دکترین
لعان: ارکان
ارکان لعان عبارتاند از سبب لعان، ملاعن، ملاعنه و چگونگی لعان. ۳.
۱ - سبب لعان سبب لعان دو چیز است: قذف و نفی فرزند. ۳.۱.
۱ - قذف از شرایط لعان آن است که مرد به همسرش که مشهور به زنا نیست، نسبت زنا دهد و مدعی رؤیت آن باشد، بدون آنکه شاهدی بر آن داشته باشد. بنابراین، اگر به زن اجنبی نسبت زنا دهد، بدون شهود بر آن، حد قذف بر او جاری میشود؛ چنانکه اگر بدون مشاهده، حتی بر اساس خبر ثقه، شیاع ، غلبه ظن و مانند آن، به زوجه خود نسبت زنا دهد، حد قذف بر او جاری میگردد، مگر بر ادعایش بینه اقامه کند. آیا جریان لعان مشروط به عدم بینه است و با وجود آن لعان جاری نمیشود یا نه؟ مسئله محل اختلاف است. اکثر قائل به قول نخست و برخی قائل به قول دوماند. قذف در عده رجعی ، همچون قذف در زمان زوجیت است؛ لیکن در عده باین ، هر چند قذف نسبت به زمان زوجیت باشد، موجب ثبوت حد خواهد بود و لعان جاری نمیشود. ۳.۱.
۲ - انکار فرزند دومین سبب لعان، انکار فرزندی نوزادی است که از همسرش متولد شده است. البته انکار فرزندی ملازم با نسبت زنا به همسر نیست؛ زیرا احتمال میرود فرزند به سبب وطــی بـه شبهه و مانند آن به دنیا آمده باشد. بنابراین، چنانچه فرد علم دارد که فرزند متولد شده از او نیست، جایز، بلکه واجب است او را نفی کند؛ لیکن نمیتواند به همسرش نسبت زنا و به نوزاد نسبت ولد الزنا بودن بدهد؛ چنانکه انکار فرزند کسی که در فراش فرد متولد شده و امکان لحوق وی به او وجود دارد جایز نیست؛ هرچند کسی با همسرش زنا کرده باشد.
بنابراین، تنها در فرضی که علم دارد فرزند از آنِ او نیست و بر حسب ظاهر شرع، نوزاد به او ملحق میشود، میتواند با لعان او را نفی کند تا فردی که از او نیست به وی منتسب نگردد. لعان برای نفی فرزندی منوط به تحقق آمیزش و احتمال انتساب نوزاد به زوج است، مانند اینکه از زمان آمیزش شش ماه یا بیشتر گذشته و از نه ماه تجاوز نکرده باشد، و چنانچه از زمان آمیزش، کمتر از شش ماه و یا بیشتر از نه ماه گذشته باشد و احتمال انتساب نوزاد به زوج نرود، برای نفی فرزندی نیازی به لعان نیست؛ زیرا فرزندی بدون لعان نیز نفی میشود.
بنابراین اگر زوجین پس از اتفاق بر وقوع آمیزش، در زمان حمل اختلاف کنند و زوج بگوید: از زمان دخول کمتر از شش ماه گذشته است و یا بیشتر از نه ماه از زمان آن میگذرد، و زوجه بگوید: بین شش تا نه ماه از زمان دخول گذشته است، به دلیل احتمال راست بودن گفته زوجه انتساب نوزاد به زوج ممکن است و زوج با علم به عدم انتساب نوزاد به خودش، با لعان او ر. ا. خ. نفی میکند. اگر زوج علاوه بر نفی فرزند، به همسرش نسبت زنا نیز بدهد و بر زنا بینه اقامه کند، حد قذف از او ساقط میشود؛ لیکن برای نفی فرزند باید لعان کند و در صورت نداشتن بینه، باید برای هر دو سبب، لعان انجام دهد.
در این فرض، آیا یک لعان کافی است یا باید دو لعان صورت گیرد؟ دو احتمال مطرح است. آیا نفی ولد فوری است و در صورت حضور زوج هنگام ولادت، لازم است -با علم به عدم انتساب نوزاد به وی ـ فرزندی او را انکار کند و در زمان مقتضی آن را نزد حاکم اظهار نماید یا اینکه صرف سکوت و عدم اقرار پس از ولادت، حق او را برای انکار پس از آن، سلب نمیکند؟ مسئله محل اختلاف م. ب.. ۳.
۲ - ملاعن لعان کننده باید بالغ، عاقل و مختار باشد و بنابر قول مشهور، مسلمان و آزاد بودن در وی شرط نیست. بنابراین، لعان از کافر و برده نیز صحیح است. لعان فرد لال در صورتی که بتواند قذف و شهادتهای پنجگانه را با اشاره بفهماند، صحیح است. ۳.
۳ - ملاعنه در زن بلوغ ، عقل و کـر و لال نبودن شرط است؛ از اینرو، اگر زوج، زن نابالغ خود را قذف کند، لعان جاری نمیشود؛ بلکه اگر زوجه نابالغ در سنی باشد که امکان آمیزش با او باشد، مانند زوجه هشت ساله، بر زوج حد قذف ثابت میشود. در غیر این صورت، تعزیر میگردد. اگر زوج، زوجه دیوانه خود را قذف کند، چنانچه بگوید: در حال دیوانگی مرتکب زنا شده است، تعزیر میشود؛ اما اگر بگوید در حال عاقل بودن زنا کرده است، حد قذف بر او ثابت میشود، لیکن اجرای آن در هر دو صورت (نابالغ و دیوانه بودن) منوط به مطالبه زوجه پس از بالغ و یا عاقل شدن است که در این صورت، زوج میتواند با لعان، حد ر.
