Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

آنچه با معجزه قابل اثبات می‌باشد، بر دو قسم است: الف - مسائلی که معجزه بدون واسطه بر آنها دلالت می‌کند. ب - مسائلی که با ضمیمه کردن برخی مقدمات به معجزه نتیجه گرفته می‌شود. ۳. ۱ - مدلول‌های بی‌واسطه معجزه الف - مسائل مربوط به مدلول بی‌واسطه معجزه به قرار زیر است: ۳.۱. ۱ - معجزه و نبوت خاصه به گواهی تاریخ، برخی افراد به دروغ ، مدعی نبوت و سفارت از طرف خداوند شده‌اند تا از این طریق، به شهرت و جاه برسند. بنابر این، باید معیارها و ضوابطی وجود داشته باشد تا با آن‌ها بتوان پیامبران راستین الهی را از کسانی که به دروغ مدعی نبوت‌اند، تشخیص داد. از جمله آنها، مجهز بودن رسولان الهی به معجزه است؛ زیرا نبی و پیامبر مدعی ارتباط با خداوندند که مردم نمی‌توانند آن را درک کنند و نشانه محسوسی لازم است تا مردم از طریق آن، به صدق مدعای او پی ببرند. شاید بتوان گفت‌ بحث از دلالت معجزه بر نبوت خاصه به صورت استدلالی از قرن پنجم شروع شده است. ق)، دانشمند هم عصر او، این دلالت را برهانی دانسته و بر مدعای خود استدلال کرده است. و کل من قال: له «انت رسولی» صار رسولا و خرج لحن کونه کاذبا. می‌گوید: «طریق معرفة صدقه (نبی) ظهور المعجزة علی یده.» بیشتر دانشمندان اسلامی‌که در این مورد بحث کرده‌اند، به ویژه معاصران، نوع دلالت معجزه بر نبوت خاصه را منطقی می‌دانند و به دلیل حکمت ، دلیل حکم الامثال ، دلیل نقض غرض و دلایلی دیگر، بر مدعای خود استدلال کرده‌اند.به نظر می‌رسد دلالت معجزه بر نبوت خاصه برهانی است. ۳.۱.۱. ۲ - دلیل نقض غرض برای اینکه به مباحثی از دلالت معجزه بپردازیم که کمتر مورد بحث قرار گرفته است‌ به‌ صرف بیان دلیل بر مدعای خود تحت عنوان «دلیل نقض غرض» اکتفا می‌گردد و از ذکر دلایل دیگر و نقد و بررسی آنها صرف نظر می‌شود. این دلیل از چند مقدمه تشکیل می‌شود: ۱-در بحث‌ خداشناسی ، به اثبات رسیده که خداوند حکیم است. ۲-در بحث نبوت عامه ، ثابت‌شده که حکمت خداوند اقتضا می‌کند پیامبرانی به قصد هدایت‌ بشر بفرستد. ۴-ب. ت. ب. مقدمات مزبور، مدعی نبوت، که معجزه آورده و مردم سخنش را پذیرفته‌اند، اگر دروغ‌گو باشد، چون موجب گمراهی مردم می‌شود، باید خدا رسوایش کند، وگرنه به جهل افکندن، نقض غرض و خلاف حکمت‌ خواهد بود. نتیجه آنکه چون مدعی نبوتی معجزه آورد و خداوند رسوایش نمی‌کند، معلوم می‌شود که در مدعای خود راستگوست. توجه به این نکته لازم است که برهانی بودن دلالت معجزه بر نبوت خاصه تحلیلی است که از رابطه این دو درک می‌شود و چه بسا، ممکن است کسانی از طریق برهانی، حتی از طریق معجزه، به نبوت پیامبری ایمان نیاورند، بلکه از راه دیگری مثل تنصیص پیامبر قبلی و یا دقت در کردار و رفتار و محتوای آنچه آورده است، نبوت او را قبول کنند که این گروه درصد بالایی از پیروان پیامبران (علیهم‌السّلام) ، به خصوص پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم ) را تشکیل می‌دادند و اکنون نیز پیرو آن حضرت هستند. ۳.