دکترین
علم اصول فقه: تبیین تعریف علم اصول فقه
تعریف مذکور از علم اصول- اصول الفقه هی القواعد الممهده لاستنباط الاحکام الشرعیه الفرعیه من ادلتها- حاوی نکاتی است که به آنها اشاره میشود: ۴.
۱ - معنای کلمه «القواعد» در تعریف «القواعد» این کلمه نشان میدهد که در علم اصول از مسائل جزئی بحث نمیشود. بلکه قواعد کلی که بر مصادیق خودش منطبق است، مورد بررسی قرار میگیرند. ۴.
۲ - معنای «الممهده لاستنباط الاحکام الشرعیه» «الممهده لاستنباط الاحکام الشرعیه» بدین وسیله قواعد ادبیات عرب و منطق و ... از تعریف اصول فقه خارج میگردد. زیرا که این قواعد به منظور استنباط احکام شرعی تهیه و تمهید نشدهاند. ۴.
۳ - معنای «استنباط» در تعریف «استنباط» استفاده احکام شرعی گاهی از باب استنباط است و گاهی از باب تطبیق ، یعنی تطبیق مضامین احکام بر مصادیق آنها، اصول فقه قواعد کلی است که جهت استنباط آماده شده نه تطبیق، که با این قید قواعد فقهیه از قبیل قاعده ید ، قاعده سوق مسلمین و از تعریف اصول خارج میگردد. ۴.
۴ - معنای «الشرعیه» در تعریف «الشرعیه» با این قید احکام غیر شرعی خارج میشود از قبیل احکام عقلی مثل امتناع اجتماع نقیضین و قوانین کشورهای دنیا که بر اساس شریعت مبتنی نبوده بلکه بر اساس مصالحی که خود تشخیص دادهاند، وضع شده مثل قوانین راهنمایی و رانندگی . ۴.
۵ - معنای «الفرعیه» در تعریف «الفرعیه» با این کلمه، احکام عقیدتی و اصول دین مثل وجوب معرفت خداوند از تعریف اصول خارج می شود زیرا بحث از این احکام در علم کلام صورت میگیرد. ۴.
۶ - معنای «من ادلتها» در تعریف «من ادلتها» با این قید علم مقلد به احکام شرعی خارج میشود زیرا علم مقلد به احکام شرعی به خاطر عدم کارشناس بودن وی، با مراجعه به ادله احکام حاصل نمی شود بلکه با مراجعه به رساله عملیه مجتهد، احکام شرعی را به دست می آورد.
منبع: اصول الاستنباط، ص۴۵ · محاضرات، ج۱، ص۸-۹ · الموجز فی اصول الفقه، ج۱، ص۱۱-۱۰
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
