دکترین
دگرگونی ابزار لهو: پارهای از سخنان فقهاء در این باب
فقیهان، به گونه جدا و مستقل، به این بحث نپرداختهاند و از لابه لای کلمات آنان نیز، نمیتوان رأی روشنی به آنان نسبت داد. بلکه پارهای از سخنان آنان با ویژگی ابزار سازگار است و پارهای با نبود ویژگی. آنچه به روشنی حرام بودن آن بیان شده، مانند: طنبور (سه تار)، عود (نی)، مزمار (ساز)، طبل (دهل)، بربط (نوعی ساز) و دف (دایره). ب. آنچه داخل عنوان معازف و ملاهی (آلات لهو) و هر چه بدان لهو شود، یعنی هر چیزی که برای لهو آماده شده باشد و عرف آن را ابزار لهو بداند.
همو مینویسد: معنای لهو، اجمال دارد و اراده عموم از آن ممکن نیست، از این روی، باید به اندازه یقینی از آن، بسنده کرد و آن ابزار ویژهای است که در فارسی به آن ساز میگویند، خواه در روایات، یادی از آن شده باشد، یا ابزار جدیدی باشد. همو میافزاید: آیا حرام بودن به کارگیری ابزار لهو، در جهتی ویژه است، که اگر در جای و جهت دیگر به کارگرفته شود، مانند: آگاهاندن، راندن حیوانات آزار دهنده و… حرام نخواهد بود؟ یا اینکه حرام بودن آن فراگیر است؟
احتمال دوّم برتر است و گویا در میان فقیهان مخالفی نباشد. این عبارتها، نشانگر ویژگی ابزار وارد شده در روایاتند. از سوی دیگر، همو مینویسد: قدر متیقن از ابزار لهو، که استفاده از آن حرام است، ابزاری است که از جنس مزمار و طبل و ابزار غنا باشد. این دو عبارت، چندان سازگاری با هم ندارند. زیرا از این ابزار، جز لهو بهره دیگری به دست نمیآید، پس خرید و فروش آنها، مطلقا حرام است. از این سخن، ویژگی نداشتن ابزار یاد شده در روایات را میشود استفاده کرد؛ زیرا اگر بهره غیر نادری بر آنها مترتب گردد، استفاده از آنها، مانعی نخواهد داشت.
اینها، نمونههایی بود از سخنان به نسبت روشن فقیهان و دیگر سخنان آنان این روشنی را ندارند. خلاصه: دشوار است به این فقیهان، یکی از دو رأی را نسبت داد. به نگر ما، نامهای یاد شده در روایات، ویژگی ندارند، برای ثابت کردن این سخن، باید دلیلها را به بوته نقد و بررسی نهیم و شواهد این دیدگاه را در لابه لای آن، بازگوییم.
منبع: ج۲، ص۶۳۷ · ج۲، ص۶۳۸ · ج۱، ص۵۴ · ج۱، ص۱۵ · ج۱۸، ص۲۰۰ ۲۰۱، موسسه النشر الاسلامی، قم · ج۲، ص۱۶۵، دارالهدی، قم · ج۲۲، ص۲۵ ۲۶، دارالکتب الاسلامیه، تهران · ج۱، ص۸۵، موسسه النشر الاسلامی، قم
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
