دکترین
عرفان: عرفان و تصوف
صوفی، منسوب به صوف به معنای پشم است و پشمینه پوشی (کنایه از تقشّف: زهد در زندگی و تحمل مشقت و دشواری) شعار این گروه بوده است. برخی گمان کردهاند که این نام، همچون اصل مکتب آنها ریشه باستانی دارد و از واژههای یونانی سوفیا یا سوفوس و تئوسوفیا، که به معنای دانش و دانشمند و حکمت است گرفته شده. ولی کلمه سوفیا در استعمال یونانی، همچون ترجمهاش (دانش) بیشتر به طبیعیات و طب مربوط است تا الهیات و معرفت باطنی. زیرا اولین کسی بود که در اسلام ، پوشیدن لباس پشمین و خشن را برگزید؛ همانگونه که در جاهلیت ، مرسوم راهبان و کاهنان زاهد پیشه بوده است؛ ولی در اسلام نکوهش شده است.
در آن هنگام، هنوز فلسفه یونان و از جمله عرفان نظری و عملی ، ترجمه و شایع نگردیده بود. به هر صورت، عنوان تصوف لقبی است که از دیرباز به گروهی پشمینه پوش (در مقابل کسانی که به دنیا روی آورده و اسلام را وسیله تحصیل دنیای خویش کرده بودند) گفته میشده که زهد و عبادت و اخلاص در عمل را پیشه خود کرده بودند و از زخارف دنیا و مادیات روگردانده بودند. این گروه، همانگونه که در لباس و معیشت نهایت سادگی را پیشه خود کرده بودند، در علم و دانش هم، جز بدانچه به اعمال ریاضتگونه آنان ارتباط داشت، توجهی نداشتند؛ آن را هم علم آخرت نام نهاده بودند.
ولی این مسلک، رفته رفته جنبه معرفتی به خود گرفت و بهعنوان گونهای جهانبینی عرفانی مرسوم گشت که از روی مکاشفه و مشاهدات باطنی و بر اثر تداوم اخلاص در عمل، به حقایق هستی راه مییافتند. عنوان تصوف که اصالت تاریخی دارد، به جنبه عملی و سیر و سلوک این گروه نظر دارد؛ ولی عنوان عرفان که پس از آن مطرح گردید، به جنبه نظری و بینش و جهانبینی این گروه مربوط است؛ ولی در اصل، هر دو یکی هستند و از یک واقعیت حکایت دارند. البته عارفان شیعه بر اثر نکوهشهای فراوانی که در روایات اسلامی (مخصوصا احادیث صادره از اهلبیت عصمت (علیهمالسلام) ) از متصوفه شده و آنان را اهل عزلت و بریدن از جماعت و پیروی از طریقه رهبانیت دانستهاند از عنوان تصوف و صوفیگری تحاشی میکنند.
امروزه در میان اهلسنت ، طریقه تصوف رایج است و مفاهیمی چون پیر طریقت و خانقاه و جلسات انس و سماع و قطب و مرید و امثال آن که از مبتدعات این گروه است رواج دارد؛ ولی در میان عارفان اهل تشیع (چنانچه قبلا اشاره شد) جز بهکار بردن الفاظی از این دست، آنهم بهعنوان کنایه از معانی و مفاهیمی دیگر، از آن خبر نیست. عارفان وارسته، که به راستی راهیان راه حقیقت و عاشقان لقای حقاند، در هر دوره فراوان بوده و هستند.
منبع: تاریخ، چاپ مصر، فصل ۱۱، ص۴۶۷ · مقدمه نفحات الانس، ص۱۴-۱۵ · ماللهند، ص۱۶ · مقدمه نفحات الانس، ص۱۴ · عرفان نظری، ص۶۳ · مقدمه نفحات الانس، ص۱۲-۱۳
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
