دکترین
سن بلوغ: دیدگاه علما
جمع بین آنها ایجاب میکند بلوغ سنّی، نسبت به تکالیف مختلف، اختلاف داشته باشد، چنانکه از احادیث وارد شده در مورد روزه بهدست میآید بر دختر قبل از پایان سیزده سالگی روزه واجب نیست، مگر قبل از این سن، حیض شود. از روایات وارده در مورد حدود، نیز استفاده میشود که در نه سالگی، حدّ بر دختران جاری میشود. همچنین روایاتی در باب وصیت ، عتق و ... دلالت دارد که از فرد ده ساله این امور صحیح است». برخی از محقّقین معاصر نیز همین نظریه را پذیرفتهاند. این نظریه، مخالف نظریه مشهور است که سن نه سالگی را ملاک قرار دادهاند و به دلیل ترجیح روایاتی که مستند قول مشهور قرار گرفته، روایات مستند این نظریه، نمیتواند با آنها به معارضه برخیزد. ۵.
۳ - فقهای معاصر برخی از فقهای معاصر، سیزده سالگی را سن بلوغ دختران میداند. مستند این نظریه، روایتی است ضعیف، که نمیتواند مستند فتوی قرار گیرد. ۵.
۴ - برخی از محقّقین برخی از محقّقین هم معتقدند هر چند روایات، بلوغ دختران را نه سالگی دانستهاند ولی با بررسی زمان صدور روایات، و ویژگیهایی که دختران آن زمان دارا بودند، میتوانیم از راه تحوّل اجتهاد ، بگوییم که روایات، نظر به دختران آن زمان دارد، نه به دخترانی که در زمانهای بعدی هستند. وی در ادامه میگوید: پس میتوانیم بگوییم نه سالگی برای حاصل شدن بلوغ دختران در روزگار معصومین (علیهمالسّلام) موضوعیت ندارد، بلکه طریقیت دارد.
در آن زمان که نُه سال گفته شده، از باب تعیین مصداق بوده است و معیار و میزان برای پیدایش بلوغ، عادت ماهانه است نه، نُه سالگی. این نظریه در صورتی موجّه است که ملاک در بلوغ دختران فقط حیض باشد، در حالی که از روایات، استفاده میشود که سن نه سالگی مدخلیت دارد و همان بلوغ م. ب. و حیض علامت آن است. ۵.
۵ - رفع تعارض دیدگاهها
۱. دیدگاه مشهور (نظریه غیر مشهور این است که صرف ورود در سالهای پانزده و نه، کفایت میکند. ) میان فقیهان این است که بلوغ سنّی پسران با کامل شدن سال پانزدهم و در دختران با کامل شدن سال نهم، تحقّق مییابد. صرف ورود در سال پانزدهم و نهم، کفایت نمیکند. بسیاری از فقها با صراحت این مساله را بیان نمودهاند. مستند این نظریه، روایات معتبر و استصحاب عدم تحقّق بلوغ، قبل از کامل شدن سال اخیر و دیگر ادلّه م. ب..
۲. ملاک در کامل شدن سال اخیر، عرف است و دقّتهای عقلی و ریاضی مستند عمل قرار نمیگیرد.
۳. معیار در تعیین سال بلوغ، قمری است، زیرا متعارف در زمان صدور روایات و بیان ادّله و نیز متبادر از آنها، سالهای قمری است.
۴. اثبات سنّی که معیار بلوغ است، با موازین و ملاکهای شرعی، مانند علم ، بیّنه و شهادت شهود، شیوع، و گفتار پدر و مادر تحقّق مییابد. در انبات ، علاوه بر این امور، در صورت ضرورت و نیاز، با بررسی و امتحان موضع، و در خصوص احتلام، ادّعای کودک نیز مسموع و قابل قبول است.
۵. از آن گذشته، ناتوانی احتمالی دختر در نه سالگی نسبت به انجام دادن برخی عبادات یا معاملات، با وجود قواعد فقهی مانند لاحرج و لاضرر و همچنین نیاز به احراز رشد برای انجام معاملات، قابل حل است. همچنین گفتهاند که مراد از تعبیر مذکور در حدیث یاد شده، آمادگیِ دختر در این سن برای قاعدگی است نه قاعدگیِ بالفعل. و بالاخره، ب. ت. ب. احادیث متواتر و شهرت فتوایی و ضعیف بودن روایات معارض، نمیتوان فتوای بلوغ دختر در نه سالگی را نادیده گرفت.
منبع: مفاتیح الشرائع، ج۱، ص۱۴ · کتاب بلوغ دختران، ص۱۵۴ · المبسوط، ج۱، ص۲۶۶ · الوسیلة الی نیل الفضیلة، ص۱۳۷ · الجامع للشّرائع، ص۱۵۳ · الوسیلة الی نیل الفضیلة، ص۳۰۱ · رساله عملیه، ص۵۰۹ · ج۶، صباب دهم، فصل پنجم · کتاب بلوغ دختران، ص۲۶۹ـ۲۷۰ · مجمع الفائدة و البرهان، ج۹، ص۱۹۰ · جامع المقاصد، ج۵، ص۱۸۲ · الکافی، ج۷، ص۶۹ ح۶-۷ · تذکرة الفقها، ج۱۴، ص۱۹۸ · مسالک الافهام، ج۴، ص۱۴۴ · المناهل، ص۸۴ · قواعد الاحکام، ج۲، ص۱۳۴ · مسالک الافهام، ج۲، ص۴۹ · پژوهش در بلوغ دختران، ج۱، ص۳، ص۷، کیهان اندیشه، ش ۶۶ (خرداد و تیر ۱۳۷۵) · البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۷۲۷۳، قم ۱۴۱۸ · البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۶۶۷۱، قم ۱۴۱۸
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
