Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

آیا تاثیر و تاثّر به نحو تعانُد است یا تعاضُد؟ آیا این تاثیرگذاری امکان دارد؟ آیا وقوع یافته است؟ مطلوب است یا خیر؟ ۱۰. ۱ - ادراک حسی و تجربی زیرا اولا، ادراک حسی و تجربه‌ی خالی از صبغه‌ی تئوریک و عاری از هرگونه پیش‌داوری میسّر نیست؛ مانند توصیف دقیق وضعیت یک لام میکروسکپ که میکروب دیفتری روی آن کشت شده است. پس هر مشاهده و احساس، مصبوغ به صبغه‌ی تئوری‌ها است؛ ۱۰. ۲ - مشاهدات و ادراکات مسبوقه ثانیاً، مشاهدات و ادراکات حسی، بی‌طرفانه نیست؛ زیرا ادراک حسی، مسبوق به علاقه‌ای خاص، سؤالی معین یا مسئله‌ای ویژه است. مجموعه‌ای از توقعات و انتظارات، بر مشاهده و احساس مقدم است. گالیله آونگ را یک شیء دارای اینرسی می‌دید که کمابیش حرکت نوسانی خود را تکرار می‌کند، حال آن که ارسطوییان پیش از او، آن را شیئی می‌دیدند که به کندی به حالت سکونِ نهایی‌اش می‌گراید؛ بنابراین وقتی دانشمندی در فیزیک می‌گوید: با ورود نور، از محیطی چون هوا، به محیط دیگری چون آب ، نور می‌شکند. در واقع، تصورات فلسفی خود را مبنی بر وجود نور، حرکت و غیره پذیرفته است؛ بدون تسلیم آن‌ها نمی‌توان قدم از قدم برداشت. در نتیجه، این ادعا که گزاره‌های مشاهداتی، تکیه‌گاه مطمئنی برای بنای کاخ معرفت تجربی‌اند نیز ناتمام است؛ برای نمونه جمله‌ی «پرتو الکترون توسط قطب شمال آهن ربا دفع گردید»، متضمن فرضیات مضمر بسیاری است که با‌اندک تاملی آشکار می‌گردند؛ هوّیاتی مانند الکترون، میدان مغناطیسی، قطب شمال و جنوب، هیچ کدام با تجربه و مشاهده‌ی محض به دست نیامده‌اند و نیز افتادن سیب و جزر و مد دریاها، مشاهداتی هستند که به ظاهر ربطی به هم ندارند و تنها با عرضه شدن مفهوم جاذبه‌ی بین دو جِرم است که می‌توان فهمید که هر سه، مصادیق یک انگاره‌ی ذهنی و یک نظریه‌ی علمی‌اند و اصولا ربط و بی‌ربطی میان اعیان و اشیای خارجی، محسوس و مشهود نیست بلکه معقول است که با داشتن تئوری‌های پیشین قابل فهم است. مفاهیمی مانند انرژی، انتروپی، ژن، مولکول، ناهنجاری، شعور ناآگاه، وجدان جمعی و... مثال دیگر برای تبیین، افزایش حجم بادکنکی که دَرِ آن بسته شده و جرم هوای داخل آن ثابت است و به جهت مجاورت با شوفاژ، حجم آن بالا رفته، از تئوری جنبشی گازها و حرکت و برخورد مولکول‌های هوای داخل آن و انرژی انتقال استفاده شده است. خلاصه‌ی سخن آن که بین واقعیات ظاهر شده و تفسیر ناشده و بین نظریه‌ها تفاوت جوهری وجود دارد؛ زیرا تئوری‌ها در تبیین واقعیات مشهود، اصطلاحاتی را به کار می‌گیرند که در قوانین تجربی یافت نمی‌شوند؛ به همین جهت برای ربط زبان تئوریک به زبان تجربه، از قواعد تبدیل (Transformatian Rules) و یا قواعد تطابق (Of Correspondence Rules) بهره گرفته می‌شود؛ بنابراین، گزاره‌های مشاهدتی مسبوق و مصبوغ به نوعی نظریه‌اند و به میزانی که این نظریه‌ها و مفروضات مضمر در گزاره‌های مشاهداتی خطاپذیر باشند، گزاره‌های مشاهداتی نیز خطاپذیر و غیرقابل اعتمادند؛ گرچه میدانی برای امکان داوری همگانی را باز می‌گذارد. منبع: عبدالحسین خسروپناه، منطق استقرای علمی، چاپ موسسه‌ی امام صادق (علیه‌السّلام) · چیستی علم، ص۳۵-۴۰ · علم و دین، ص۱۷۱ · علم و دین، ص۱۷۱-۱۷۲ · تفرج صنع، ص۱۲۰ · تفرج صنع، ص۱۲۱ · علم ودین، ص۱۷۱ · تفرج صنع، ص۹۹-۱۰۲ · علم و دین، ص۱۷۲ · دامپی یر، تاریخ علم، ص۲۶۵-۲۷۰ · فلسفه علوم اجتماعی، ص۱۰۰ · فلسفه علوم اجتماعی، ص۱۰۱ · چیستی علم، ص۴۱-۴۲ · چیستی علم، ص۹۹-۱۱۲

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین