دکترین
عدل الهی در قرآن: نفی ظلم از خداوند
خدا به هیچ کس ستم نمیکند قابل توجه این که در آیات قرآن مجید آن چه از واژه «عدل» به کار رفته است مربوط به وظیفه بندگان است، و این واژه در مورد خداوند به کار نرفته، در عوض، تعبیر به «نفی ظلم» از خداوند فراوان دیده میشود، و تعبیر به برقراری قسط از سوی پروردگار نیز کم است. این احتمال وجود دارد (فراموش نشود میگوییم احتمال) که ترک استعمال واژه «عدل» در مورد ذات پاک پروردگار به خاطر آن است که عدل همان گونه که قبلا اشاره شد گاه مفهوم « شرک » را میرساند (معادل و همتایی برای خدا قرار دادن) و خدا نخواسته است این لفظ مشترک در مورد ذات پاکش به کار رود!
این تعبیر ممکن است اشاره به سخنی باشد که در آیات قبل از آن آمده که میگوید: «گروهی از مردم از مشاهده چهرهی حق ، کور ، و از شنیدن سخن حق، کرند، و این به خاطر اعمالشان است که پرده بر چشم و گوششان افکنده، نه اینکه خداوند آنها را بی جهت به چنین حالاتی مبتلا ساخته باشد». به تعبیر دیگر این یک سنت الهی است که چشمهای بینا و گوشهای شنوا اگر در مسیری که برای آن آفریده شده به کار گرفته نشوند، تدریجا قدرت خود را از دست میدهند، بنابراین اگر کسی به چنین حالتی دچار شود، خودش بر خویشتن ستم کرده نه خدا بر او.
در آیه دوم نیز همین معنی به تعبیر دیگری بیان شده، میفرماید: «پروردگار تو به احدی ظلم نمیکند» (و لا یظلم ربک احدا). تکیه بر عنوان « رب » ممکن است اشاره به این باشد که کار او تربیت و پرورش و تکامل است، نه ظلم و ستم که باعث نقصان و عقب ماندگی و بر خلاف اصول ربوبیت است. این جمله به دنبال بیان حال مجرمان در قیامت ذکر شده که در آنجا وقتی نامهی اعمال خود را مینگرند فریادشان بلند میشود که ای وای بر ما! این نامهی اعمال از آن کیست که هیچ عمل کوچک و بزرگی از من صادر نشده، مگر اینکه در آن ثبت است، بلکه اعمال خود را همه حاضر میبینند، بنابراین آنها هستند که بر خود ستم میکنند نه خدا، مخصوصا با تصریح به این که اعمال آنها در آنجا تجسم مییابد مسالهی نفی ظلم از خداوند واضحتر میشود.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