۱. ۲ - دلایل نقلی برنبوت خاصه در بحث نقلی از دلالت معجزه، که شامل مباحث قرآنی و روایی می‌باشد، تذکار این مطلب لازم است که برای اتمام حجت ، از نظر شرعی حصول یقین روان‌ شناختی (اقناعی) کافی است؛ زیرا از نظر بیانات نقلی و دینی، آنچه در اصول دین لازم است‌ حصول یقین، اطمینان و قانع شدن م. ب.. ممکن است گفته شود که این تعبیرها به معجزه اشاره ندارد. پاسخ آن است که ب. ت. ب. آیاتی که این تعابیر در آنها به‌کار رفته و مسائلی که این کلمات از آنها حاکی است، معلوم می‌شود مراد از این تعابیر، معجزات پیامبران (علیهم‌السّلام) است؛ زیرا: اولا، در آیاتی به کار رفته که از پیامبری نشانه خدایی خواسته شده، او نشانه آورده و از آن نشانه‌ها با این کلمات تعبیر شده است. به عنوان نمونه، به چند آیه اشاره می‌شود: ۱ - آیه‌ : «و رسولا الی بنی اسرائیل انی قد جئتکم بآیة من ربکم انی اخلق لکم من الطین کهیئة الطیر فانفخ فیه فیکون طیرا باذن الله...» ؛ و (او را به عنوان) پیامبری به سوی بنی‌اسرائیل (می‌فرستد که به آنان بگوید:) من از جانب پروردگارتان برایتان معجزه آورده‌ام که از گل ، مجسمه مرغی می‌سازم و بر آن می‌دمم تا به امر خدا ، مرغی گردد. دیگران نیز به « نشانه‌ » یا « آیت‌ » معنا کرده‌اند که می‌توان این معنا را از آن استفاده کرد. ۲ - بینه‌ : «و الی ثمود اخاهم صالحا قال یا قوم اعبدوا الله مالکم من اله غیره قد جاءتکم بینة من ربکم هذه ناقة الله لکم آیة...» این آیه اشاره دارد به اجابت‌ حضرت صالح‌ (علیه‌السلام) نسبت‌ به درخواست قومش که وقتی به آنها گفت: «انی لکم رسول امین‌» ؛ من برای شما فرستاده‌ای قابل اعتمادم، آنها گفتند: «ما انت الا بشر مثلنا، فات بآیة ان کنت من الصادقین‌» ؛ تو جز بشری مانند ما (بیش) نیستی. اگر راست می‌گویی معجزه‌ای بیاور. از این دو آیه استفاده می‌شود که از حضرت صالح‌ (علیه‌السلام) برای صدق نبوتش معجزه‌ای خواستند و او ناقه (شتر ماده) را آورد. قطعا نسل‌های پیش از شما را هنگامی‌ که ستم کردند، به هلاکت رساندیم و پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان آوردند و بر آن نبودند که ایمان بیاورند... شبیه این تعبیر، در آیه ۱۰۱ سوره اعراف نیز آمده است. چنین به نظر می‌رسد که چون با آمدن معجزه برایشان نبوت انبیا (علیهم‌السّلام) ثابت‌شد، باید ایمان می‌آوردند، ولی ایمان نیاوردند و مستحق عذاب الهی شدند. ۳ - برهان‌ : «اسلک یدک فی جیبک تخرج بیضآء من غیر سوء و اضمم الیک جناحک من الرهب فذانک برهانان من ربک الی فرعون و انهم کانوا قوما فاسقین‌» ؛ دست‌ خود را در گریبانت‌ ببر تا سپید بی‌گزند بیرون آید و (برای رهایی) از این هراس ، بازویت را به خویشتن بچسبان. این دو برهان از جانب پروردگار توست که باید به