دکترین
ذبح: شرایط ذبح
۵.
۱ - روبه قبله بودن ذبیحه روبه قبله بودن ذبیحه هنگام ذبح در صورت امکان. در اینکه همه قسمت جلوی بدن، یعنی صورت، سینه، گلو و شکم حیوان باید روبه قبله باشد یا روبه قبله بودن محلّ ذبح (گلو) کفایت میکند، اختلاف است. چنانچه از روی فراموشی یا جهل و یا ندانستن قبله ، حیوان به طرف قبله ذبح نشود، اشکال ندارد. روبه قبله بودن ذابح شرط نیست. ۵.
۲ - بردن نام خدا توسط ذابح، هنگام ذبح بردن نام خدا توسط ذابح، هنگام ذبح، مانند گفتن «بسم الله »، «الحمد للّٰه» یا «سبحان الله ». در کفایت گفتن « الله » به تنهایی اختلاف است. ۵.
۳ - زنده بودن ذبیحه هنگام ذبح زنده بودن ذبیحه هنگام ذبح. در صورت مشتبه بودن حال حیوان بین مرگ و حیات ، چنانچه پس از ذبح حرکتی که گویای حیات باشد- مانند برهم زدن چشمها، دست و پا زدن یا تکان دادن دم- از آن سربزند یا از بدنش خون متعارف بیرون آید و یا بنابر قولی، هر دو نشانه تحقق یابد، حکم به زنده بودن و حلّیت حیوان میشود. البته بسیاری از فقها استقرار حیات ، به معنای قابلیت زنده ماندن حیوان به مدّت یک روز یا بیشتر قبل از ذبح را شرط دانستهاند و برخی در حکم به حلّیت ذبیحه، تکان خوردن آن پس از ذبح یا بیرون آمدن خون متعارف یا تحقق هر دو نشانه را کافی دانستهاند. قائلان به استقرار حیات نیز در فرض مشتبه بودن حال حیوان ، حرکت گویای حیات ، یا خروج خون متعارف و یا هر دو را نشانه استقرار حیات دانستهاند. بنابر این، در فرض اشتباه، بدون هیچ اختلافی، حرکت یا خروج خون و یا هر دو- بنابر اختلاف اقوال- در حکم به حلّیت ذبیحه کفایت میکند. از این رو، برخی گفتهاند: بین علامت یاد شده و استقرار حیات ملازمه وجود دارد و در نتیجه، اکتفا به آن مطلقا جایز است؛ زیرا شرط استقرار حیات در صورتی فایده خواهد داشت که با وجود علامت یاد شده علم به عدم استقرار حیات حاصل شود؛ در حالی که با وجود ملازمه بین آن دو، چنین چیزی امکان پذیر نیست. در نتیجه، ثمرهای بر این شرط مترتّب نخواهد بود. ۵.
۴ - ذبح کردن حیوان از طرف گلو بنا بر قولی ذبح کردن حیوان از طرف گلو و نه پشت سر، بنابر قول گروهی از فقها. در مقابل، گروهی دیگر، ذبح از قفا را نیز در صورتی که حیوان قبل از بریدن اوداج اربعهاش و بعد از آن زنده باشد، صحیح دانستهاند؛ البته با اختلاف در لزوم حیات مستقر یا کفایت صرف حیات ، هرچند غیر مستقر، چنان که گذشت. ۵.
۵ - پی در پی بریدن اوداج اربعه بنابر مشهور پی در پی بریدن اوداج اربعه، به گونهای که همه رگهای چهارگانه قبل از جان دادن حیوان بریده شوند. در اینکه جدا کردن سر حیوان قبل از جان دادن حرام است یا مکروه ، اختلاف است؛ چنان که بنابر قول به حرمت ، در اینکه گوشت ذبیحه نیز حرام میشود یا نه، اختلاف است. بسیاری قائل به عدم حرمت آن هستند. بنابر قول مشهور ، کندن پوست ذبیحه یا جدا کردن عضوی از آن قبل از سرد شدن مکروه است. برخی، آن را حرام و موجب حرمت گوشت ذبیحه دانستهاند.
منبع: جواهر الکلام، ج۳۶، ص۱۱۰ -۱۱۱ · مسالک الافهام، ج۱۱، ص۴۷۶ · جواهر الکلام، ج۳۶، ص۱۱۱ · جواهر الکلام، ج۳۶، ص۱۱۱ -۱۱۲ · مسالک الافهام، ج۱۱، ص۴۷۷ -۴۸۸ · جواهر الکلام، ج۳۶، ص۱۱۳ · جواهر الکلام، جلد ۳۶، ص۱۴۱ -۱۵۳ · جواهر الکلام، ج۳۶، ص۱۴۱ -۱۴۸ · وسیلة النجاة، ص۶۰۶ · المبسوط، ج۱، ص۳۹۰ · مهذّب الاحکام، ج۲۳، ص۶۸ · جواهر الکلام، ج۳۶، ص۱۲۰ -۱۲۳ · جواهر الکلام، ج۳۶، ص۱۲۳ -۱۲۵
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
