دکترین
قرآن: وجوه عمده اعجاز
با استفاده از خود قرآن میشود گفت وجوه عمده اعجاز دو چیز است یکی ترکیب آنگونه الفاظ با حفظ آنگونه معانی. دیگری عدم وجود اختلاف در آن. اینک این دو وجه را بررسی میکنیم: ۶.
۱ - ترکیب الفاظ با حفظ معانی حقیقی ما در آوردن نظیر قرآن اگر نظم و اسلوب الفاظ را در نظر بگیریم و بخواهیم الفاظی در نظم و ترتیب قرآن بسازیم معانی از دست خواهد رفت یعنی معانی خیلی سبک و خندهآور خواهد شد و اگر معانی خوب را در نظر بگیریم الفاظ را در اسلوب قرآن نتوانیم جمع کرد. مثلا از مسیلمه کذاب (لعنهاللّه) در الکامل فی التاریخ و سفینة البحار نقل شده که در مقابله با سوره مرسلات و ذاریات گفت: وَ الْمُبْدِیَاتِ زَرْعاً وَ الْحَاصِدَاتِ حَصَداً وَ اَلذَّارِیَاتِ قَحْماً وَ اَلطَّاحِنَاتُ طَحْناً وَ اَلْخَابِزَات خُبْزاً وَ اَلثَّارِدَاتِ ثُرْداً وَ اَللاَّقِمَاتِ لُقَماً ...
این فرومایه به تقلید از سبک قرآن الفاظی چند قالبزده ولی معنی آنها چنین در آمده: قسم به آشکار کنندگان کشت، قسم به دروگران، قسم به پاشندگان گندم، قسم به آرد کنندگان، قسم به نانواها، قسم به آبگوشت پزان، قسم به آنان که لقمه بر دهان میگذارند... این راجع به الفاظ و اگر معانی خوب در نظر گرفته شود قهرا الفاظ در اسلوب قرآن جمع نخواهد شد. ظاهرا روی این حساب است که فرموده: ( فَاْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ ) یعنی حتی یک سوره کوچک مثل سوره کوثر هم قدرت آوردن ندارید و با جمله ( وَ لَنْ تَفْعَلُوا ) روشن میکند که این کار از بشر ساخته نیست و نخواهد بود و با جمله ( فَاعْلَمُوا اَنَّما اُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ ) بیان میکند که این زائیده علم خداست و شما آن علم را ندارید ( وَ ما اُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ اِلَّا قَلِیلًا ) . ۶.
۲ - ترکیب الفاظ بدون اختلاف ( اَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً کَثِیراً ) (آیا درباره قرآن نمیاندیشند؟! در حالی که اگر از سوی غیر خدا بود، اختلاف فراوانی در آن مییافتند). این آیه راجع به مجموع قرآن و در عین حال قابل دقت است، توضیح اینکه بشر از اول ادراک تا آخر عمرش در یک حال، یک عقیده، و یک رای نمیماند نظر او نسبت به دوران عمر و نسبت به پیشامدها تغییر مییابد، بزرگان عالم و سیاستمداران دنیا را میبینیم که هر چند روز یا چند ماه یا لااقل چند سال در عقاید و تصمیمات خویش تجدید نظر میکنند و آنچه دیروز حق و مطابق واقع میدیدند امروز تخطئه میکنند و بر آن خط بطلان میکشند.
نهرو نخست وزیر متوفی هندوستان نامههای متعددی به دخترش نوشت روزی که خواستند آنها را به صورت کتاب به نام نگاهی به تاریخ جهان چاپ کنند راضی شد و گفت: ولی اگر امروز آنها را مینوشتم طور دیگری مینوشتم ولی من دیگر آن فرصت را ندارم. کسی اگر کتابی بنویسد و بیست سال بعد بخواهد آن کتاب را بار دیگر بنویسد و چاپ کند ناممکن است تغییری در آن ندهد و بگوید همانطور که بیست سال قبل نوشتهام احتیاج به تجدیدنظر ندارد، همینطور است هر فرد فرد بشر نسبت به کارها و افکار خویش در دوران زندگی، پس بشر نمیتواند از خود رویّههائی راجع به همه شئون زندگی و غیره، ایجاد کرده و تا آخر عمر در آنها ثابت و یکنواخت بماند حتما مقدار کثیری از آنها و یا همه آنها را تغییر خواهد داد، حال اگر بشری پیدا شد و در عرض ۲۳ سال عقائدی و روشهائی نسبت به همه شئون زندگی اظهار کرد و تا پای جان از آنها دفاع نمود و از هیچ یک هم در آن مدت برنگشت خواهیم دانست که آنها از خودش نیست و گرنه بشر چنین ساخته نشده است، ( وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً کَثِیراً ) .
کتابهائی که در دنیا نوشته میشود از حیث مطالب سبک بهخصوصی دارند مثلا آنکه در جغرافیا نوشته میشود از اول تا آخر جغرافیا است و آنچه در تاریخ نوشته میشود همهاش تاریخ است و اگر مثلا در دو رشته باشد در دو بخش جداگانه نوشته میشود. ولی قرآن طوری نازل شده که آمیخته است در یک آیه و یک سوره میبینی هم مطلب علمی است هم اشاره به معاد ، هم فضیلت اخلاقی و هم تهدید ظالمان و غیره و آوردن چنین کتابی با این طرز از طاقت بشر خارج است ( فَاْتُوا بِسُورَةٍ ) با اطلاقش به این حقیقت نیز شامل م. ب..
منبع: الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۶۰-۳۶۱ · ترجمه قرآن، ص۹۱ · تفسیر المیزان، ج۵، ص۱۹
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
