دکترین
عظمت قرآن: تحمل ولایت اهل بیت
ولایت اهل بیت ثقل اصغر است یعنـی عترت پیامبر (علیهمالسّلام) نیز همیـن گـونه است؛ یعنـی عترت با حقیقت قرآن یکـی است. اگر چنان چه حقیقت ولایت هم در قلب کسـی باشد او هـم تحمل پذیر نیست.
خـوب آن معنا هـم فی نفسه حق است اما نه آن معنای لطیفی که از این جمله متوقع است. واقع هم همیـن طور است یعنی اگر کسی بخـواهـد آن حقیقت را تحمل کنـد از پای در میآیـد چرا یک خبـر سنگین باعث سکته بعضـی میشـود؟ چـون آن خبر سنگیـن است. حالا ما روزی در پیـش داریـم «یوما یجعل الولدان شیبا» و آن حقیقت را قـرآن هم بیان کـرده است. و الان هـم هست. خبر سنگیـن بعضی را از پا در میآورد و برای بـرخـی هیچ تاثیری نـدارد، سرش هـم ایـن است که «وجـود ذهنی» اثر نمیگذارد بلکه علم و علاقه اثر گذار است. چرا؟ علت آن علـم و آگاهی نیست، چـون هر دو مـی دانند، بلکه علاقه و دل بستگـی است. مامـور آتـش نشانی دلبسته نیست لذا کار خـودش را انجام میدهد. آن چه در انسان اثر مـی گذارد دلبستگـی و علاقه شـدیـد است، اگـر آن علاقه بـود انسان مینالد و اگر نبـود باکـش نیست، ایـن که فرمود: «لـو احبنی جبل لتهافت» اگر کـوه بخـواهد محبت مرا تحمل بکند ریز ریز مـی شـود همین است. انسان محبـوبـی به ایـن زیبایـی داشته باشـد و او را نبینـد او واقع ما را آدم کرده است یعنـی ایـن اهل بیت (علیهمالسّلام) ما را آدم کردهاند، این که ما قبرایـن بزرگواران و در حرم اینها را میبوسیم و میبوئیـم برای ایـن که اگر آنان نبودند ما بایـد همه الگـوهای خـود را از کافران مـی گـرفتیـم، اکنـون مـی بینید که همه تمدنهای جـدید از یک طرف و همه امکانات روز از طرف دیگر وقتـی به مسائل اخلاقـی میرسند واقعا «کالانعام بل هم اضل» » هستنـد. ایـران که متاسفانه در مقایسه با غربـیها از نظر صنعت پیشرفتـی نداشته، یعنی نگذاشتهاند که داشته باشد، باایـن که استعداد دارد. نیاکان ما هـم که قبل از اسلام در این سرزمیـن آتـش پرست بودند، پـس نه سابقه مذهبـی درخشانی داشتیـم نه اکنـون پیشرفت صنعتی و علمـی چشـم گیری داریـم، بنابر این اگر علی و اولاد علـی در ایـن سرزمیـن نبـودند ما چه مـی شدیم؟ ما هرچه داریـم از برکت قرآن و اهل بیت (علیهمالسّلام) است، آنان به ما حیات دادنـد.
بـرای انسان مسافرتـی به کشـورهای غربـی و کفرآلـود، لازم است تا وضع صنعت و پیشـرفتهای علمـی آنـان را ببینـد بعد وضع اخلاقـی آن هـا را هـم ببیند. انسان گاهی بعضی بولتـنهایی را که به قرآن کریـم اهانت شـده میخـواند کاملا احساس مـی کند که ایـن اهانت کننـدگان از هر سنگی سخت تراند «فهی کالحجارة او اشد قسوة» یا «کالانعام بل هم اضل» هیچ چیزی برای آنها مطرح نیست الا درندگـی. ایـن که مـی بینید به لطف الهی مردم ایران از نظر اخلاق در مسیر سعادت انـد فقط و فقط به برکت علی و اولاد علـی (علیهالسّلام) است.
خـوب انسان ایـن مسائل را ببینـد بعد خـواهد فهمید اهل بیت نسبت به ما حق حیات دارنـد چـون ما و پـدران و اجـداد ما را زنـده کـردنـد.
مـا که به آنها دسترسـی نداشته باشیم اینها را نبینیم نه در خواب ببینیـم نه در بیداری ببینیـم ایـن است که انسان در فراق اینها میسـوزد: «لـو احبنی جبل لتهافت»
پـس قرآن اگر بر کوه نازل بشود آن را متلاشی میکند چنانچه محبت اهل بیت (علیهمالسّلام)
هـم در قلب کسـی باشـد او را متلاشـی مـی کند. ایـن محبت، اختصاص به حضرت امیر ندارد، بلکه منظور از «لـو احبنی» «ولـی خـدا» است؛ یعنـی معصـومیـن (علیهمالسّلام) امیـدواریـم نصیب همه بشــود.
منبع: ص۳۳۳، حکمت ۱۱۱ · حشر/سوره۵۹، آیه۲۱ · مزمل/سوره۷۳، آیه۱۷ · فرقان/سوره۲۵، آیه۴۴ · بقره/سوره۲، آیه۷۴
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
