دکترین
علم خلاف: تحولات علم خلاف
کتابی که شافعی در رد مالک نوشت، مالکیان را بر ضد او برانگیخت و باعث شد کتابهای بسیاری را در رد او بنویسند. از آن جمله میتوان نوشته محمد بن سحنون (متوفای ۲۵۶ق)، محمد بن عبدالله بن عبدالحکم (متوفای ۲۶۸ق)، حماد بن اسحاق (متوفای ۲۶۹ق)، یحیی بن عمر کنانی (متوفای ۲۸۷ق)، یوسف بن یحیی مالکی (متوفای ۲۸۸ق)، و احمد بن مروان مالکی (متوفای ۲۸۹ق)، را نام برد که همه با عنوان (الرد علی الشافعی) نام گذاری شدهاند. از اوایل قرن چهارم در کنار ردیه نویسی که این علم را غیر ضروری و شاید به گونهای زیان آور جلوه میداد، خلاف نویسی نیز آغاز شد. از این پس، هرچند ردیه نویسی به طور کلی متروک نشد، کتابهای خلاف و اختلاف الائمه از جهت کمیت و کیفیت و تعداد و حجم از کتابهای ردیه پیشی گرفتند. مرور زمان فقها را وادار کرد به انظار و آرای مذاهب مخالف خود توجه بیشتری کنند و از این رهگذر کتابهای خلافی خود را غنای بیشتر ببخشند. ۴.
۲ - خلاف نویسی فقهای شیعه در قرن چهارم بود که فقهای شیعه نیز به خلاف نویسی توجه کردند. در این علم، قلم به دست گرفت. به این معنی که برای اثبات نظریات خویش به ادله پذیرفته شده در نزد مخالفان، استدلال کرده است. هم چنین در مسئله ۱۳۳ برای اثبات کفایت ایام متفرقه در قضای صوم رمضان به روایت عبدالله بن عمر از پیامبر (صلیاللهعلیهوالهوسلم) استدلال کرده است. بنابراین، میتوان او را مبتکر شیوهای نو در فقه مقارن دانست. علاوه بر این، میتوان او را بنیان گذار فقه مقارن در بین امامیه نامید؛
منبع: موسوعة الامام الشافعی، ج۹، ص۴۶۰ -۴۱۳ · چاپ شده در ضمن موسوعة الامام الشافعی، ج۹، ص۴۶۰- ۴۱۳ · موسوعة الامام الشافعی، ج۹، ص۱۳۵ -۷ · موسوعة الامام الشافعی، ج۹، ص۲۲۵ -۱۳۷ · سلسلة مؤلفات الشیخ المفید، ج۹، رساله اعلام، ص۱۶
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
