دکترین
فتح مکّه: پیماننامه صلح حدیبیه
قبلاً جریان آمدن پیامبر (صلّیاللهعلیهوآلهوسلم) را به اتفاق جمعی از مسلمین از ماه ذیقعده به سرزمین حدیبیه و بازگشت آنها را به مدینه خاطر نشان کردیم اما به بیان اصل پیماننامه نپرداختیم، اینک بطور خلاصه به ذکر آن میپردازیم: هنگامی که پیامبر (صلّیاللهعلیهوآلهوسلم) و همراهان در روستای حدیبیه فرود آمدند، قریش مانع ورود پیامبر و یارانش به مکّه شدند، پیامبر (صلّیاللهعلیهوآلهوسلم) به نمایندگان آنها فرمود: «من برای جنگ نیامدهام، بلکه برای زیارت کعبه آمدهام» پس از مذاکرات وسیع بنابر این شد که یک «پیماننامه» مشروح در مورد ترک جنگ و امور دیگر نوشته شود، مسلمانان که در زیر سایه درختی در سرزمین حدیبیه نشسته بودند، زیر همان درخت با پیامبر تجدید پیمان و بیعت کردند که با جان و مال، نسبت به پیامبر وفادار باشند، و از آنجا آیه ۱۸ سوره فتح در مورد رضایت خداوند از این مردان وفادار نازل گردید، این بیعت به نام بیعت رضوان خوانده شد، این بیعت، نقش به سزائی در تسلیم مشرکان در برابر پیماننامه صلح داشت. ۵.
۱ - کتابت پیمان صلح هنگام عقد پیمان سهیل بن عمرو نماینده مشرکان در آنجا حضور داشت، پیامبر (صلّیاللهعلیهوآلهوسلم) به علی (علیهالسلام) فرمود پیمان صلح را بنویس، و علی (علیهالسلام) آن را نوشت، متن این قرار داد در هفت ماده و در دو نسخه تنظیم و نوشته شد؛ جمعی از طرفین پای آن را امضاء کردند. یک نسخه آن را به پیامبر و نسخه دیگر به سهیل داده شد. ۵.
۲ - مفاد پیمان صلح بعضی از مواد این قرارداد این بود که: اول: تا ده سال بین پیامبر و مشرکان، متارکه جنگ شود؛ سوم: مردم و طوایف در بستن پیمانها بین خود آزاد میباشند، و شکستن آن از ناحیه دیگران، خلاف است؛ چهارم: امسال پیامبر و همراهان به مدینه بازگردند و سال آینده مشروط به اینکه بیش از سه روز در مکّه نمانند و اسلحهای جز اسلحه مسافر نداشته باشند به زیارت کعبه بیایند. ۵.
۴ - انعطاف پیامبر در نوشتن پیمان در داستان «حدیبیه» که مقدمه فتح مکّه بود، سهیل بن عمرو، نماینده مشرکان حضور داشت، پیامبر (صلّیاللهعلیهوآلهوسلم) برای نوشتن پیماننامه صلح، به علی (علیهالسلام) رو کرد و فرمود، بنویس:«بسم الله الرحمن الرحیم» و علی (علیهالسلام) نوشت، سهیل بن عمرو گفت: من با چنین جملهای آشنا نیستم، بنویس «باسمک اللّهم» (به نام تو ای خداوند)، پیامبر (صلّیاللهعلیهوآلهوسلم)، انعطاف نشان داد و فرمود مانعی ندارد، بنویس «باسمک اللهم»؛ سهیل گفت: ما اگر تو را رسول خدا (فرستاده خدا) میدانستیم با تو جنگ نمیکردیم، تنها باید اسم خود و اسم پدرت را بنویسی.
به این ترتیب میبینیم رسول اکرم (صلّیاللهعلیهوآلهوسلم) در تنظیم پیمان صلح، ستیز نکرد و با کمال متانت به تکمیل آن پرداخت و امر مهم را فدای جزئیات ننمود، گرچه گستاخیهای سهیل، برای مسلمانان ناگوار بود، اما روش متین پیامبر (صلّیاللهعلیهوآلهوسلم) و کمک خداوند، دلهای آنها را آرامش بخشید و در این موقعیت حسّاس، عقل را بر احساسات مقدّم داشتند، و برای دستیابی به کار مهمتر، از کار مهم اغماض نمودند. ۵.