سوی فرعون و سران (کشور) او (ببری)؛ زیرا آن‌ها همواره قومی‌ نافرمانند. این کلمه به همین معنا در کلمات و احادیث منقول از امام صادق و ائمه پس از ایشان (علیهم‌السّلام) نیز دیده می‌شود. البته از حضرت پیامبر ، حضرت علی و ائمه دیگر (علیهم‌السّلام) مطالبی نقل کرده‌اند که کلمه «معجزه‌» در آنها آمده و به احتمال زیاد، این لفظ از خود آن بزرگان است. حضرت فرمودند: «برای آنکه دلیلی بر صدق آورنده‌اش باشد و معجزه از نشانه‌های خداوند است که جز پیامبران و حجج او آن را در اختیار ندارند تا به این وسیله، راست‌گو از دروغ‌گو شناخته شود.» در روایتی، امام حسن عسکری‌ (علیه‌السلام) از پدر بزرگوارش نقل می‌کند که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در احتجاج با مشرکان ، که می‌گفتند: چرا بشر پیامبر شده است، فرمودند: «بله، خداوند بشری را فرستاده و معجزه نیز در اختیارش قرار داده است، چنان که انسان‌های معمولی، که از باطن دل‌هایشان خبر دارید، توانایی انجامش را ندارند. به این وسیله، به عجز خودتان در مقابل آنچه آورده‌اند، پی‌می‌برید. این‌همان‌ معجزه‌ و شهادت‌ خداوند به‌ راستی‌ اوست. ۳.۱. ۳ - معجزه و نبوت عامه ممکن است تصور شود که صدور معجزه از سوی مدعی نبوت علاوه بر دلالت‌ بر نبوت او (نبوت خاصه)، بر ضرورت ارسال پیامبران (علیهم‌السّلام) از سوی خدا ( نبوت عامه ) نیز دلالت دارد؛ زیرا نسبت‌ بین نبوت خاصه و نبوت عامه نسبت‌ بین خاص و عام و مقید و مطلق است و خاص بدون عام و یا مقید بودن مطلق معنا ندارد. ولی باید توجه داشت که اگر مقصود از این سخن آن باشد که در نبوت خاصه، نبوت عامه مفروض و مفروغ عنه دانسته شده و صرفا پس از اثبات نبوت عامه مطرح می‌شود، این مدعا درست و قابل تبیین است. اما اگر مقصود آن باشد که با صدور یک کار خارق العاده به دست فردی که مدعی نبوت است، ب. ت. ب. عدم امکان همانندآوری آن، اثبات می‌شود که خداوند باید پیامبرانی را برای هدایت‌ بشر بفرستد، این مطلبی نپذیرفتنی است؛ زیرا در این صورت، صدور معجزه از چنین فردی در نهایت، بر آن دلالت دارد که این معجزه، کار او به عنوان یک انسان نیست و نیرویی فراتر از انسان در صدورش نقش داشته است. لکن اینکه آن نیرو از خداوند بوده و بر خداوند لازم باشد که پیامبرانی بفرستد (نبوت عامه) و این شخص پیامبر است (نبوت خاصه) این‌ به‌ صرف‌ صدور معجزه از چنین شخصی، اثبات شدنی نیست. ب. ت. ب. آنچه گذشت، روشن شد که نه تنها اثبات نبوت عامه با معجزه میسر نیست، بلکه اثبات نبوت خاصه از این طریق نیز وابسته به اثبات نبوت عامه - پیش از آن - م. ب.. ۳.