دکترین
قدرت مطلقه الهی: نکات اتفاقی بین فلاسفه
اگر چه در تعریف قدرت، فلاسفه اختلافهایی دارند ولی اجمالا میتوان چند نکته را اتفاقی بین فلاسفه در معنای قدرت دانست:
۱. قدرت به فعل تعلق میگیرد نه انفعال. مثلا به کسی که کتک میخورد نمیگویند قادر بر کتک خوردن است.
۲. قدرت به فعل فاعلی اطلاق میشود که فاعل آن، دارای علم و اختیار هم باشد. مثلا به خورشید نمیگویند قادر بر گرم کردن است چون دارای علم و اختیار نیست.
۳. قدرت یک معنای تشکیکی است و دارای شدت و ضعف است. هر چند قدرت با قیود فوق بر قدرت انسان نیز اطلاق میشود اما در مورد خداوند باید گفت از آنجا که او کامل مطلق است، پس بالاترین مراتب قدرت را داراست. به این بیان که اگر چه انسان دارای قدرت با شرائط فوق هست اما همواره قدرت انسان همراه با نقائص است و اگر بخواهیم این صفت را به خدا نسبت دهیم باید مانند همه صفات جمالیه ، بعد از تجرید انواع نقص از آن صفت، آن را بر خدا اطلاق کنیم.
ایشان قدرت الهی را عین ذات و جهت اضافه آن به موجودات را اضافه اشراقی نور منبسط حق تعالی و قدرت فعلی حق میداند. از طرفی ذاتی که از تمام جهات بسیط است، نمیتواند مفاهیم متقابل داشته باشد، زیرا مفاهیم متقابل منشاهای متخالف دارد و لازم میآید جهات متعدد در ذات حق وجود داشته باشد و لازمه آن ترکیب در ذات است.
منبع: ج۴، ص۱۱۵۲ ۱۱۵۱ · تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۲، ص۱۲۱، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۵ · تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۲، ص۲۰۶، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۵ · تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۲، ص۲۹۱-۲۸۹، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۵ · تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۱، ص۱۵۲، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۵
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
