دکترین
شریعت سهله و سمحه: نکته
۲.
۳. بنابراین، معلوم میشود که افتادن به زمین، کنده شدن ناخن، وضو ، جبیره و… هیچ کدام خصوصیتی ندارد بلکه غیر حرجی بودن دین مهم است. ۴. (نعم، لیس علیک المسئله إنّ أباجعفر (ع) کان یقول:إن الخوارج ضیّقوا علی أنفسهم بجهالتهم إن الدین اوسع من ذلک)؛ بله پرسیدن به عهده شما نیست. دین از آن وسیع تر است. که چنین پاسخ داده میشود:این احتمال وجود دارد و احتمال اینکه مراد از (السوق) مطلق بازار باشد نیز موجود است. آن گاه مراد از بازار را بازار مسلمانان دانستن و الف و لام در (السوق) را عهدی گرفتن نیازمند دلیل است و دلیلی جز قدر متیقّن و احتیاط وجود ندارد؛ در حالی که صریح این حدیث مخالف با احتیاط و سخت گیری است.
به هر حال، این روایت نشان میدهد که تنها خوارج سخت میگرفتهاند و خویش را در تنگنا قرار میدادهاند و شیعیان، از این گونه امور به دورند بلکه دیگر مذاهب اسلام نیز به آن راه خوارج نرفته اند.
۵. روایات (کلما غلب الله علیه): الف. موسی بن بکر به حضرت صادق (ع) گفت:فردی یک روز، سه روز یا بیشتر، در حال بی هوشی است. چند نماز را قضا کند؟ حضرت فرمود: (ألا اُخبرک بما ینتظم هذا وأشباهه فقال کلّ ما غلب الله علیه من أمر فاللّه أعذر لعبده) می خواهی خبر دهم از آنچه این و اشباهش را به نظم میآورد؟ سپس فرمود:هر چیزی که خدا بر آن غالب شود، خداوند عذر بنده اش را میپذیرد. ب. مرازم از حضرت صادق (ع) درباره بیماری که نمیتواند نماز بخواند، پرسید؟
حضرت فرمود. (کل ما غلب اللّه علیه فاللّه أولی بالعذر)؛ هر آنچه خدا بر آن چیره شود، او به عذرپذیری سزاوارتر است. ج. حضرت صادق (ع) درباره شخص بی هوش میفرمود: (ما غلب اللّه علیه فاللّه أولی بالعذر.) در احادیث ممکن است (غَلَبَ) بدون تشدید خوانده شود که معنی همان گونه است که گذشت و کمی از ذهن به دور مینماید، ولی اگر (غَلَّبَ علیه) با تشدید باشد و ضمیر مفعولی آن محذوف باشد، معنی چنین میشود:هر بیماری یا چیزی را که خداوند بر انسان چیره میسازد، خود خداوند به پذیرش عذر بنده، سزاوارتر خواهد بود.
۶. روایات متعددی که در باب تشهد نماز وارد شده است، نشان میدهد که در درون اسلام، شیعه از سایر فرقهها آسان گیرتر است و تکالیفی که شیعه (که همان اسلام ناب و بی شائبه است) افراد را به آن مکلّف میکند، بسیار آسان تر از آن چیزی است که اهل سنت میگویند. الف. بکر بن حبیب گفت:به حضرت باقر (ع) گفتم:در تشهد و قنوت چه بگویم؟ فرمود: (قُل بأحسن ما علمت فإنّه لو کان موقتا لهلک الناس)؛ بهترین چیزی را که میدانی بگو، اگر ذکر و ورد مشخصی بود (چون مردم نمیتوانستند یاد بگیرند) هلاک میشدند.
ب. در خبر دیگری که احتمالاً با همان حدیث یگانه است (چون راوی، مروی عنه و مضمونشان یکی است)، بکر بن حبیب میگوید:از حضرت باقر، درباره تشهد پرسیدم. حضرت فرمود:(اگر آن گونه که میگویند بر مردم واجب باشد، مردم هلاک میشوند. قوم، آسان ترین چیزی را میگویند که میدانند. وقتی حمد خداوند را انجام دادی، تو را بس خواهد بود.) گفتنی است که تشهد اهل سنّت برخی کلمات دارد که در تشهد ما واجب نیست؛ یعنی:(التحیات لله، الزاکیات لله والطیبات والصلوات، السلام علیک ایّها النبی ورحمةالله وبرکاته، السلام علینا وعلی عباد الله الصالحین.) آن گاه شهادتین را میگویند که از دیدگاه شیعه گفتن این کلمات و مانند آن (به جز سلام که پس از تشهد میآید) مستحب است.
۷. از این حدیث ، روشن میشود که در تنگنا قرار دادن مردم، همانند به هلاکت انداختن آنان، امری قبیح است که از خداوند صادر نمیشود.
۸. در اصول کافی در ضمن حدیثی آمده است: (وکذلک إذا نظرت فی جمیع الاشیاء لم تجد أحداً فی ضیق و لم تجد أحداً إلاّ و للّه علیه الحجة)؛ همچنین وقتی که در تمامی اشیا نیک بنگری، هیچ کس را در تنگنا نمیبینی و هیچکس را نمییابی مگر اینکه خداوند بر او حجت دارد. از مجموع این روایات نیز روشن میشود که دین برای در تنگنا قرار دادن افراد و سخت گیری به افراد نیامده و تکلیفها بنابر حداقلی است تا هرکسی براحتی از عهده اش برآید.
منبع: حج/سوره۲۲، آیه۷۷-۷۸ · بحارالانوار، ج۲، ص۲۷۷، حدیث۳۱ · بحارالانوار، ج۲، ص۲۷۷، حدیث۳۲ · بحارالانوار، ج۲، ص۲۸۱، حدیث۵۴ · بحارالانوار، ج۲، ص۲۷۲، حدیث۱ · بحارالانوار، ج۲، ص۲۷۳، حدیث۱۰ · بحارالانوار، ج۲، ص۲۷۳، حدیث۱۱ · وسائل الشیعه، ج۲، ص۹۹۳ -۹۹۴، کتاب الصلاة، ابواب التشهد، حدیث۱ · وسائل الشیعه، ج۲، ص۹۹۳، حدیث۳ · الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۱، ص۲۱۴ · ابواب التشهد، باب۳، حدیث۲ · نساء/سوره۴، آیه۱۰۳ · تفسیر عیاشی، ج۱، ص۳۰۰، حدیث۲۵۹ · کافی، ج۱، ص۱۶۵
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
