دکترین
قاعده لطف: دلایل وجوب لطف
۱. لطف واجب است تا به واسطه آن غرض حاصل آید». توضیح این که خداوند انسانها را به تکالیف دینی مکلف نموده اسلامی. بنابراین، عملها به تکالیف مورد خواست و مطلوب خداوند است. از سوی دیگر، میداند که اگر لطف را انجام ندهد زمینه لازم برای تحقق یافتن تکالیف فراهم نخواهد شد. و انجام فعل لطف بر خداوند مستلزم هیچ گونه محذور ی نیست. در این صورت، ترک لطف از نظر عقل ، نقض غرض به شمار میآید. مانند این که فردی مجلس ضیافتی تشکیل دهد و به طور جدی بخواهد که فرد معینی در آن مجلس حضور یابد،و میداند که اگر در دعوت او آداب ویژهای را که انجام آنها برای وی مستلزم هیچ گونه محذوری نیست به جای آورد، او دعوتش را اجابت خواهد کرد، و یا لااقل باب هر گونه عذری را بر او خواهد بست. در این صورت اگر او را دعوت کند ولی آن آداب ویژه را به جای نیاورد، از نظر عقلا نقض کننده غرض شناخته خواهد شد.
۲. توضیح این که: فراهم نمودن اسباب و شرایطی که مکلفان را در عمل به احکام الهی ترغیب مینماید، و آنان را از معصیت دور میسازد، مصداق جود و کرم خداوند د. ح. مکلفان است. و ترک جود و کرم بر خداوند نقض و محال است، پس عمل به لطف واجب است. با تقریر مزبور، پاسخ این اشکال روشن شد، که عمل به مقتضای جود و کرم تفضل است، و لزومی ندارد، در حالی که فعل لطف واجب است. پس چگونه فعل واجب براساس چیزی که واجب نیست، تبیین شده است؟ پاسخ این است که وجوب در اصطلاح متکلمان درباره افعال خداوند به معنای وجوب فقهی نیست، بلکه به معنای ملازمه میان کمال در فعل با کمال در ذات خداوند و صفات ذاتی است.
هر گاه جود و کرم از کمالات وجودی است، ترک آن بر خداوند محال است، همان گونه که عدل و احسان نیز چنین است. «مراد قوم از وجوب عقلی افعال بر خداوند این است که کاری که از شأنش باشد که فاعل آن مستحق ذم شود، از خدای تعالی صادر نتواند شد.» اصولاً درباره تشریع تکالیف دینی از طرف خداوند، سه فرض متصور است:
۱. خداوند، تکالیف را وضع کند و به مکلفان ابلاغ نماید، و مقدمات و ابزار لازم برای انجام آنها را در اختیار آنان قرار دهد.
۲. علاوه بر آنچه بیان گردید، مکلفان را در شرایطی قرار دهد، که جز انجام تکالیف، راهی نداشته باشند.
۳. گذشته از ابلاغ تکالیف و اعطای قدرت به آنان، چنان که در فرض اول گذشت،کارهایی را د. ح. آنان انجام دهد که هر چند مکلفان را به انجام تکالیف مجبور نمیسازد ـ چنان که در فرض دوم چنین بود ـ ولی، در رغبت و اشتیاق آنان به رعایت تکالیف الهی مؤثر باشد، مثل این که بر انجام تکالیف وعده پاداش دهد، و برتخلف از آن وعید عقوبت و کیفر دهد. از فرضهای یاد شده، فرض دوم از نظر عقلی مردود است، زیرا با فلسفه تکلیف که آزمایش بندگان و شکوفا شدن استعداد های معنوی آنان است منافات دارد. فرض نخست نیز با جود و کرم و حکمت الهی سازگار نیست. بنابراین، فرض سوم متعین است، و آن مقتضای قاعده لطف است.
منبع: مقصد سوم، فصل سوم، مبحث لطف، ص۳۲۴ · قواعد المرام، ص ۱۱۷ـ۱۱۸ · شیخ مفید، اوئل المقالات، ص ۵۹ · گوهر مراد، ص ۲۴۷ · میرزا ابوالحسن شعرانی، ترجمه و شرح کشف المراد، ص ۴۶۰
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