۱. ۴ - معجزه و اثبات وجود خداوند فیلسوفان دین و متکلمان مسیحی درباره دلالت‌ یا عدم دلالت معجزه بر وجود خداوند، تحت عنوان «دلیل حوادث خاص یا حوادث خارق العاده‌» بحث کرده‌اند. برخی از این‌ اندیشمندان رابطه منطقی بین معجزه و اثبات وجود خدا را، که به زعم آنان، الوهیت مسیح‌ (علیه‌السلام) است، پذیرفته‌اند، برخی دیگر تنها گذار روان‌شناختی از مشاهده معجزه بر اثبات وجود خدا را پذیرفته و منکر رابطه منطقی بین این دو شده‌اند و کسانی نیز به هیچ وجه، دلالت معجزه به وجود خداوند را نمی‌پذیرند. وی دلیل انکار رابطه منطقی را تردید افرادی می‌داند که معجزه را مشاهده نکرده‌اند، به نقل ناقلان نیز اعتماد ننموده و (به فرض پذیرش) تفسیری مادی از آن ارائه داده‌اند. زیرا اگر معجزه به واقعه‌ای تعریف شود که با قوانین طبیعی قابل تبیین نیست، در جواب گفته می‌شود: تمام قوانین طبیعت کشف نشده و ممکن است در تحقیقات میلیون‌ها سال آینده، بر اساس قانون طبیعت تبیین شود. ثانیا، وقوع چنین حادثه‌ای حداکثر، می‌تواند نبودن جبر را اثبات کند. معنای دیگر واژه «معجزه‌» این است: مداخله خدا در مسیر طبیعی حوادث. بر این اساس، معجزه مستلزم وجود خدایی است که بتواند در مسیر طببیعی حوادث مداخله کند. معتقدان به خدا می‌گویند: طبق این معنا، معجزاتی وجود دارد. پس خدا نیز وجود دارد. اما گفتن این مطلب فقط به زبان آوردن یک همان‌گویی ( توتولوژی ) آشکار است؛ درست مثل اینکه بگوییم: اگر خدا مداخله کند، وجود دارد. علاوه برآن، هیچ راهی نداریم که ثابت کنیم حادثه‌ای مطابق با این تعریف وجود دارد. «هیوم» در فصل دهم از کتاب پژوهش (Enquires)، چهار دلیل اقامه کرده که معجزه اثبات وجود خداوند نمی‌کند. او معتقد است که تنها راه برای ارزیابی معجزه، تجربه نظم موجود طبیعت است و هیچ دلیلی بر اثبات معجزه کافی به نظر نمی‌رسد. به نظر وی، واقعیت این است که مردمی‌ که قبلا بر اساس دلیل یا دلایلی، معتقد به خدا بودند، تمایل داشتند به معجزات، به عنوان مظهر اضافی اثر خدا معتقد باشند. اما کسانی که دلیلی بر اعتقاد به خدا ندارند، معجزات را دلیلی کافی نمی‌دانند که بر اساس آن، به وجود خدا معتقد گردند. از جمله، آیه ۱۰۱ و ۱۰۲ سوره اسراء : «و لقد آتینا موسی تسع آیات بینات فسئل بنی‌اسرائیل اذ جاءهم فقال له فرعون انی لاظنک یا موسی مسحورا قال لقد علمت ما انزل هؤلاء الا رب السموات والارض بصائر انی لاظنک یا فرعون مثبورا» ؛ به حقیقت، ما به موسی نُه نشانه آشکار دادیم. پس از فرزندان اسرائیل بپرس. آنگاه که نزد آنان آمد و فرعون به او گفت: ‌ای موسی، من جدا تو را افسون شده می‌پندارم. گفت: قطعا می‌دانی که این (نشانه‌ها) را که باعث‌ بینش‌هاست، جز پروردگار آسمان‌ها و زمین، نازل نکرده است. و به راستی، ‌ای فرعون، من تو راه تباه شده می‌پندارم. حضرت موسی‌ (علیه‌السلام) علاوه بر اثبات نبوت خود، مامور دعوت فرعون به قبول و عبادت پروردگار نیز بود؛ من جز خویشتن برای شما خدایی نمی‌شناسم. نشانه‌های ما را (برای آنان) ببرید که ما با شما شنونده‌ایم. سپس بروید به سوی فرعون و بگویید: ما پیامبر پروردگار جهانیانیم.» و نیز می‌فرماید، «فرعون گفت: پروردگار جهانیان چیست؟ (موسی) گفت: پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است - اگر اهل یقین باشید.» «سپس فرعون خطاب به حضرت موسی‌ (علیه‌السلام) گفت: اگر خدایی غیر از من اختیار کنی، قطعا تو را از (جمله) زندانیان خواهم ساخت. (موسی) گفت: اگرچه برای تو چیزی (معجزه‌ای) آشکار بیاورم؟ گفت: اگر راست می‌گویی آن را بیاور. موسی‌ (علیه‌السلام) عصای خود را افکند و به ناگاه، اژدهایی نمایان شد. (فرعون) به سرانی که پیرامونش بودند گفت: این ساحری بسیار داناست.» «فرعون ساحران ماهر را جمع کرد تا بر حضرت موسی‌ (علیه‌السلام) غالب آیند، ولی وقتی معجزه آن حضرت را دیدند، فهمیدند که از نوع سحر نیست. در نتیجه، ساحران به حالت‌ سجده افتادند و «گفتند: به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم؛ پروردگار موسی و‌هارون» حضرت موسی‌ (علیه‌السلام) وقتی دو معجزه عصا و ید بیضا را به فرعون نشان داد [[، چون برای او حجت تمام شد، برایش شکی باقی نماند و فهمید غیر از خداوند خالق هستی یا به اذن او، کس نمی‌تواند این کارها را انجام دهد، اما در عین حال، عناد]] و تکبر ورزید و حق را نپذیرفت، حضرت موسی‌ (علیه‌السلام) فرمود: «ای فرعون، به راستی که تو را تباه شده می‌پندارم.» کلام حضرت موسی‌ (علیه‌السلام) با دو تاکید - لام قسم و حرف تحقیق - آمده است و این نشان می‌دهد که حق برای فرعون کاملا آشکار شده بود و حکمت‌ خداوند اقتضا می‌کند تا حجت‌ بر کسی تمام نشده، به دلیل انکار و کفرش، او را هلاک نکند. البته در اینکه فرعون منکر وجود خدا و رب برای جهان آفرینش و موجودات دیگر بوده یا نه اختلاف است و دلیل صریح قرآنی بر اثبات آن نداریم. لذا ب. ت. ب. مدعای فرعون که می‌گفت: «انا ربکم الاعلی‌» و «ما علمت لکم من اله غیری‌»، وی منکر اله نبودن خود و منکر وجود الهی دیگری - یعنی، معبودی غیر از خودش - بوده است. بنابراین، حضرت موسی‌ (علیه‌السلام) در صدد نبود تا اصل واجب‌ الوجود ، علت العلل و وجود خدا را ثابت کند، بلکه می‌خواست‌ با معجزه‌اش اثبات کند که معبودی واقعی غیر از فرعون بوده و آن همان «رب العالمین‌» است. پس اثبات مصداق خارجی رب و معبود واقعی و توحید در الوهیت و ربوبیت مورد نظر است. ۳.۱. ۶ - معجزه و توحید معجزه با دو شرط، توحید در ربوبیت و الوهیت را اثبات می‌کند: شرط اول: طرفداران خدایان دیگر وجود داشته باشند. شرط دوم: پیامبرانی که معجزه آورده‌اند طرفداران خدایان دیگر را به مبارزه بخوانند و تحدی کنند که از خدایان خود برای ابطال مدعایشان استمداد بطلبند و آنها نیز استمداد نمایند، ولی یاری نشوند و یا اصلا درخواست انبیا (علیهم‌السّلام) را برای این منظور اجابت نکنند. ۳.۱.