دکترین
شیعه در عصر خلفای راشدین: نکته
پس از عثمان، مسلمانان با امیرالمؤمنین علی (علیهالسّلام) به عنوان خلیفه پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و پیشوای امت اسلامی، بیعت کردند، و بدین وسیله امام (علیهالسّلام) که از جانب خداوند و توسط پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به مقام خلافت و امامت منصوب شده بود، و تا این زمان در اثر غفلت و بیتوجهی برخی و طرح و نقشهی برخی دیگر فرصت در دست گرفتن زمام رهبری امت اسلامی از او سلب شده بود، و آن حضرت نیز به جهت رعایت مصالح اسلام و مسلمانان از متوسّل شدن به زور و خشونت پرهیز میکرد، و صرفاً در مواقع مناسب به بیان حقیقت میپرداخت.
اینک پس از گذشت بیست و پنج سال زمام خلافت و امامت که حق مشروع آن حضرت بود، به دست او سپرده شد. (امام (علیهالسّلام) خود در این باره فرموده است: «الآن اذ رجع الحقّ الی اهله و نقل الی منتقله». ) اما افسوس که این کار بسیار دیر صورت گرفت، و در طول این دوران اشتباهات و انحرافات بسیاری در امر حکومت و رهبری رخ داد و امکانات و زمینههای بسیاری از دست رفت، و اکنون رهبری درست جامعه که صرفاً بر اساس کتاب و سنت استوار باشد، کاری بس دشوار مینماید، اما امام (علیهالسّلام) که جز به رضایت خداوند و مصلحت اسلام و مسلمانان نمیاندیشید، خ.
ر. ب. پذیرش بیعت مردم و متصدّی شدن امر امامت ملزم میبیند. چنانکه فرموده است: «لولا حضور الحاضر و قیام الحجّة بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء الاّ یقارّوا علی کظّة ظالم و لا سغب مظلوم لالقیت حبلها علی غاربها و آخرها بکاس اوّلها و لالفیتم دنیاکم هذه ازهد عندی من عفطة عنز. » اما، اینک نیز بار دیگر عنصر جهالت و غفلت از یک سوی، و شیطنت و نیرنگ از سوی دیگر مانع از آن شد که درخت تناور و بارآور عصمت و حکمت در عرصهی رهبری جامعهی اسلامی کاملاً سایه گستر و بارآور شود.
چنان که امام (علیهالسّلام) خود در این باره فرموده است: «فلمّا نهضت بالامر نکثت طائفة و مرقت اخری و قسط آخرون» مقصود از ناکثان اصحاب جمل، و مارقان، خوارج نهروان و قاسطان معاویه و اصحاب او هستند. امام (علیهالسّلام) به این مطلب که انگیزههای دنیا گرایانه موجب چنین فتنههایی شد اشاره کرده و فرموده است: گویا آنان کلام خداوند را نشنیدند که میفرماید: «تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْاَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ». ؛ سپس میافزاید: چرا آنان این کلام الهی را شنیدهاند، ولی دنیا در چشم آنان آراسته گردیده و دلهای آنان را ربوده است.
«ولکنّهم حلیت الدنیا فی اعینهم و راقهم زبرجها» در این زمان، اگر چه شیعیان در اظهار عقاید خویش از آزادی کامل برخوردار بودند، و از این جهت از دستگاه حکومت و دیگران تقیه نمیکردند، اما حوادث و آشوبهای یاد شده، فرصت و مجال آن که آنان بتوانند در بسط و نشر عقاید واندیشههای خود به گونهای ایدهآل عمل کنند را از آنان گرفت.
منبع: امام علی (علیهالسلام) نهج البلاغه، خطبهی ۲، ص۸ · ج۱، ص۴۷ · امام علی (علیهالسلام) نهج البلاغه، خطبهی ۳ (شقشقیه)، ص۱۰ · قصص/سوره۲۸، آیه۸۳
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
