دکترین
سبب: معرفی سبب
۳.
۱ - سبب در لغت سبب در لغت به معنای ریسمان آمده است؛ چنان که به مناسبت، بر هر وسیلهای (هر چیزی که بدان به چیزی دیگر دست مییابند) نیز اطلاق شده است. ۳.
۲ - سبب در اصطلاح فقهی سبب دراصطلاح عبارت است از وصف وجودی نمایان و منضبطی که معرف و نشانه حکم شرعی قرار داده شده است؛ به گونهای که از وجود آن، وجود حکم و از عدمش عدم حکم لازم میآید، مانند روزهای ماه رمضان که سبب وجوب روزه، و یا خویشاوندی که سبب ارث بردن است. ۳.
۳ - تفاوت سبب با شرط تفاوت سبب با شرط آن است که شرط در اصطلاح، چیزی است که از عدم آن عدم حکم لازم میآید، لیکن وجودش مستلزم وجود حکم نیست، مانند بلوغ که شرط نماز است. ۳.
۴ - تفاوت سبب با علت در تفاوت سبب با علت ، برخی گفتهاند: در علّت، مناسبت میان علت و حکم مترتب بر آن، پیدا و آشکار است، مانند نجاست که سبب وجوب تطهیر و زنا که سبب وجوب حد است؛ اما سبب اعم از آن است و گاه مناسبت میان آن و حکم آشکار نیست، مانند اوقات نماز که سبب وجوب نماز است. در این مثال، هرچند در واقع بین سبب ( وقت ) و وجوب نماز مناسبت وجود دارد، لیکن ظاهر نیست. ۳.
۵ - تفاوت سبب با مانع تفاوت سبب با مانع آن است که مانع چیزی است که از وجود آن، عدم حکم لازم میآید؛ لیکن عدمش، مستلزم وجود یا عدم حکم نیست، مانند حیض که مانع وجوب نماز است. ۳.
۶ - سبب در مقابل مباشر و نسب در کلمات فقها ، سبب گاه- در بحث اتلاف و جنایت بر دیگری - مقابل مباشر به کار رفته و مراد از آن مقدماتی است که در تحقق تلف یا پیدایی جنایت نقش دارد؛ به گونهای که بدون آن، تلف یا جنایت تحقق نمییابد و گاه- در بحث ارث و ازدواج - در مقابل نسب به کار میرود و مراد از آن پیوند غیر نسبی میان افراد است؛ پیوندی که به سبب ازدواج یا ولاء پدید میآید. در کتب فقهی از سبب به معنای نخست، بحثی مستقل نشده، لیکن در بعضی کتابهای نگارش یافته تحت عنوان قواعد فقهی ، از آن سخن رفته است.
منبع: ج۱، ص۴۵۸ · القواعد و الفوائد، ج۱، ص۳۹ · نضد القواعد الفقهیة، ص۲۹-۳۰ · ص۳۸-۳۹
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