۶. ۱ - شبهه و پاسخ ممکن است گفته شود این دو شرط لازم نیست؛ زیرا اگر خدای دیگری موجود باشد، باید برای هدایت مخلوق خویش، با ارسال پیامبر و دادن معجزه به وی، ابراز وجود کند. پاسخ آن است که اگر خدایان دروغین و پیروان آنان مطرح نباشند، به این معناست که شرک مورد نزاع نیست تا با دیدن معجزه، توحید، نتیجه گرفته شود؛ زیرا توحید قبلا ثابت‌ شده است. و اگر پیامبری تحدی نکند یا تحدی او جدی گرفته نشود یا مورد توجه قرار نگیرد و یا همانند معجزه‌اش را بیاورند، نه نبوت وی و نه چیز دیگری اثبات نمی‌شود. از آیات مربوط به داستان حضرت موسی‌ (علیه‌السلام) و فرعون - که گذشت - توحید ربوبی و در نتیجه، توحید الوهی اثبات می‌گردد و نیز آیه شریفه «فالم یستجیبوا فاعلموا انما انزل بعلم الله و ان لا اله الا هو فهل انتم مسلمون‌» ؛ پس اگر شما را اجابت نکردند، بدانید که آنچه نازل شده به علم خداست و اینکه معبودی جز او نیست. پس آیا گردن می‌نهید؟ فرمود: اگر راست می‌گویید، ده سوره برساخته شده مثل آن بیاورید و غیر از خدا هر که را می‌توانید فرا بخوانید. لکن خدا به ( حقانیت ) آنچه بر تو نازل کرده است گواهی می‌دهد. (او) آن رابه علم‌ خویش نازل‌ کرده‌است. ثانیا، خدایی جز الله نیست، «ان لا اله الا هو»؛ پس معلوم می‌شود، چیزی جز خیال نیستند. مفسران دیگری نیز از این آیه شریفه، توحید و علم خداوند را استفاده می‌کنند. برخی مرجع ضمیر «کم‌» را در «فان لم یستجیبوا لکم‌» مؤمنان و بعضی دیگر، مشرکان می‌دانند. اگر ضمیر به مؤمنان بازگردد؛ یعنی، «اگر مشرکان ، شما مؤمنان را اجابت نکردند و پاسخی نداشتند» و اگر ضمیر به مشرکان و منکران بازگردد؛ زیرا آنان بودند که اعتقاد درستی به توحید نداشتند، نه مؤمنان. همچنین اگر معجزه از سنخ قدرت باشد، قدرت فوق العاده خداوند نیز اثبات می‌گردد؛ زیرا ب. ت. ب. عدم همانندآوری و اثبات نبوت عامه پیش از ارائه معجزه، معجزه کاری فوق طاقت‌ بشری و منتسب به خداوند می‌شود و بدین طریق، قدرت فوق‌العاده خداوند به اثبات می‌رسد. ۳.۱. ۸ - معجزه، علم و قدرت پیامبر دلالت معجزه بر قدرت و علم پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مبتنی بر این است که اثبات شود نفس پیامبران (علیهم‌السّلام) در وقوع معجزه مؤثر است. ما کان لرسول ان یاتی بآیة الا باذن الله...» دلالت می‌کند بر اینکه معجزه از اراده آورنده آن سرچشمه می‌گیرد؛ زیرا اذن در جایی مطرح است که زمینه اصلی موجود باشد و از جهت تمامیت زمینه و یا رفع موانع، نیاز به اذن باشد. و چون اراده آورنده معجزه به اراده شکست ناپذیر خداوند متکی است (کتب الله لاغلبن انا و رسلی) بنابر این، علم و قدرت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) متصل به علم و قدرت فوق العاده خداوند خواهد شد. (او را به عنوان) پیامبری به سوی بنی‌اسرائیل (می‌فرستد که به آنان می‌گوید: ) «در حقیقت، من از جانب پروردگارتان برایتان معجزه‌ای آورده‌ام: من از گل برای شما (چیزی) به شکل پرنده می‌سازم، آنگاه در آن می‌دمم. پس به اذن خدا، پرنده‌ای می‌شود. و به اذن خدا، نابینای مادرزاد و پیس را بهبود می‌بخشم و مردگان را زنده می‌گردانم و شما را از آنچه می‌خورید و در خانه‌هایتان ذخیره می‌کنید، خبری می‌دهم. مسلما در این (معجزات) برای شما - اگر مؤمن باشید - عبرتی است و نیز در آیه ۱۱۰ سوره مائده این کارها با اذن خداوند به حضرت عیسی‌ (علیه‌السلام) نسبت داده می‌شود.» ۳. ۲ - مدلول‌های باواسطه معجزه ب - مسائل مربوط به مدلول با واسطه معجزه به قرار زیر است: ۳.