دکترین
عدولی بودن و اخواهی
همان طور که بیان شد؛ روشهای شکایت از رای، یا به نحو عدولی م. ب. یا اصلاحی که واخواهی از موارد روشهای عدولی بودن شکایت از رای م. ب. . بدین توضیح که در صورتی که خوانده نسبت به رای واخواهی نماید، همان شعبه صادر کننده رای می بایست مجددا به پرونده رسیدگی نماید که بعد از رسیدگی ممکن است از رایی که سابقا صادر نموده است، است که به صورت غیابی بوده و خوانده نسبت به این رای واخواهی می نماید؛ در چنین صورتی مقام ارجاع می بایست پرونده را به همان شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان سنندج بود، مگر اینکه شعبه صادر کننده حکم غیابی منحل شده باشد، که در این فرض شعبه جایگزین به پرسش در صورتی که رأی غیابی باشد و مدت زمان طولانی از صدور رأی گذشته و رأی بنا به دلایلی اجرا نشده عدم پیگیری محکوم له یا عدم دستیابی به اموال م.
ع.) سپس م. ع. واخواهی کند و قرار قبولی واخواهی صادر شود و م. ع. فقط نسبت به مبلغ خسارت تأخیر تأدیه مندرج در دادنامه به دلیل عدم اطلاع واخواهی نموده نسبت به اصل خواسته ایرادی ندارد) آیا موجبی برای نقض رأی بدوی در این خصوص میباشد؟
م. ع. غایب از تمام حقوقی که در دادرسی مبتنی بر اصل تناظر برای خوانده متصور است، مانند حق ایراد انکار تردید و ... برخوردار است؛ از طرفی چنانچه خسارت تأخیر تأدیه موضوع ماده ۵۲۲ ق.آ.د. مدنظر باشد، با حصول شرایط سه گانه (۱- مطالبه دائن
۲-تمکن مدیون
۳- احراز امتناع مدیون از ادای دین، به صرف غیابی بودن رأی، مجوزی برای نقض خسارت تأخیر تأدیه وجود ندارد؛ زیرا از زمانی که منشأ دین به وجود آمده، خوانده مطلع بوده و موظف به پرداخت دین بوده است و لزومی ندارد از دادخواست خواهان و حکم صادر شده مطلع باشد.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
