دکترین
عزاداری: معادلهای عزاداری
البتّه در روایات و دیگر منابع تاریخی الفاظی وجود دارد که میتوان آنها را با معنای عزاداری برابر دانست ـمانند عزا، ماتم، نوحه و یا نائحه، تسلی، رثا و مرثیهـ و ما در ابتدا سعی خواهیم کرد آنها را با استفاده از عرف و لغت بررسی کنیم. ۳.
۱ - عزا این واژه به معنای صبر و شکیبایی در ماتم و به معنای سوگ و مصیبت آمده است. ۳.
۲ - عزی «تعزیه الرجل» از باب تفعیل به معنای تسلی و توصیه به صبر؛ «عزی بعضهم بعضاً» یعنی توصیه به صبر میکنند و میگویند: «أحسن الله عزاءک»؛ خداوند به تو صبر و نیکی روزی فرماید. ۳.
۳ - تسلی خرسندی یافتن، آرام گرفتن و شخص عزادار و مصیبتزده را تسلی دادن. ۳.
۴ - نوحه گریه و زاری و شیون بر مردن؛ «ناحت المرأه علی المیت نوحاً من باب قال، ربما قیل النیاح هی نائحه» النیاحه «بکت علیه بصیاح و عویل و جزع»؛ نیاحه، یعنی گریه با آواز، ناله و زاری و بیتابی. ۳.۴.
۱ - نوحه بر سیدالشهداء خود امامان بر سیدالشهدا میگریستند و دستور به نوحهخوانی میدادند. بر حمزه سیدالشهدا و بسیاری دیگر نوحهخوانی شد و مرثیهسرایی کردند و آنچه از کراهت نوحه و ناپسند بودن شغل نوحهگری در روایت یاد شده، ناظر به نوحهگریهای جاهلی است که آمیخته به باطل و گاهی حرام بوده که تفصیل آن در مباحث آینده بیان خواهد شد. ۳.
۵ - ماتم جمع: مَآتم، اسم مصدر یا اسم زمان و مکان، به معنای اجتماع گروهی از مردان یا زنان برای اندوه و عزا و یا سرور و شادی. و هو عند العامه المصیبه یقولون: کنا فی مَأتم فلان. و الصواب أن یقال کُنّا فی مناحه فلان»؛ ماتم عبارت است از اجتماع مردان و زنان در غم و شادی. این واژه به مرور زمان در اجتماع زنان در مرگ و اندوه به کار برده شده است. و علی ذلک قول التیمی فی منصور بن زیاد: و الناس مأتمهم علیه واحدٌ فی کال دار رنه و زفیرٌ. و قال آخر: أضحی بنات النبی، اذقتلوا فی ماتمٍ و السباع فی عُرس؛ و اندوه، انگیزه جامعه و فراگیری است. یعنی هر نوع اجتماع مردم را ماتم میگویند ولی به مرور زمان بر اجتماعی به کار برده شده که دارای حزن و اندوه م. ب.. ۳.۵.
۲ - معنای ماتم بنابراین مأتم به معنای عزاداری و مصیبت و عزاست و برگزار کردن آیین سوگواری، ماتم گرفتن و به ماتم نشستن میگویند در آداب اسلامی ، اقامه عزا برای متوفی و رسیدگی به بازماندگان و تغذیه داغدیدگان آمده است. باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است سیدرضی در اشعارش «کانت مآتم بالعراق تعدّها أمویّه بالشام من أعیادها» از سوگواریهای سرزمین عراق یاد میکند که شامیان، همانها را روز عید و جشن میدانستند. ۳.
۶ - رثا رثا به معنای گریستن بر مرده و بر شمردن نیکوییهای او و شعر گفتن درباره مرگ کسی با اظهار دلسوزی چنان که لغویون به آن اشاره کردهاند: «رثیت: المیت أرثیه از باب رمی، مرثیه، و رثیت له: ترحمت و رقت له» رثا: رَثواً المیّت: بکاه و عدّد محاسنه. نظم فیه شعراً. الرثایه: النواحه: المرثیه: ما یرثی به المیت من یشعر و سواه؛ یعنی مرثیه به معنای مهربانی و دلسوختن، گریستن بر مرده و بر شمردن نیکوییهای او همراه با شعر و غیر آن است. مرثیه: مردهستایی، عزاداری، شرح محامد و اوصاف مرده، چکامهای که در عزای از دست رفتهای سرایند، در عزای کسی شعر سرودن، گریستن بر مرده و بر شمردن ذکر محاسن وی، سوگواری، روضه ، مراسم عزایی که با یاد شهیدان راه دین و بخصوص ایام محرم و یا واقعه کربلا برپا کنند، اشعاری که در ذکر مصایب و شرح شهادت پیشوایان دین و بخصوص شهیدان کربلا سرایند و خوانند.
منبع: فرهنگ عمید، واژه عزا · مصباح المنیر، ص ۲۱۲ · فرهنگ عمید، واژه تسلی · مصباح المنیر، ص ۳۲۴ · المنجد، ماده «نیح» · لغتنامه، لغت نیاحه، نائحه · لسان العرب، ج ۱۲، ص ۳ · مصباح المنیر، ص ۳ · فرهنگ عاشورا، ص ۳۹۵ · فرهنگ عاشورا، ص ۲۱۸ · دهخدا، علیاکبر، لغتنامه
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