۲. ۱ - معجزه و صدق نبی این موضوع در سه محور قابل بررسی است: اول: پیامبر در این ادعا که ارتباط وحیانی با خدا دارد، صادق است. این مساله همان دلالت معجزه بر نبوت خاصه است که اثبات آن گذشت. دوم: سخن‌آورنده معجزه از سوی خداست و نبی در گرفتن و رساندن وحی بر مردم دچار خطای عمدی و سهوی نمی‌شود. معجزه به تنهایی، ثابت نمی‌کند که آورنده آن خطای عمدی و سهوی در گفتار ندارد، ولی با انضمام دلیل دیگری، می‌توان این نتیجه را گرفت. به این بیان، فردی که نبوتش به وسیله معجزه ثابت‌شده، مردم حرف‌هایش را سخن خدا می‌پندارند. با این شروط، اگر سخنان دروغ هم بگوید، به عنوان سخن خدا تلقی می‌گردد و مورد عمل پیروان پیامبر واقع می‌شود. این موضوع موجب گمراهی مردم و نقض غرض از ارسال رسل خواهد بود و با حکمت‌ خداوند سازگاری ندارد. پس آورنده معجزه در اینکه سخنانش از خداست، صادق م. ب. و پیامبر در تلقی و در ابلاغ وحی اشتباه نمی‌کند. سوم: سخن آورنده معجزه مطابق با واقع است. اثبات صدق گفتار پیامبر به معنای مطابقت‌ با واقع از طریق معجزه، نیازمند ضمیمه‌ شدن‌ مقدمات دیگری است که عبارتند از: الف - عصمت پیامبر ثابت‌شده باشد. ب - مطابق با واقع سخن گفتن پیامبر نیز به اثبات برسد. اثبات نشدن یکی از این دو موجب عدم اثبات صدق پیامبر به معنای یاد شده می‌شود. در نتیجه، مستلزم لغو بودن آن می‌گردد که با حکمت‌ خدا سازگار نیست. پس اعتقاد به دروغ مصلحتی گفتن خداوند به پیامبر، مستلزم نقض غرض از سوی خداوند و نادرست است. البته این مطلب با مسائل ادبی از قبیل استعارات و کنایات منافات ندارد. با این وصف، اگر او اشتباه کند، مردم با پیروی از او، دچار گمراهی خواهند شد و غرض خداوند که هدایت مردم بوده نقض خواهد شد، و این با حکمت‌ خداوند نمی‌سازد. ولی هیچ پیامبری چنین کاری نکرده است، بلکه اصول و معارف را با برهان‌هایی که به مردم ارائه می‌دادند، اثبات می‌کردند. بنابر این، معجزه بر این مدعا دلالت ندارد و انبیا (علیهم‌السّلام) نیز معجزه را به این منظور نیاورده‌اند. در ادیان الهی ، به ویژه اسلام بر اصول و معارف دین استدلال شده است. البته با ضمیمه کردن اصل عصمت و صدق دعوای پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و مطابق با واقع بودن گزاره‌های دینی، می‌توان این مساله را با معجزه اثبات کرد که آنچه پیامبران (علیهم‌السّلام) به عنوان اصول و معارف دینی عرضه می‌کنند، حق و مطابق با واقع است. منبع: جزوه تاریخ فلسفه غرب، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، ص۲۵۴ · الاقتصاد فی الاعتقاد، قاهره، مکتبة النجاریة، ص‌۱۲۵ · الکشف عن مناهج الادلة فی عقائد الملة...