۵ - حدیث خاصف النعل از حضرت علی (علیهالسلام) نقل شده است که فرمودند: سهیل بن عمرو با دو نفر یا سه نفر به نمایندگی از سوی مشرکان، به حضور پیامبر (صلّیاللهعلیهوآلهوسلم) (در سرزمین حدیبیه) آمدند، در ضمن مذاکره گفتند: «اگر قومی از افراد پست ما، به تو گرویدند و به سوی تو آمدند، آنها را باید به سوی ما برگردانی (این مطلب را به عنوان یکی از شرایط صلحنامه گفتند) پیامبر (صلّیاللهعلیهوآلهوسلم) از این سخن به گونهای ناراحت شدند که صورتشان سرخ گردید، (عادت آن حضرت این بود که هر گاه خشمگین میشدند، صورتشان سرخ میگردید) آنگاه رسول خدا (صلّیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمود: «ای گروه قریش!
پیامبر (صلّیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمود: نه، بلکه او هماکنون کفش مرا پینه میزند، علی (علیهالسلام) میفرماید: «من در این هنگام در گوشهای کفش رسول خدا (صلّیاللهعلیهوآلهوسلم) را پینه میزدم و این حدیث به عنوان « حدیث خاصف النعل » معروف است. ۵.
۶ - حمله مشرکان به مسلمانان در جریان پیماننامه صلح حدیبیه نقل شده که: سی نفر از جوانان مکّه در حالی که مسلح بودند، مخفیانه به طور چریکی نزدیک «حدیبیه» آمدند، تا به مسلمانان و شخص پیامبر حمله کنند و آنها را بکشند، این توطئه به طرز معجزهآسایی خنثی شد، و همه آن سی نفر دستگیر شدند، ولی پیامبر آنها را آزاد نمود، اما جریان دستگیری آنها به این صورت انجام گرفت که پیامبر آنها را نفرین کرد، چشم آنها گرفته شد و در نتیجه اسیر شدند و نیز نقل شده است که مشرکان، چهل نفر را برای غافلگیر نمودن پیامبر و همراهان و حمله به مسلمین مأمور ساخته بودند که همه آنها اسیر شدند و سپس پیامبر آنها را آزاد ساخت.
بعضی نقل کردهاند: مشرکان، هشتاد نفر مسلح را مأمور کرده بودند، که از مخفیگاههای کوه تنعیم که در کنار سرزمین حدیبیه است، سرازیر شوند و با استفاده از فرصت هنگامی که مسلمین نماز میخوانند به مسلمانان حمله نمایند. (که آیه ۲۲ سوره فتح در این مورد نازل گردید، ) مطابق نقل دیگر، قریش، خالد بن ولید را همراه با ۲۰۰ نفر برای ضربهزدن به مسلمین فرستادند، زیرا آنها میخواستند که در حال نماز، به مسلمین حمله کنند که موفق نشدند. ۵.
۷ - نتایج پیمان صلح همانگونه که در پیماننامه حدیبیه پیشبینی شده بود، پیامبر (صلّیاللهعلیهوآلهوسلم) حق داشت با همراهانش سال آینده آزادانه به مکّه آیند و سه روز در مکّه به زیارت و انجام مناسک عمره بپردازند، سال هفتم هجرت فرا رسید، پیامبر (صلّیاللهعلیهوآلهوسلم) پس از هفت سال دوری از زادگاهش (مکّه) به عنوان انجام عمره قضاء همراه دو هزار نفر از مسلمانان، با شکوه خاصی وارد مکّه شد (از اینرو این عمره را، عمره قضا میگویند که قضای سال قبل بود که مشرکان مانع شده بودند)، صدای رعد آسای تکبیر و لبّیک مسلمانان، جذبه خاصّی داشت، انجام مراسم عمره، علاوه بر احترام به کعبه و سرزمین مقدس مکّه، یک نوع تبلیغ عملی اسلام و نشان دادن قدرت و شوکت اسلام بود و این مانور مذهبی دو هزار نفری، اثر خوبی در روحیه مردم مکّه و مسافران گذاشت و مشرکان دریافتند که افسانه شکستناپذیری خود، در واقع افسانه است نه حقیقت؛ تا آنجا که دو نفر از افراد برجسته مشرکان، یکی خالد بن ولید که در دلاوری و بیباکی معروف بود و دیگری عمرو عاص نیرنگباز، گرایش قلبی به اسلام پیدا کردند و پس از مدتی کوتاه مسلمان شدند. همه این عوامل یکی پس از دیگری فتح مکّه را زمینهسازی میکرد. و سقوط مشرکان و آزادسازی شهر سوق الجیشی مکّه را نزدیکتر مینمود.
منبع: فتح/سوره۴۷، آیه۱۸ · تاریخ طبری، ج۲، ص۲۸۱ · اعلام الوری، ص ۱۹۱ · فتح/سوره۴۸، آیه۲۲ · مجمع البیان، ج ۹، ص ۱۲۳ · موسوعه التاریخ الاسلامی، ج۲، ص۶۰۴ · سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۲۷۶
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
