دکترین
فطرت قرآنی: برهان تمانع در قرآن
به عنوان مثال قرآن کریم، درباره ی توحید، برهان تمانع را بیان میکند «لو کان فیهما آلهة الا الله لفسدتا» (اگر در آسمان و زمین: جز «الله» خدایان دیگری بود: فاسد میشدند.) این برهان پیش اهل کلام و حکمت به عنوان برهانی سنگین مطرح است و خود آنها در مورد فهم این برهان اختلاف نظرهای بسیاری دارند. مفهوم این برهان که به صورت قیاس استثنایی ارائه شده این است که اگر در آفرینش و اداره ی آسمانها و زمین ، دو خدا حکومت و دخالت میداشتند، جهان فاسد میشد.
در سوره ملک نیز بطلان فاسدشدن جهان را به این صورت استثنا میفرماید: دراین عالم وقتی نگاه کنید، هیچ تفاوت و بی نظمی و کمبودی نه خواهید یافت «ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت» تفاوت آن است که یک سلسله ی به هم مرتبط، بعضی حلقاتش فوت بشود و رابط گذشته و آینده اش گسیخته و حلقه سابق از حلقه لاحق فوت شده باشد ولی اگر همه ی حلقهها در جای خود باشند، چیزی فوت نشده و همگی منسجم و هماهنگند. سپس میفرماید: «فارجع البصر هل تری من فطور• ثم ارجع البصر کرتین ینقلب الیک البصر خاسئا و هو حسیر» دوباره نگاه کن، ببین فطور و شکافی در این سلسله ی علتها و معلولها مییابی؟
پس دوباره و چند باره نگاه کن، هر چه که نگاه کنی بالاخره دستگاه بینایی و ادراکی تو خسته تر خواهد شد ولی جای خالی و بی نظمی در جهان آفرینش نخواهی یافت. این آیه به همراه آیه ی «لو کان فیهما آلهة الا الله لفسدتا» به صورت برهان قطعی روشن میسازد که در جهان تنها یک خدا حکومت میکند و بس؛ زیرا اگر دو خدا حکومت میکرد، لازمه اش فساد جهان بود و اکنون که هیچ فساد و فطور و شکاف و تفاوتی وجود ندارد، معلوم میشود که اداره کننده ی جهان همان خدای یکتاست.
قرآن کریم این برهان بلند تمانع را، که پیش حکما و متفکران معرکه آراست، به صورت مثلی ساده و مردم فهم، بیان کرده است. میفرماید: اگر شخصی خدمتگذار دو مولای بد اخلاق و درگیر و نساز باشد و شخص دیگری خدمتگذار یک مولای سالم و خوش اخلاق، آیا وضع این دو شخص یکسان است یا کار خدمت گذار اولی نابسامان و کار خدمت گذار دومی سامانمند؟ «ضرب الله مثلا رجلا فیه شرکاء متشاکسون و رجلا سلما لرجل» (خداوند مثالی زده است: مردی را که مملوک شریکانی است که درباره ی او پیوسته با هم به مشاجره مشغولند: و مردی که تنها تسلیم یک نفر است.) اگر جهان منظم، دارای دو خدا باشد مانند همان خدمت گزاری است که دو مولای درگیر و بداخلاق داشته باشد که در این صورت دچار تشویش و تضاد و اضطراب خواهد بود، و چون عالم، منسجم است معلوم میشود تحت تدبیر خدای واحد است.
چنین کتابی که همه چیزش برهانی است، مورد پذیرش عاقلان و خردمندان است و اگر کسی در این کتاب روشن و در آیات و معارف نورانی و در برهانها و مثالهای مناسب آن تردید و شک داشته باشد، بی تردید چنین شکی از جهل و کم خردی و از بیماری درونی اوست؛ زیرا خدای سبحان میفرماید: «و تلک الامثال نضربها للناس و ما یعقلها الا العالمون» (اینها مثالهایی است که ما برای مردم میزنیم: و جز دانایان آن را درک نمیکنند.) درک معارف قرآن و فهم امثال آن بستگی به دو عنصر تعقل و علم دارد و قرآن کریم نه تنها با علم و عقل بشر تنافی ندارد بلکه بهره بردن از آن بدون این دو نیروی معنوی امکان پذیر نیست، البته علم وسیله حصول عقل خواهد بود و تفاوت علم و عقل در بحثهای قبل گذشت.
منبع: انبیاء/سوره۲۱، آیه۲۲ · ملک/سوره۶۷، آیه۳ · زمر/سوره۳۹، آیه۲۹ · عنکبوت/سوره۲۹، آیه۴۳
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