، مصر، الطبعة النعمانیة، ص‌۹۳ · سرّ ایمان در اصول اعتقادات، تصحیح صادق لاریجانی، الزهراء، ص۷۸ - ۸۰ · کشف الاسرار فی شرح تجرید الاعتقاد، با تعلیقه حسن حسن‌زاده آملی، ص۳۵۰ · قوشچی، شرح تجرید الاعتقاد، ص‌۳۶ · المیزان فی تفسیر القرآن، اسلامیه، ج‌۱، ص‌۸۴ - ۸۵ · تفسیر کبیر (مفاتیح الغیب)، ج۲۴، ص۲۱۲ · بررسی دلالت معجزه به نبوت، مجله معرفت، ش ۲۴، ص۷۰ · بقره/سوره۲، آیه۲۳ - ۲۴ · جزوه مسائل کلام جدید، تهران، مؤسسه امام صادق‌ (علیه‌السلام)، ص‌۱۱۳ · آل عمران/سوره۳، آیه۴۹ · اعراف/سوره۷، آیه۷۳ · شعراء/سوره۲۶، آیه۱۴۳ · شعراء/سوره۲۶، آیه۱۵۴ · مائده/سوره۵، آیه۱۱۰ · فاطر/سوره۳۵، آیه۲۵ · اسراء/سوره۱۷، آیه۱۰۱ · یونس/سوره۱۰، آیه۱۳ · قصص/سوره۲۸، آیه۳۲ · راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده «بره‌» · نساء/سوره۴، آیه۱۷۴ · یوسف/سوره۱۲، آیه۲۴ · بقره/سوره۲، آیه۱۱۱ · انبیاء/سوره۲۱، آیه۲۴ · نحل/سوره۱۶، آیه۶۴ · قصص/سوره۲۸، آیه۲۵ · قصص/سوره۲۸، آیه۲۸ · بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج‌۱۱، ص‌۷۱ · بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج‌۹، ص‌۲۷۲ - ۲۷۳ · تبیین براهین اثبات خدا، الزهراء، ص‌۲۴۹ · وحی و رهبری، چاپ دوم، ۶۹، ص‌۲۰ · فلسفه دین، ترجمه بهرام رادهدی، ۱۳۷۲، ص‌۷۰ · الهیات مسیح، ترجمه طاطاوس میکائیلیان، ص‌۱۱ · فلسفه دین (نقد براهین اثبات وجود خدا به روش تحلیل فلسفی)، ترجمه گروه ترجمه و ویراستاری مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی‌دفتر تبلیغات اسلامی، ص۸۴۰ · جزوه تاریخ فلسفه غرب، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، ص۲۵۴ - ۲۵۵ · فلسفه دین (نقد براهین اثبات وجود خدا به روش تحلیل فلسفی)، ترجمه گروه ترجمه و ویراستاری مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی‌دفتر تبلیغات اسلامی، ص‌۸۹ · اسراء/سوره۱۷، آیه۱۰۱-۱۰۲ · قصص/سوره۲۸، آیه۳۸ · شعراء/سوره۲۶، آیه۱۵-۱۶ · شعراء/سوره۲۶، آیه۲۳-۲۴ · شعراء/سوره۲۶، آیه۲۹-۳۲ و ۳۴ · شعراء/سوره۲۶، آیه۴۶ و۴۷ · اسراء/سوره۱۷، آیه۱۰۲ · تفسیر کبیر (مفاتیح الغیب)، ج‌۱۴، ص‌۲۱۱ · نازعات/سوره۷۹، آیه۲۴ · المیزان فی تفسیر القرآن، اسلامیه، ج‌۸، ص‌۲۲۳-۲۲۴ · هود/سوره۱۱، آیه۱۴ · هود/سوره۱۱، آیه۱۳ · نساء/سوره۴، آیه۱۶۶ · تفسیر کبیر (مفاتیح الغیب)، ج‌۱۷، ص‌۱۹۷ · تفسیر نمونه، ج‌۹، ص‌۳۸ · مجادله/سوره۵۸، آیه۲۱ · اعجاز از نظر عقل و قرآن، ص‌۳۲ · التراث والتجدید، تاریخ العام والنبوة والمعاد، دارالتنویر، ۱۹۸۸، ص‌۳۴۴ · تفسیر المنار، ذیل آیه ۲۴ سوره بقره · اعجاز از نظر عقل و قرآن، ص‌۸۲

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین