دکترین
رابطه دوستی: اقسام دوستی
رابطه دوستی دو جزء مهم دارد: نخست محبت و دیگر مصاحبت پایدار.
جزء دوم رفتاری است که فرد خود اتنخاب میکند و از این رو دارای ارزش اخلاقی مثبت یا منفی است. ولی جزء اول به خودی خود یک فعل ارادی نیست؛ شناخت ، مهمترین مقدمه به وجود آمدن محبت است و تحصیل آن به اختیار انسان و افعال اختیاری او بستگی دارد. مصاحبت دوستان با یکدیگر ریشه در محبتهای متنوعی دارد. بر حسب تفاوت محبتها، دوستی اقسامی مییابد. محبت دو انسان به یکدیگر از سه حالت خارج نیست؛ بنابراین دوستی نیز سه قسم است: ۱.
۱ - لذت مصاحبت دو نفر ممکن است یکدیگر را دوست داشته باشند و از ملاقات و گفتگوی یکدیگر لذت ببرند و هیچ مطلوب دیگری را جستجو نکنند. به عبارت دیگر ممکن است مصاحبت دو نفر به غرض رسیدن به هیچ چیز دیگری جز لذتی که از مصاحبت با هم میبرند نباشد. لذت حاصل از مصاحبت میتواند ناشی از کمال باشد که دو دوست در هم میشناسند. خواه کمال، ظاهری باشد و خواه عقلی و معنوی، مانند: اخلاق نیکو. به هرحال اگر التذاذ حاصل از این مصاحبت، مذموم باشد مصاحبت از نظر اخلاقی ارزش منفی خواهد داشت. ۱.
۲ - مصاحبت برای امر محبوب ممکن است دوستی دو نفر برای رسیدن به لذتی نباشد که در نفس دوستی حاصل میشود؛ بلکه دوستی وسیلهای باشد که رسیدن به یک امر محبوب را ممکن میکند. در این رابطه دوستی جزء اول دوستی یعنی محبت اصیل نیست. با این حال همین محبت موجب اقدام به مصاحبت میشود. اگر غرض از مصاحبت رسیدن به مطلوبی همچون مال و جاه و علم باشد ارزش اخلاقی مصاحبت وابسته به غرضی است که فرد از کسب مال و جاه و علم دارد. ۱.
۳ - مصاحبت بهخاطر خدا نوع دیگری از دوستی وجود دارد که ناشی از محبت انسان به خداست. یکی از آثار محبت بنده به خداوند ، محبت به دوستان خداست. اگر کسی را به سبب بندگی خدا و اخلاص و اعمال صالحش دوست داشته باشد دوستی او ادامه دوستی خداست و آن را حب فی اللَّه میخوانیم. مصاحبت فرد با کسی که او را برای خدا دوست دارد فعلی با ارزش اخلاقی مثبت است. دوستی به خاطر خدا بسیار ارزشمند است. به طوری که اگر کسی به خاطر خدا شخصی را دوست داشته باشد ولی آن شخص در واقع اهل آتش باشد، خداوند به این دوستی و محبت پاداش خواهد داد. اگر کسی دیگری را برای خدا دوست داشته باشد خداوند او را برای دوستیش پاداش میدهد، حتی اگر محبوب او در علم خداوند اهل آتش باشد و اگر کسی را برای خدا دشمن دارد خداوند به او به سبب این دشمنی صواب میدهد، حتی اگر آن که دشمن داشته است در علم خدا اهل بهشت باشد». به نظر میرسد این روایت و برخی دیگر از روایات، به جزء نخست دوستی، یعنی محبت اشاره دارند و علت این که به یک حالت قلبی و غیراختیاری ثواب داده میشود این است که مقدمات محبت به وسیله اعمال اختیاری فراهم میشود. ۱.
۴ - دقت در انتخاب دوست جزء دوم دوستی یعنی مصاحبت با محبوب، عملی اختیاری است. بنابراین حتی اگر کسی در قلب خود محبت اهل معصیت و گمراهان را مییابد باید از دوستی با او بپرهیزد زیرا مصاحبت با او موجب گمراهی و هلاکت است. از پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) روایت شده است: «والمرء علی دین خلیله فلینظر احدکم من یخالل؛ آدمی بر دین دوست خود است پس همه باید بنگرند که با چه کسی دوستی میکنند». قرآن کریم نیز بر این تاکید میکند: «یوم یعض الظالم علی یدیه یقول یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا• یا ویلتی لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا• لقد اضلنی عن الذکر بعد اذجاءنی و کان الشیطان للانسان خذولا؛ و روزی است که ستمکار دستهای خود را میگزد و میگوید: ای کاش با پیامبر راهی را بر میگرفتم• ای وای کاش فلانی را دوست خود نگرفته بودم او بود که مرا به گمراهی کشانید پس از آن که قرآن به من رسیده بود و شیطان همواره خوارکننده انسان است». انتخاب دوست باید با دقت و بررسی صورت پذیرد. نباید به سبب محبتی که در قلب خود مییابیم با کسی دوستی کنیم؛ بلکه نخست باید منشا محبت را جستجو کرد و پس از اطمینان از الهیبودن آن محبت، رفتار و صلاحیتهای فرد محبوب را بررسی نمود و در صورتی که او انسانی مؤمن و صالح بود با او دوستی کرد. اگر این گونه عمل شود دوستی پایداری پدید خواهد آمد. از امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) روایت شده است: «من اتخذ اخا بعد حسن الاختبار دامت صحبته و تاکدت مودته؛ کسی که پس از بررسی دقیق کسی را دوست خود گیرد، مصاحبت آن دو دوام خواهد یافت و دوستی آنان محکم میشود». ولی اگر برگزیدن دوست بدون بررسی باشد، منشا فساد و گمراهی است. کسی که بدون بررسی دوستی برگزیند اضطرار او را به همراهی با بدکاران وادار میکند.
منبع: المحجة البیضاء، ج۳، ص۲۹۲ · المحجة البیضاء، ج۳، ص۳۰۹ · فرقان/سوره۲۵، آیه۲۹ - ۲۷ · ج۱، ص۶۴۸
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
