دکترین
سیر تطور قواعد فقهی: گسستگی
این ضعف که امروزه گریبان گیر دانش قواعد فقهی شده است, بازتابی ناخوشایند را بر فقه, که اکنون با چالشهای بسیار روبه روست, بر جای گذاشته است. تار و پود و پیوند اجزای فقه و احکام آن از هم گسسته, نمای بیرونی فقه در حالت و چگونگی کنونی, که دانش قواعد از کار بازایستاده, بیش از آنکه پیوند و به هم تنیدگی مجموعه های فقهی را به نمایش بگذارد, چهره ای از پراکندگی, گسست و وارفتگی را ارائه میکند. این در حالی است که بر این باوریم فقه از یک سرچشمه ساری شده است و فرازهایی به هم تنیده و هماهنگی دارد.
اگر قواعد در یک شناخت کلان و دقیق کنار یکدیگر قرار گیرند, شاکله ای نو و چشم اندازی جدید از فقهی به هم تنیده و هدفدار پدید میآورند. این شناخت کلان, تنها در فضای دانش قواعد فقهی میسر است.برداشتهای کنونی از دانش قاعده های فقهی, بیش از هر چیز از نگاههای ضعیف و درهم و آشفته سرچشمه میگیرد که در گذشته به قاعده شکل گرفته است برای شکستن سنگینی فهم کنونی از قاعده, باید به سراغ تاریخ رفت, مشکلی که از تاریخ ریشه میگیرد را باید با بازگشت به تاریخ حلّ کرد و بدین گونه, بازشناسی تاریخ تطور قواعد, بایستگی تام و تمام پیدا میکند.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
