دکترین
سن بلوغ: سن بلوغ پسران
مشهورترین (برخی دیگر چهارده سال را ملاک قرار دادهاند. برخی دیگر سیزده سال را ذکر نمودهاند. و گروه سوّم بین عبادات و حدود و معاملات تفصیل قائل شده و معتقدند نسبت به اجراء حدود و انجام معاملات. حدّ بلوغ پسران، پانزده سال است. و در عبادات کمتر است. ) نظریه در میان فقیهان، از گذشته تا به حال (قدماء، متاخّرین و معاصرین) این است که سن بلوغ در پسران پانزده سال تمام است. در قوانین جمهوری اسلامی ایران نیز معیار بلوغ در سن پسر، پانزده سال تعیین شده است. ۳.
۱ - ادلّه فقهی ادلّه فقهی معیار سن بلوغِ پسران:
۱. اجماع . ۲. «وَ ابتَلُوا الیَتَامی حَتَّی اِذَا بَلَغُوا النِّکَاحَ فَاِن انَستُم مِّنهُم رُشداً؛ یتیمان را آزمایش کنید تا هنگامیکه بالغ شده و تمایل به نکاح پیدا کنند، آنگاه اگر آنها را دانا به درک مصالح زندگانی خود یافتید، اموالشان را در اختیارشان قرار دهید.» (بَلَغُوا النِّکاحَ)، یعنی به حدّی برسند که قادر بر مجامعت و انزال منی باشند و استعداد آن را داشته باشند. باید دانست مقصود از خروج منی و احتلام ، بالفعل نیست.
خلاصه آنکه در این آیه، حکم جواز دفع مال به ایتام و دخالت آنها در اموال خود، معلّق بر بلوغ نکاح شده است و معنی آن چنانکه مفسّرین ذکر نمودهاند، استعداد و توان نکاح و قدرت بر انزال م. ب. و معلوم است استعداد انزال، مستلزم وقوع آن در خارج نیست. بنابراین ممکن است شخص، بالغ باشد، هرچند به دلیل عدم خروج منی از او، لازم نباشد غسل نماید. بعضی از فقها معتقدند آیه شریفه، بر این علامت دلالت دارد، زیرا مقصود از بلوغ، قدرت بر آمیزش و انزال است و کسی که پانزده سال نداشته باشد، این توانایی را ندارد.
۳. در مورد اطفال استصحاب عدم بلوغ جاری است و رفع این حالت نیاز به دلیل و اطمینان دارد و دلیل روشنی غیر از اتمام پانزده سال وجود ندارد. بنابراین پانزده سال، حدّ بلوغ است.
۴. قبل از پانزده سالگی، اصل برائت از تکلیف جاری است.
۵. فرمودند: بین سالهای هفت تا نه سال. سؤال نمودم و در چه سالی برای روزه؟ فقال: «فِیمَا بَینَ خَمسَ عَشَرةَ او اَربَعَ عَشرةَ». بین سالهای چهارده و پانزده سالگی. یکی از فقها در نحوهی استدلال به این روایت میگوید: (قبل از سنین چهارده و پانزده سالگی، وقت وادار نمودن کودک به تمرین برای انجام نماز و روزه و تادیب او در ترک آنها بیان شده است، چنانکه از سیاق عبارت و تردید بین دو عدد چهارده و پانزده، همین معنی استفاده میشود، و مقتضای عبارت، مؤید این معنی است که بلوغ در یکی از این دو سن تحقّق مییابد.
لیکن در عدد اقّل، یعنی چهارده سال، ممتنع است. زیرا در اینصورت زمان متوسط بین چهارده و پانزده، تمرین محسوب نمیگردد و لازمهی تردید این است که باید اینگونه باشد. بنابراین حدّ بلوغ، عدد اکثر است، یعنی پانزده سال». روایات دیگری نیز م. ب. که به دلیل رعایت اختصار، از ذکر آنها خودداری میگردد.
منبع: مختلف الشیعة، ج۵، ص۴۳۱ · مهذّب البارع، ج۲، ص۵۱۳ · مجمع الفائدة و البرهان، ج۹، ص۱۸۹ · الحدائق الناضرة، ج۱۳، ص۱۸۵ · شرائع الاسلام، ج۲، ص۷۵ · قانون مدنی با آخرین اصلاحات و الحاقات، تبصره ۱ از ماده ۱۲۱۰ · الخلاف، ج۳، ص۲۸۲۲۸۳ · نساء/سوره۴، آیه۶ · الخلاف، ج۳، ص۲۸۶ · المناهل، ص۸۷ · المناهل، ص۸۰ · مجمع الفائدة و البرهان، ج۹، ص۱۸۷ · جواهر الکلام، ج۲۶، ص۱۷-۱۸ · الکافی، ج۷، ص۱۹۷، باب حدّ الغلام و الجاریة، ح۱ · وسائل الشیعة، ج۴، ص۱۸، باب ۳، من ابواب اعداد الفرائض، ح۱ · المناهل، ص۸۱ · الکافی، ج۴، ص۱۲۵، باب صوم الصبیان ح۲
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
