دکترین
دین (قرض): ادای دین
قصد و نیّت پرداخت دین- اعم از حالّ و مؤجّل- همچنین ادای دین حالّ و یا مؤجّل، که موعد آن رسیده، در صورت مطالبۀ طلبکار بر مدیون واجب است و تأخیر در بازپرداخت، با تمکن از ادای آن حرام م. ب.. ۵.
۱ - تعجیل در ادا با مصالحه طرفین تعجیل در پرداخت دین با مصالحۀ بین طلبکار و بدهکار، بدین گونه که بدهکار، دین را قبل از رسیدن موعد به طلبکار پرداخت نماید و طلبکار مقداری از طلب خ. ر. ب. او ببخشد ، یا مقداری از طلب را زودتر بگیرد و باقی مانده را در مهلت طولانیتر دریافت کند، جایز است. ۵.
۲ - افزودن مدت در مؤجل به شرط اضافه افزودن مدت در دین مؤجل، یا مدت دار قرار دادن دین حالّ، در برابر پرداخت مبلغی افزون بر دین، جایز نیست ربا و حرام است. ۵.
۳ - دریافت دین در صورت پرداخت بدهکار دریافت دین حالّ یا مؤجّل که موعدش رسیده و بدهکار اقدام به پرداخت آن کرده، بر طلبکار واجب است و در صورت خود داری، با در خواست بدهکار، حاکم او را وادار به قبول و متمکن از گرفتن آن میکند، به گونهای که از نظر عرف تحت تصرف و سلطنت وی قرار گیرد. در این صورت، ذمّۀ مدیون بری میشود و پس از آن درصورت تلف ، ضمانی بر عهدۀ وی نخواهد بود . و چنانچه مدیون نتواند مال را نزد خود نگه دارد، میتواند آن را به حاکم بدهد و ذمّهاش بری میگردد. چنان که در فرض عدم دسترسی به حاکم با کنار گذاشتن بدهی، ذمّهاش بری میشود. ۵.
۴ - مطالبه دین مؤجل قبل از موعد در دین مؤجّل، طلبکار پیش از رسیدن موعد، حق مطالبه ندارد. در وجوب قبول آن در فرض پرداخت پیش از موعد از سوی بدهکار، اختلاف است. در کتاب تحریرالوسیلة و اما دین مؤجل، پس اشکالی نیست که پیش از آنکه سررسیدش برسد طلبکار حق مطالبه آن را ندارد، ولی اشکال در این است که اگر بدهکار، تبرعاً اقدام به ادای آن کرد آیا بر طلبکار قبول آن واجب است یا نه؟ دو وجه، بلکه دو قول است که اقوای آنها دومی است (که واجب نیست)؛ ۵.
۵ - بریشدن ذمه در صورت غیبت طلبکار راه بریشدن ذمّۀ بدهکار در فرض غایب بودن طلبکار و حالّ بودن دین و عدم امکان دسترسی به وی، پرداخت بدهی به حاکم است و با نبود حاکم، دین بر ذمّۀ بدهکار میماند تا زمانی که آن را به طلبکار ی. ق. م. وی، همچون ورثه بپردازد، و پیش از مرگ واجب است مقدار بدهی را مشخص و وصیّت کند که آن را به طلبکار بپردازند و با یأس از پیدا شدن وی یا ورثهاش، مال حکم مجهولالمالک را دارد و بنابر مشهور، از طرف صاحبش صدقه داده میشود. ۵.
۶ - پرداخت دین از سوی غیر تبرعا پرداخت دین از سوی غیر مدیون به صورت تبرّعی، جایز و موجب بری شدن ذمّۀ مدیون میشود؛ خواه وی زنده باشد یا مرده، اذن داده باشد یا نداده، و حتی منع کرده باشد. و قبول آن بر کسی که بدهی ملک او هست واجب است. ۵.
۷ - مرگ مدیون یا دائن در دین حالّ با مرگ مدیون، بدهی مدت دار وی حالّ میشود و پرداخت آن بر ورثه واجب است؛ لیکن در صورت مرگ دائن ، بنابر مشهور، ورثۀ او باید تا سر موعد صبر کنند. ۵.
۸ - وجوب تلاش مدیون هنگام حالّشدن دین بر مدیون واجب است هنگام حالّ شدن دین و مطالبۀ طلبکار، همۀ تلاش خود را برای پرداخت دین به کارگیرد، هرچند با فروختن اجناس و اجاره دادن املاک و مانند آن، حتی با قیمت کمتر. البته فروش خانۀ مسکونی و لوازم ضروری آن، از قبیل فرش و ظروف ، همچنین لباسهای مورد نیاز و [[|مرکب]] و [[|خدمتکار]] در صورتی که شأنش اقتضا کند و نیز هر چیزی دیگر که از نیازمندیها و ضروریات زندگی به شمار رود، از این حکم مستثنا است. ۵.
۹ - کارکردن برای ادای دین آیا کارکردن برای ادای دین بر مدیون قادر بر کسب واجب است؟ مسئله اختلافی است. برخی، کار و کسب متناسب با شئون فرد را، بویژه در فرضی که تکلّف آور نباشد، جهت ادای دین، واجب دانستهاند.
منبع: الروضة البهیة ج۴، ص۱۷-۱۸ · کتاب السرائر ج۲، ص۳۳ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص:۶۹۰، کتاب الدین و القرض، مسالة ۸ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۶۹۰، کتاب الدین و القرض، مسالة ۸ · جواهر الکلام ج۲۳، ص۱۲۱-۱۲۲ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۶۸۹، کتاب الدین و القرض، مسالة ۳ · مهذّب الاحکام ج۲۱، ص۸-۱۰ · مهذّب الاحکام ج۲۱، ص۹-۱۰ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۶۸۹، کتاب الدین و القرض، مسالة ۲ · مهذّب الاحکام ج۲۱، ص۱۲ · الروضة البهیة ج۴، ص۱۸ · مهذّب الاحکام ج۲۱، ص۱۵-۱۶ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۶۸۹، کتاب الدین و القرض، مسالة ۴ · مهذّب الاحکام ج۲۱، ص۱۷-۱۸ · مهذّب الاحکام ج۲۱، ص۲۹ · مهذّب الاحکام ج۲۱، ص۲۲-۲۵ · مهذّب الاحکام ج۲۱، ص۲۳-۲۴
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
