دکترین
شرط خلاف مقتضای عقد — ب
شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین شود. بنا به مراتب فوق کاملاً روشن است که نشود از نظر قانون مدنی نه باطل است، نه مبطل عقد.
حال ببینیم این دسته از شروط مجهول، یعنی شروطی را که جهل به آنها موجب جهل به عوضین نمی شود باید کجا جستجو کنیم؟ آیا می توانیم در عقود معاوضی بیاییم؟ به نظر می رسد پاسخ منفی است. شاهد این مدعا مواردی است که در قانون به علت وجود شرط مجهول بیع باطل محسوب شده که با بررسی آنها کاملا می توان به این حقیقت دست یافت. برای نمونه در داده ۴۰۱ ق.م. آمده است: اگر برای خیار شرط مدت معین نشده باشد، هم شرط خیار و هم بیع باطل است.
ب. ت. ب. انحصار شروط باطل و مبطل در دو مورد بیگمان مورد ماده ۴۰۱ را باید از مصادیق شرط مجهول به شمار آورد، یعنی شرطی که جهل به آن موجب جهل به عوضین است و ناگزیر چنین تحلیل کرد که مدت خیار در ارزش مورد معامله مؤثر است و ناگفته پیداست این گونه تأثیر در همه موارد عقود معاوضی وجود دارد. پس باید موارد غیر مؤثر را در عقود غیر معاوضی یافت و ب. ت. ب. مطالبی که گفته شد، آن گونه شروط را صحیح و و نافذ دانست.
د خلاف مقتضای عقد نباشد. فقها در اینکه منظور از خلاف مقتضای عقد چیست، بحث بسیاری کرده اند. خلاصه مطلب این است که عقد دو مقتضا دارد مقتضای ذات عقد و مقتضای اطلاق عقد.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
