دکترین
سحر (جادو): سحر در لغت
سحر در لغت به معناى خدعه و نیرنگ، چشمبندى، و به تعبیر قاموس: سحر کردن یعنی خدعه نمودن. اظهار باطل در چهره حق ، برگرداندن چیزى از مسیر درست آن و هر چیزى که منشأ و سبب آن دقیق و لطیف باشد، آمده است: کل مالطف و دق. برخى لغویان گفتهاند: اصل سحر تبدیل چیزى از حقیقت خود ب. غ. آن است و به عمل ساحر از این جهت که باطل را به صورت حق نشان مىدهد و چیزى را در خیال افراد، خلاف حقیقت آن نمایان مىسازد، سحر گفتهاند. خدعه و خیالات بدون حقیقت و واقعیت همانند شعبده و تردستی. ۲. جلب شیطانها از راههای خاصی و کمک گرفتن از آنان. ۳. معنی دیگری است که بعضی پنداشتهاند و آن این که: ممکن است، با وسائلی ماهیت و شکل اشخاص و موجودات را تغییر داد، مثلا انسان را به وسیله آن به صورت حیوانی در آورد، ولی این نوع خیال و پنداری بیش نیست و واقعیت ندارد.
منبع: العین، واژه «سحر» ج۳، ص۱۳۵ · مفردات راغب، ج۱، ص۴۰۰، «سحر»
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
