دکترین
قرب الی الله در توسل و تبرک: توسل به دعای صالحان
توسل به دعای صالحان که برترین نوع آن توسل به ساحت پیامبران و اولیای خاص خداوند است تا برای انسان از درگاه الهی دعا کنند. قرآن مجید به کسانی که بر خویشتن ستم کردهاند (گنهکاران) فرمان میدهد سراغ پیامبر روند و در آنجا هم خود طلب مغفرت کنند، و هم پیامبربرای آنان طلب آمرزش کند. و نوید میبخشد که: در این موقع خدا را توبه پذیر و رحیم خواهند یافت، چنانکه میفرماید: «ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفرو الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما » در آیه دیگر، منافقان را نکوهش میکند که چرا هرگاه به آنان گفته شود سراغ پیامبر بروند تا درباره آنان از خداوند طلب آمرزش کند، سرپیچی میکنند؟! چنانکه میفرماید: « و اذا قیل لهم تعالوا یستغفر لکم رسول الله لووا رؤوسهم و رایتهم یصدون هم مستکبرون. » از برخی از آیات بر میآید که در امتهای پیشین نیز چنین سیرهای جریان داشته است. فی المثل، به صریح قرآن، فرزندان یعقوب (علیهالسلام) از پدر خواستند بابت گناهانشان از خدا برای آنان طلب آمرزش کند و یعقوب نیز درخواست آنان را پذیرفت و وعده استغفار داد: «یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین قال سوف استغفر لکم ربی انه هو الغفور الرحیم .» ۶.
۱ - شبهه شرط حیات برای توسل ممکن است گفته شود: توسل به دعای صالحان، در صورتی عین توحید (و یا لااقل مؤثر) است که کسی که به او توسل میجوییم در قید حیات باشد، ولی اکنون که انبیا و اولیا از جهان رخت بربستهاند، چگونه توسل به آنان میتواند مفید و عین توحید باشد؟ ۶.
۲ - حیات عدم ملاک توحید و شرک در پاسخ به این سؤال یا ایراد، دو نکته را بایستی یادآور شویم: حتی اگر فرض کنیم شرط توسل به نبی یا ولی حیات داشتن آنهاست، در این صورت توسل به انبیا و اولیای الهی پس از مرگ آنان، تنها کاری غیر مفید خواهد بود، نه مایه شرک؛ و این نکتهای است که غالبا از آن غفلت شده، و تصور میگردد که حیات و موت ، مرز توحید و شرک است! در حالیکه بر فرض قبول چنین شرطی (حیات انبیا و اولیا در هنگام توسل دیگران به آنان)، زنده بودن شخص نبی و ولی، ملاک مفید و غیر مفید بودن توسل خواهد بود، نه مرز توحیدی بودن و شرک آمیز بودن عمل! ۶.
۳ - وجود شروط بر فرض عدم حیات مؤثر و مفید بودن توسل دو شرط بیشتر ندارد: ۱. فردی که به وی توسل میجویند، دارای علم و شعور و قدرت باشد; ۲ - میان توسل جویندگان و او ارتباط برقرار باشد و در توسل به انبیا و اولیایی که از جهان در گذشتهاند، هر دو شرط فوق ( درک و شعور و وجود ارتباط میان ما و آنان به دلایل روشن عقلی و نقلی ، تحقق دارد. وجود حیات برزخی یکی از مسایل مسلم قرآنی و حدیثی است که دلایل آن را در اصل ۱۰۵ و ۱۰۶ یادآور شدیم. در جایی که به تصریح قرآن، شهدای راه حق حیات و زندگی دارند، مسلما پیابران و اولیای خاص الهی که بسیاری از ایشان خودنیز شهید شدهاند از حیات برتر و بالاتری برخوردارند. ۶.
۴ - دلائل ارتباط ما و اولیای الهی بر وجود ارتباط میان ما و اولیای الهی دلایل بسیاری در دست است که برخی را ذیلا یاد آور میشویم: ۶.۴.
۱ - سلام مسلمانان به پیامبر همه مسلمانان در پایان نماز شخص پیامبر گرامی اسلام (صلیاللهعلیهواله) را خطاب قرار داده و میگویند: السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته؛ آیا آنان براستی کار «لغوی» انجام میدهند و پیامبر این همه سلام را نمیشنود و پاسخی نمیدهد؟! ۶.۴.
۲ - سخنان پیامبر با کشتهها پیامبر گرامی در جنگ بدر دستور داد اجساد مشرکان را در چاهی ریختند. سپس خود با همه آنان سخن گفت. یکی از یاران رسول خدا عرض کرد: آیا با مردگان سخن میگویید؟ پیامبر (صلیاللهعلیهواله) فرمود: شماها از آنان شنواتر نیستید. ۶.۴.
۳ - سخنان پیامبر در بقیع رسول گرامی (صلیاللهعلیهواله) کرارا به قبرستان بقیع میرفت و به ارواح خفتگان در قبرستان چنین خطاب میکرد: السلام علی اهل الدیار من المؤمنین و المؤمنات. و بر اساس روایتی دیگر میفرمود: السلام علیکم دار قوم مؤمنین. پدرم فدای تو بادای پیامبر خدا، خدا دو مرگ بر تو ننوشته است. مرگی که بر تو نوشته شده بود، تحقق یافت. بابی انت و امی اذکرنا عند ربک و اجعلنا من بالک» پدر و مادرم فدای تو بادای رسول خدا، با مرگ تو چیزی منقطع گردید، که با مرگ دیگران منقطع نگردیده بود؛ با مرگ تو رشته نبوت و وحی گسسته شد... پدر و مادرم فدای تو باد، ما را نزد خدایت به یادآور، ما را به خاطر داشته باش. در پایان یاد آور میشویم که توسل به انبیا و اولیا ، صورتهای مختلفی دارد که مشروح آن در کتب عقاید بیان شده است.
منبع: نساء/سوره۴، آیه۶۴ · منافقون/سوره۶۳، آیه۵ · یوسف/سوره۱۲، آیه۹۷ - ۹۸
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
