دکترین
سیر تفکر فلسفی از قرون وسطی تا قرن هجدهم: متافیزیک
یکی از واژههایی که در برابر علمی به کار میرود واژه متافیزیک است از این روی لازم است توضیحی در باره این کلمه نیز بدهیم: این واژه که از اصل یونانی متاتافوسیکا گرفته شده و با حذف حرف اضافه تا و تبدیل فوسیکا به فیزیک به صورت متافیزیک در آمده و در زبان عربی به ما بعدالطبیعه ترجمه شده است. به حسب نقل مورخین فلسفه این لفظ نخست به صورت نامی برای یکی از کتابهای ارسطو به کار رفته که از نظر ترتیب بعد از کتاب طبیعت قرار داشته و از مباحث کلی وجود بحث میکرده است مباحثی که در عصر اسلامی به امور عامه نامیده شد و بعضی از فلاسفه اسلامی نام ما قبلالطبیعه را نیز برای آن مناسب دانستهاند.
ظاهرا این بخش غیر از بخش تئولوژی یا اثولوجیا به معنای خداشناسی است ولی در کتب فلاسفه اسلامی این دو بخش در یکدیگر ادغام شده و مجموعا به نام الهیات بالمعنیالاعم نام گرفته چنانکه بخش خداشناسی بنام الهیات بالمعنیالاخص مشخص گردیده است. بعضی واژه متافیزیک را معادل با ترانس فیزیک و به معنای ماوراء طبیعت گرفتهاند و نامگذاری این بخش از فلسفه قدیم را از باب نامیدن کل به نام جزء شمردهاند زیرا در الهیات بالمعنی الاعم درباره خدا و مجردات ماوراء طبیعت نیز بحث میشود اما به نظر میرسد که همان وجه اول صحیح باشد.
به هر حال متافیزیک نام مجموعهای از مسائل عقلی نظری است که بخشی از فلسفه باصطلاح عام را تشکیل میداده است چنانکه امروز گاهی واژه فلسفه به آنها اختصاص داده میشود و یکی از اصطلاحات جدید فلسفه مساوی با متافیزیک م. ب. و علت اینکه پوزیتویستها اینگونه مسائل را غیر علمی پنداشتهاند این است که قابل اثبات به وسیله تجربه حسی نیست چنانکه قبلا کانت هم عقل نظری را برای اثبات این مسائل کافی ندانسته بود و آنها را دیالکتیکی یا جدلیالطرفین نامیده بود.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
