دکترین
قرار ارجاع به کارشناس — با وجود این اختیار دادگاه در مواردی
دادگاه نیاز خود به کارشناسی را ضمن صدور قراری بیان میکند. این تصمیم را قرار ارجاع به کارشناس می نامند. قرار به طور معمول به درخواست یکی از دو طرف صادر میشود به عنوان مثال مالکی از متصرف ملک خود اجرت المثل می خواهد و از دادگاه درخواست میکند که برای تعیین میزان آن از کارشناس نظر بخواهد ولی هیچ مانعی وجود ندارد که دادرس از پیش خود نیز چنین قراری را صادر کند. ماده ۲۵۷ ق.آ.د.م. برای بیان همین اختیار مقرر می دارد: دادگاه می تواند رأساً یا به درخواست هر یک از اصحاب دعوا قرار ارجاع امر به کارشناس را صادر نماید.
با وجود این اختیار دادگاه در مواردی قابل اعمال است که در تعریف کارشناسی بگنجد و تمیز حق نیاز به اطلاعات فنی و علمی خاص داشته باشد؛ اطلاعاتی که جز با یاری و مشورت با خبره در دسترس دادگاه قرار نمی گیرد. اراده دادرس در هر زمینه ای مقید به رعایت قانون و اصول حقوقی است و هیچ گاه میل شخصی دادرس به حساب نمی آید به عنوان مثال دادگاه نمی تواند قضاوت درباره شیوه اجرای قانون را به کارشناسی ارجاع کند، چنان که کارشناس تمیز دهد آیا سهام بی نام شرکتی متعلق به متصرف آن است یا به دیگری تعلق دارد؟
در قرار ارجاع به کارشناسی باید تعلیمات لازم برای موضوع تحقیق و نظر خواهی از کارشناس داده شود، به گونه ای که او احساس ابهام و در نتیجه گشاده دستی نکند و به قضاوت درباره اموری نپردازد که در صلاحیت دادرس است.
بند دوم ماده ۲۵۷ ق.آ.د.م. که می گوید: در قرار دادگاه موضوعی که نظر کارشناس نسبت به آن لازم است تعیین می گردد اشاره به همین تکلیف است برای مثال دادگاه نباید برای تمیز مالکیت دیوار مشترک موضوع دعوا به کارشناس رجوع کند، باید از او بخواهد که قرینه های فنی تمیز را تعیین و به دادگاه اعلام کند. موضوع تعیین شده اختصاص به امور مادی دارد و شامل مسائل حقوقی و راه حل های قانونی نمی شود.
در قرار ارجاع به کارشناس مدتی که در آن باید اظهار نظر شود تعیین می گردد ولی نظری که پس از آن داده می شود بی اعتبار نیست. به بیان دیگر، با پایان گرفتن مهلتی که دادگاه تعیین می کند، مأموریت کارشناس پایان می پذیرد و تخلف انتظامی او تحقق می پذیرد و دادگاه باید کارشناس دیگر تعیین کند. در پایان ماده ۲۵۷ ق.آ.د.م. تصریح شده است که در قرار دادگاه... مدتی که کارشناس باید اظهار عقیده کند تعیین می گردد. درباره ضمانت اجرای این حکم بزودی به تفصیل بیشتری خواهیم پرداخت.
در این باره که آیا قرار ارجاع به کارشناس قابل عدول است یا دادگاه را دادگاه نمی تواند برای مشاوره در مسأله حقوقی مربوط به پرونده به وکیل یا استادی به عنوان کارشناس رجوع کند و در این باره قرار ارجاع به کارشناسی صادر نماید گارسونه و سزار برو، ج ۲، ش ۳۱۹- دالوز، فرهنگ آیین دادرسی مدنی، ج ۱، واژه کارشناسی، ش ۱۲، ص ۹۷۳.
پای بند می کند نظام حقوقی ما تحولاتی را پیموده است از یک سو رعایت نظم دادرسی راه حل اخیر را در موردی که ارجاع به کارشناسی قرینه تصمیمی قاطع است تأیید می کند، چرا که قرار قرینه نشانی از تصمیم دادگاه درباره لزوم و اثر آن است.
بر عکس از روح قانون آیین دادرسی که به دادگاه اختیار داده بود تا اعلام کند که در صدور حکم قاطع خود اشتباه کرده است بند الف از ماده ۳۲۶ ق.آ.د.م.)، چنین می آید که قرارهای مقدماتی نیز قابل عدول است. به بیان دیگر، دادگاهی که می تواند تصمیم نهایی خود را نادرست اعلام کند به طریق اولی حق دارد از قرار مقدماتی که اجرای آن را بی فایده می بیند عدول کند. ولی ماده ۳۲۶ ق.آ.د.م. در اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب (ماده ۳۹، الحاقی ۱۳۸۱/۷/۲۸) نسخ شد و قرینه ای را که به آن اشاره شد از بین برد و بر اشکال اعتبار قرارهای قرینه افزود و موضوع را تابع اصول حقوقی آیین دادرسی ساخت. انتخاب کارشناس ممکن است به تراضی انتخاب شود، یا دادگاه از میان کارشناسان رسمی به این انتخاب دست زند.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
