دکترین
شریعت سهله و سمحه: نکته
لأن الاحتراز عنه خصوصاً بالنسبة إلی الخباز والطباخ والحمامی متعسر وتکلیف التطهیر تکلیف شاق تنافیه الشریعة السهلة السمحة.) یاد میآوریم که در آن زمان ها، حمامی، آشپز و… برای برافروحتن آتش از عذره انسان و استخوان و امثال آن بوده که حمامی، آشپز و… برای بقای آتش از آن استفاده میکردهاند و نجس دانستن دود عذره، مشکل ایجاد میکرده است. خبر محمد بن مسلم ( زن در پیراهن و مقنعه نماز میخواند، وقتی که پیراهن ضخیم باشد) نیز بر واجب نبودن ملحفه دلالت میکند.
دیگر اینکه عرف روستاییان و بادیه نشینان بر نپوشاندن قدم هاست. همچنین از هیچکدام از ائمه اطهار و اهل علم منعی نکرده اند. وانگهی، ایشان توان بر پوشاندن قدمها ندارند، مگر با رنج و سختی. نیز اخباری، بر جواز برهنه بودن سر کنیزان و دختران دلالت میکنند، چنان که جمع بیان ادله حمل بر استحباب را برمی تابد. از اموری که این فهم را تأیید میکند، شریعت سهله و سمحه است، زیرا دختر بچه ای که تازه نه ساله شده (و غیر از پدر و مادرش کسی را ندیده، بر فرضی که آنان متعبّد به دین حق باشند) طبق نظر مشهور واجب است که تمامی آنچه را بر مکلفان واجب است، یاد بگیرد.
او چگونه میتواند همه اصول را با دلیل فراگیرد و فروع را نیز قبل از عمل، با تفصیلات ذکر شده، از اهلش ( فقیه عادل) فرا گیرد؟ افزون بر اینکه تحقیق عدالت نیز در غایت اشکال است. او گاهی نمیتواند اصول را از روی تقلید فراگیرد تا چه رسد از روی دلیل. نخستین مسئله موجود در رسالهها را بنگرید. بویژه شرط عدالت. در این زمانه، بسیاری از مردم اصل تقلید را نمیدانند تا چه رسد به شرایط آن، و بسیاری پس از گذشت بیست سال هنوز بر تقلید مرجع مرحومشان باقی هستند، چون نتوانستهاند از چنبره عدالت و اعلمیت بگذرند.
اگر شریعت سهله و سمحه است، چگونه شناخت این امور بر جوان تازه به تکلیف رسیده واجب خواهد بود؟ دقت نظر در این باره از آن روی میطلبد که اگر به گونه مطلق باشد و مقید به آن سالی نباشد که حج را انجام داده و فاسدش کرده، بر او واجب خواهد بود که سال دیگر، حج را انجام دهد و اجرت را استحقاق دارد و ذمه منوب عنه، بریء میشود؛ زیرا اگر کسی حج خودش را انجام میداد و فاسدش میکرد، با حج سال دیگر ذمه اش بریء میشد؛ چه اوّلی حجةالاسلام باشد و دومی عقوبت ، چه اوّلی هیچ شود و دومی حجةالاسلام.
نایب نیز همین گونه است و پس از سال دوم حج را بهطور صحیح به جا آورده، زیرا اصل عدم زیادت در تکلیف است. حال اگر برگشتن، به دلیل بیماری، ترس یا امور دیگر عذر بردارد، باز بنابر ظاهر قول اصحاب، حجّش صحیح نیست. بنابراین، باید سال آینده حج انجام دهد؛ یعنی به میقات اهلش برود و محرم شود و دیگر اعمال را انجام دهد. بلکه حتی اگر درباره فراموش کننده بگوید که اگر نص نداشتیم، ممکن بود حج او را نیز بگوییم، صحیح نیست. سپس میافزاید که اگر ممکن بود که گفته شود:از هرجا که بخواهد یا بتواند باید محرم شود، شاید وقت تنگ شود و او در مکه باشد، پس آن گاه باید از ادنی الحل یا حتی از داخل مکه محرم شود و افعال حج را انجام دهد؛ این سخن برگشتش به بطلان فایده شرط احرام از میقات خواهد انجامید.
اگرچه حرام انجام داده و عصیان کرده است، زیرا او توبه کرده و خداوند از او درمی گذرد.) بعد این تأیید را بدان میافزاید که:اگر چنین نباشد، لازم میآید که واجب فوری (حج امسال) را تأخیر بیندازد (و سال دیگر حج انجام دهد) با اینکه او از مردن و فوت شدن حج بهطور کلی در امان نیست و لازم میآید که مشغول شدن ب. غ. حج را در زمان حج درست بدانیم. این حدیث شاذ (خلاف قاعده) نیست و مورد عمل و فتوی بوده است؛
۲. بنابراین، همان گونه که لفظ حدیث عمومیت و اطلاق را میرساند، در تمسک به آن نیز همین گونه شده است.
۳. گاهی از این حدیث شریف، برای ترجیح مذهبی بر مذهب دیگر، به دلیل آسان تر بودن احکام آن مذهب استفاده شده است؛ ۴. ۵.
منبع: مجمع الفائدة والبرهان، ج۱، ص۳۵۶ · مجمع الفائدة والبرهان، ج۱، ص۳۶۱ · باب۲۸، حدیث۷ · مجمع الفائدة والبرهان، ج۲، ص۱۰۴ و۱۰۵ · مجمع الفائدة والبرهان، ج۲، ص۱۸۲ · مجمع الفائدة والبرهان، ج۳، ص۱۸۹ · مجمع الفائدة والبرهان، ج۴، ص۳۱۶ · مجمع الفائدة والبرهان، ج۶، ص۱۴۲ · مجمع الفائدة والبرهان، ج۶، ص۱۴۲ و۱۴۳ · منتهی المطلب، ج۲، ص۶۶۹ و۶۷۰ · مجمع الفائدة والبرهان، ج۶، ص۱۹۰ و۱۹۱
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
