دکترین
فلسفه شفاعت: ابهامهای شفاعت
اینک شروط و ابهامهایی را که به شکل هالهای دور شفاعت را فرا گرفته است، بیان میکنیم: ۶.
۱ - از جهت اذن و رضایت اگر وعده شفاعت به صورت منجز و بدون قید و شرطی انجام گیرد، در این موقع جا دارد که چنین اندیشهای به آن راه یابد؛ اما اگر انجام آن نوید، مشروط به شرطی گردد که وجود دارد مبهم و مشکوک باشد، در این صورت نوید به آن، چنین جرئتی را به دنبال نخواهد داشت؛ زیرا همانطور که در آیات شفاعت بیان گردید، انجام شفاعت مشروط به اذن خداست و شفاعتشونده باید مورد رضایت خدا باشد؛ چنانکه میفرماید: «مُنً ذَا الَّذی یُشْفَعْ عِنْدُهْ اِلاّ بِإِذنهِ...» . «کیست که شفاعت کند جز به اذن او». و باز میفرماید: «وُ لا یُشْفَعْونُ اِلاّ لِمُنِ ارًتَضی». «دربارة افرادی شفاعت میکنند که مورد رضایت و پسند خدا باشد». چراکه به طور مسلم هیچ گناهکاری نمیتواند مطمئن باشد که خدا به عزیزان درگاه خود اجازه خواهد داد که د. ح. او شفاعت کنند تا در پرتو این اطمینان، وسیله جرئت و تمرد او فراهم گردد. خلاصه مشروط کردن شفاعت به اذن و رضایت خدا، به تحقق شفاعت درباره افراد، ابهام خاصی بخشیده است؛ به طوری که هیچ فردی نمیتواند به اعتقاد شفاعت دست به گناه بزند. ۶.
۲ - از جهتهای دیگر شفاعت نهتنها از نظر شرط (اذن و رضایت) ابهام دارد، بلکه از جهات دیگری نیز مبهم است و همین ابهام سبب میگردد که انسانی به امید شفاعت نتواند خود را آلوده به گناه سازد و ابهامهای دیگر شفاعت به قرار زیر است: ۶.۲.
۱ - از نظر مجرم و جرم هرگاه انگشت روی مجرم بگذارند بگویند: همه مردم و یا گروهی خاص و معین مشمول شفاعت الهی خواهند شد و یا انگشت روی جرم گذارده شود و بگویند: فلان گناه مطلقاً و درباره تمام افراد عقوبتی نخواهد داشت، در این صورت چنین نویدی مایه جرئت و وسیله تمرد افراد خواهد بود، و او امر و نواهی الهی را بیاثر خواهد ساخت، ولی اگر این دو قسمت مبهم گذارده شود، و روشن نگردد که شفاعت درباره چه اشخاصی و یا درباره چه گناهانی مؤثر واقع خواهد شد دیگر کسی جرئت بر انجام گناه و ارتکاب معصیت پیدا نخواهد کرد. ۶.۲.
۲ - از نظر وقت و انجام عقوبت اگر فرض شود که مجرم یا نوع جرم تعیین شود، اما نسبت به وقت پذیرفته شدن شفاعت یا انواع عذاب و عقوبتها، ابهامی باقی بماند، دیگر چنین وعدهای مایه جرئت و تمرد نمیگردد. اتفاقاً نه تنها مجرم و جرم، در قرآن به طور مبهم بیان شده است و توضیحاتی در این باره داده نشده است، بلکه انواع کیفر، و اینکه چه نوع کیفری مشمول شفاعت خواهد شد نیز، به طور مجمل وارد شده است و نیز وقت شفاعت و اینکه آغاز پذیرفته شدن شفاعت چه لحظهای است، به طور مبهم آمده است؛ برای نمونه: روز محشر، روز بس دراز و یک روز آن معادل هزار سال دنیا یا پنجاه هزار سال آن است: ـ «وُ اِنُّ یُومُا عِنْدُ رُبُّکُ کَألْفِ سُنَه مِما تَعْدْونُ». . ـ «فِی یَوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ؛ یک روز نزد پروردگار تو، معادل با هزار سال شماست». برای انسان در چنین روزی، مواقف مختلفی است که هول و هراس برخی کمتر از درهای عذاب نیست، هیچ گناهکاری نمیداند که اگر مشمول شفاعت گردید، از چه لحظهای مشمول چنین فیضی خواهد بود، آیا از نخستین لحظات حشر، مورد شفاعت قرار خواهد گرفت یا پس از گذشتن پاسی از آن، و یا پس از چشیدن قسمتی از دردها و عذابهای الهی. این ابهامهای چهارگانه، شفاعت را به صورت یک روزنة رجا و امید درآورده و اندیشه تمرد و عصیان را به اعتماد شفاعت شافعان از اذهان بیرون رانده است.
منبع: بقره/سوره۲، آیه۲۵۵ · انبیاء/سوره۲۱، آیه۲۸ · حج/سوره۲۲، آیه۴۷ · سجده/سوره۳۲، آیه۵
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
