناد
آئین نامه های بند 4 ماده 6 و تبصره 2 ماده 6 و مواد 14 - 17 - 19 - 20 - 24 - 28 - 37 و 53 قانون دفاتر اسناد رسمی و کانون سردفتران و دفتر یاران مصوب تیرماه 1354 با اصلاحات و الحاقات
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی پیش بینی شده است
-
تصویبنامه
هماستناد
تصویب نامه قانونی راجع به کارگزاران دادگستری با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی برای رد دادرسان (باستثنای بند 7 ماده مزبور
-
آییننامه
هماستناد
آیین نامه های بند 4 ماده 6 و تبصره 2 ماده 6 و مواد 14 - 17 - 19 - 20 - 24 - 28 - 37 و 53 قانون دفاتر اسناد رسمی و کانون سردفتران و دفتر یاران مصوب تیرماه 1354
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی پیش بینی شده است
-
دستورالعمل
هماستناد
دستورالعمل نحوه مشارکت و تعامل نهادهای مردمی با قوه قضاییه
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری
دکترین 7
-
مقاله
هماستناد
سبق اظهار نظر ماهوی دادرس - یکی از جهات جرح و رد
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی از موارد رد دادرس محسوب شده منصرف از این م
-
مقاله
هماستناد
بند ت ماده ۴۲۱ ق
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی از موارد رد دادرس محسوب شده منصرف از این م
-
مقاله
هماستناد
بند ت ماده ۴۲۱ ق
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی از موارد رد دادرس محسوب شده منصرف از این م
-
مقاله
هماستناد
دستور دادگاه — البته اعلام و صدور نظر پیش از
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی از موارد رد دادرس محسوب شده منصرف از این م
-
مقاله
هماستناد
دستور دادگاه — البته اعلام و صدور نظر پیش از
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی از موارد رد دادرس محسوب شده منصرف از این م
-
مقاله
هماستناد
دستور دادگاه — ماده ۲۸۷ قانون اصلاح موادی از قانون
ماده 287 قانون اصلاح موادی از قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1361/616 رییس د
-
مقاله
هماستناد
دستور دادگاه — ماده ۲۸۷ قانون اصلاح موادی از قانون
ماده 287 قانون اصلاح موادی از قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1361/616 رییس د
نکتههای مرتبط 6
-
هماستناد
اصلاحیه برخی از مواد آیین نامه های: بند 4 ماده 6 و تبصره 2 ماده 6 و مواد 14 - 17 - 19 - 20 - 24 - 28 - 37 و 53 قانون دفاتر اسناد رسمی و کانون سردفتران و دفتریاران مصوب 1354
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی پیش بینی شده است
-
هماستناد
لزوم تجدیدنظر در احکام قابل تجدیدنظرخواهی، مراد از بند 7 ماده 208 ق.آ.د.م. و ارجاع پرونده به دادرسی علیالبدل در صورت صدور قرار امتناع از رسیدگی توسط قاضی
با اصلاحات و الحاقات بع
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی برای بعضی از آقایان این تصور حاصل شده است
-
هماستناد
اصلاحیه برخی از مواد آئین نامه های:
بند 4 ماده 6 و تبصره 2 ماده 6 و مواد 14 ـ 17 ـ 19 ـ 20 ـ 24 ـ 28 ـ 37 و 53 قانون دفاتر اسناد رسمی و کانون سردفتران و دفتریاران مصوب 1354
با
ماده 208 قانون آیین دادرسی مدنی پیش بینی شده است
-
هماستناد
لزوم تعیین نوع دیه انتخابی جانی در احکام صادره دادگاه کیفری یک
ماده 287 قانون اصلاح مواردی از قانون آیین دادرسی کیفری به دیوانعالی کشور ا
-
هماستناد
لزوم تعیین نوع دیه انتخابی جانی در احکام صادره دادگاه کیفری یک با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 287 قانون اصلاح مواردی از قانون آیین دادرسی کیفری به دیوانعالی کشور ا
-
هماستناد
مکلف بودن دادسراها به اجرای احکام با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 287 قانون آیین دادرسی کیفری عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 (ب
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
