دکترین
قوای نفس: انواع قوای نفس
قوای نفس به این ترتیباند: ۷.
۱ - قوای نباتی نفس ۷.۱.
۱ - قوه غاذیه کار این قوه اینست که جهت ساخت اجزای تحلیل رفته از بدن ، مواد خارجی را جذب بدن کند و پس از تغییر شکل، آنها را شبیه اعضای بدن سازد. ۷.۱.
۲ - قوه منمیه این قوه بر ابعاد جسم به صورتی که مشابه اجزای گیاه باشد میافزاید به گونهای که آن جسم گیاهی یا حیوانی به کمال رشد خود برسد. ۷.۱.
۳ - قوه مولده این قوه بخشی از جسم حیوانی یا گیاهی که بالقوه شبیه آن جسم است را جدا میکند و سپس به کمک اجسام دیگری که شبیه آن جسماند، آن بخش بالقوه را بالفعل میکند، به تعبیری دیگر، وظیفه تولید مثل را بر عهده دارد ۷.
۲ - قوای حیوانی نفس ۷.۲.
۱ - قوه محرکه قوه محرکه که خود دو قسم دارد: ۷.۲.۱.
۱ - قوه شوقیه قوهای که انگیزه حرکت را ایجاد میکند و بر دو قسم است. الف. قوه شهوانیه: قوهای که پس از تخیل اموری که برای بدن ضروری و مفید است، منشا تحریک برای نزدیک شدن به آنها میشود. ب. قوه غضبیه: قوهای که پس از تخیل اموری که برای بدن مضر است یا موجب فساد آن میشود، فعال شده و منشا ایجاد حرکت برای دفع آن امور میشود. ۷.۲.۱.
۲ - قوه فاعلی قوهای که وظیفه حرکت دادن به عضلات را به عهده دارد. ۷.۲.
۲ - قوه مدرکه قوه مدرکه که دو قسم دارد: ۷.۲.۲.
۱ - حواس ظاهری قوایی که امور خارجی را درک میکنند. این قوا همان حواس پنج گانهاند (لامسه، بینایی، چشایی، شنوایی و بویایی). ۷.۲.۲.
۲ - حواس باطنی قوایی که امور داخلی را درک میکنند. حس مشترک: همه صورتهای جزئی فراهم شده توسط حواس ظاهری را درک میکند. واهمه: معانی جزئی را درک میکند. مقصود از معانی جزئی اموری نظیر "دوستی"و "دشمنی" است که در ذهن در قالب یک صورت یا شکل منعکس نمیشود. خیال: بایگانی حس مشترک است. یعنی پس از آنکه حس مشترک تمام صور جزئی به دست آمده از طریق حواس ظاهری را درک کرد، صور مزبور را در خیال بایگانی میکند. حافظه: بایگانی قوه واهمه است و معانی جزئی در آن جمع آوری میشود. قوه متصرفه : این قوه بر خلاف قوای چهارگانه قبلی که صرفا دارای عمل ادراک بودند، در مدرکات تصرف هم میکند و از ترکیب آنها با یکدیگر صور جدیدی را پدید میآورد، مثلا بخشی از صورت یک پرنده را با قسمتی از صورت یک انسان ترکیب میکند و صورت انسان بالدار را تصویر میکند. این قوه بر اساس آنکه توسط چه نفسی به کار گرفته شود به دو نوع تقسیم میشود: متخیله : اگر از سوی قوه واهمۀ نفس حیوانی به کار گرفته شود و تنها در صور و معانی جزئی تصرف کند. مفکره: اگر به کار گیرنده آن نفس ناطقه انسانی باشد و در امور کلی نیز تصرف نماید. ۷.
۳ - قوه انسانی نفس این قوه عاقله نام دارد. نفس انسانی را به لحاظ تاثیر و تاثراتش میتوان به دو اعتبار لحاظ کرد. اول، به این اعتبار که از مافوق خود معانی را قبول میکند و دوم به این اعتبار که در مادون خویش فعلی را انجام میدهد؛ بنابر این دو اعتبار، نفس دارای دو قوۀ عالمه و عامله است. پس نفس ناطقه یک قوه عاقله دارد که مدرکات آن متفاوت است، یعنی هر دو از مراتب عاقلهاند. این دو اعتبار در این قوه از این قراراند: ۷.۳.
۱ - عقل نظری تصورات و تصدیقات را درک میکند و به حق یا باطل در معقولات و مدرکات دست مییابد. به تعبیری دیگر کسب دانش میکند. ۷.۳.
۲ - عقل عملی صناعات انسانی را به کسب میکند و در اعمال و تروک به زیبایی و زشتی اعتقاد پیدا میکند و از طرفی فکر و نظر را به کار میگیرد تا از آنچه خیر است یا گمان بر خیریت آن است، استفاده کند.
منبع: شرح جلد هشتم اسفار اربعه، ج۱، ص۲۵۹-۲۷۰، قم، انتشارات موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۵ · درر الفوائد، ج۲، ص۳۷۴، قم، مؤسسه دار التفسیر، ۱۳۷۴ · الشواهد الربوبیه، ص۲۴۰، بنیادحکمت اسلامی صدرا، ۱۳۸۲
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
