دکترین
سیر تحول فقه اجتهادی: ادامه بیان ویژگیهای فقه اجتهادی
۱. اجتهاد فقیه بر اساس ادله معتبر شرعی نه بر اساس سنتهای غلط محیطی، اجتماعی یا پیش داوریهای ذهنی و یا ذوق و سلیقهها. این بدان جهت است که در مقام استنباط هرگاه عوامل یادشده به نگرش مجتهد جهت دهد اجتهاد و کار فقاهتی شرعی به حساب نمیآید. از این رو، حکم بر اساس آنها حکم الهی یا به بیان دیگر فتوای معتبر به شمار نمیآید و هیچ گونه اعتباری ندارد. متأسفانه بعضی از افراد ناآگاه از موازین اجتهادی، نظریههایی را به عنوان اسلام در جامعه مطرح میکنند که مردم هم به عنوان حکم الهی آنها را تلقی میکنند در حالی که، اسلام ، بر اساس سلیقه و ذوق و عوامل محیطی و اجتماعی شکل نمیگیرد؛
۲. آسیب ناپذیری و عدم شیفتگی در برابر آرا و فتاوای فقهای گذشته، چرا که در غیر این صورت بهطور ناخودآگاه آنها را وحی و مقدس میپنداریم و برداشت از ادله را برخلاف آنها در مقام فتوا بر خود حرام . اولاً ما اگرچه از سویی بر این بینش و باوریم که علمای سلف موازین فقه اجتهادی را برای ما معین کرده، فتاوایی را براساس ادله و مطابق شرایط زمانشان بیان کردهاند، ولی از سویی دیگر بر این اعتقادیم که آنان، همانند دیگران در مقام استنباط و برداشت از ادله، از خطا معصوم نبودهاند.
با این بینش و اعتقاد دیگر معنا ندارد که بر خود، راه برداشت جدید از مبانی ادله و اجتهاد را ببندیم. ثانیاً تردیدی نیست که بسیاری از ویژگی های موضوعات با تحول زمان متحول میشوند، در این گونه موارد باید فتاوای دیگری برای آنها بیان شود. در این صورت اگر کسی بر این اعتقاد باشد که نباید برخلاف آنان فتوا صادر شود، باید بداند هیچ گاه معنای اجتهاد را درک نکرده است، زیرا این امکان وجود ندارد که اجتهاد در مسائل نظری بر اساس ادله برای همه یکسان باشد. ثالثاً چگونه میتوان آنچه را که فقهای گذشته گفته، بپذیریم در حالی که ما میبینیم برخی از دلایلی که بر اثبات نظریه خود تمسک جستهاند، دارای اشکال واضح است. از این رو نمیتوان براساس فتوای آنها فتوا صادر کرد؛
۳. توجه فقیه به اینکه شریعت برپایه آسانگیری و گذشت استوار است و این امر در مقام بیان فتوا نیز باید رعایت شود، چرا که رعایت نشدن آن بدون دلیل پیامدهای ناگواری خواهد داشت؛
۴. کوشش فقیه برای درک واقعیتهای زمان و عینیتهای خارج و مطرح کردن مسائل بر اساس ادله آنها.
۵. پذیرش فقیه در قانون تحول اجتهاد و آگاهی کامل از اسباب و عواملی که باعث تحول آن در مقام استنباط میشود.
۶. توانایی بررسی شیوههای اجرایی در اسلام بنابر موضوعیت یا طریقیت؛
۷. توانایی فقیه بر مطرح کردن مسائل شرعی به گونه نظاممند که از عمدهترین ویژگیهای مجتهد است.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