ا. خ. دفع کند. در شرط سلامت از کری و لالی دو اختلاف وجود دارد: نخست اینکه آیا سلامت از کری و لالی هر دو با هم شرط لعان است یا وجود یکی از آن دو در عدم لعان کفایت میکند؟ لیکن بنابر قول دوم، لعان مطلقا؛ خواه کری و لالی هر دو یا یکی از آن دو باشد، منتفی میشود. البته به تصریح بــرخــی، لعان با وجود کری و لالی یا لالی به تنهایی، بدون هیچ اختلافی منتفی است و اختلاف در صورت وجود کری به تنهایی است که آیا در این صورت نیز لعان جاری میشود یا نه؟
بر عدم جریان لعان، حتی در صورت کر بودن زوجه، ادعای اجماع شده است. و دوم، اینکه آیا کر و لال نبودن تنها شرط لعان در صورت قذف زوجه است یا علاوه بر آن، شرط لعان در نفی ولد نیز میباشد؟ بنابر قول نخست، در صورت قذف زوجه، اگر وی کر و لال باشد، بدون لعان بر زوج حرام ابدی میشود و بر زوج با مطالبه زوجه، حد قذف ثابت میگردد، مگر آنکه وی بر ادعای خود اقامه بینه نماید و از این طریق حد ر. ا. خ. دفع کند؛ لیکن بنا بر این قول، برای نفی ولد، لعان جاری میشود، بر خلاف قول دوم که لعان مطلقا جاری نمیشود.
از دیگر شرایط ملاعنه آن است که نکاحش دائم باشد نه موقت. در شرط بودن آن نسبت به نفی فرزند اختلافی نیست؛ زیرا در نکاح موقت ، نوزاد به صرف انکار فرزندی وی توسط زوج نفی میشود و نیاز به لعان ندارد؛ لیکن بر شرط بودن آن نسبت به قذف اختلاف است. بنابر قول مشهور، لعان حتی با قذف زوجه در ازدواج موقت ثابت نیست؛ بلکه در صورت مطالبه زوجه، حد قذف بر زوج جاری میشود. برخی در صورت قذف، برای اسقاط حد، لعان را ثابت دانستهاند. همچنین ملاعنه باید مدخوله باشد.
بنابراین، لعان زوجـهای کـه زوج با او آمیزش نکرده، صحیح نیست؛ لیکن اختلاف است که آیا در ثبوت لعان، مطلقا دخول شرط است؛ چه برای اسقاط حد قذف و چه برای نفی ولد یا تنها برای نفی ولد شرط است؛ چه اینکه در صورت عدم دخول -با ادعای زوج و یاد کردن سوگند بر عدم دخول ـ فرزند بدون لعان از زوج نفی میشود؟ مشهور دخول را مطلقا شرط میدانند. برخی قول دوم را اختیار کردهاند و برخی دیگر، دخول را مطلقا شرط ندانستهاند. به قول مشهور، لعان زوجه حامله صحیح است و نیاز به صبر کردن تا وضع حمل نیست؛ هرچند اجرای حد بر او در صورت اقرار و یا امتناع از انجام دادن لعان، تا بعد از وضع حمل به تاخیر میافتد. ۳.
۴ - چگونگی لعان لعان باید در حضور حاکم ( امام معصوم (علیهالسلام) ) یا منصوب از جانب ایشان و در عصر غیبت در حضور فقیه جامع شرایط صورت گیرد. در لعان، ابتدا زوج چهار بار شهادت میدهد که در نسبت زنایی که به زوجه داده یا فرزندی که از خود نفی کرده، صادق است، با این لفظ اَشْهَدُ بِاللَّهِ اَنِّی لَمِنِ الصادقین فیا رَمَیتُها مِن الزنا او فی انَّ الوَلَدَ لَیسَ من مائی و بار پنجم بگوید لعنت خدا بر من اگر از دروغگویان باشم، با این لفظ لَعَنَةُ اللهِ عَلَیَّ اِنْ کُنتُ مِنَ الکاذبین.
سپس زوجه چهار بار شهادت میدهد: مرد در نسبتی که به من داده دروغگو است، با این لفظ: اَشْهَدُ بِاللهِ اَنَّهُ مِنَ الکَاذِبِینَ فی ما رَمانَیَ بِهِ مِنَ الزّنا و بار پنجم میگوید: غضب خدا بر من اگر او راست بگوید. اِنَّ غَضَبَ اللهِ عَلَیَّ اِنْ کَانَ مِنَ الصادقین. در صورت نفی فرزند توسط زوج، نیازی نیست زوجه آن را در صیغه لعان ذکر کند؛ زیرا لعان زوجه تاثیری در آن ندارد و با لعان زوج، فرزند از او نفی میشود؛ با این حال، اگر زوجه متعرض آن شود و بگوید این فرزند او است، اشکال ندارد.
منبع: جواهر الکلام، ج۳۴، ص۶ – ۹ · ج۵، ص۱۸۳ · ج۵، ص۸- ۹ · جواهر الکلام، ج۳۴، ص۱۰ · مهذب الاحکام، ج۲۶، ص۲۵۶ · تحریر الوسیلة، ج۲، ص۳۶۰ · جواهر الکلام، ج۳۴، ص۱۳ · ج۱۰، ص۱۸۷ - ۱۸۹ · ج۶، ص۱۸۷ · ج۱۰، ص۱۹۳ · جواهر الکلام، ج۳۴، ص۲۳ - ۲۵ · جواهر الکلام، ج۳۴، ص۲۵-۲۷ · ج۳، ص۱۸۶ · ج۱۰، ص۲۰۸ · ج۳، ص۱۸۷ · ج۴، ص۱۲۹ · شیخ طوسی، النهایة، ص۵۲۲ · ج۲، ص۶۹۸ · جواهر الکلام، ج۳۴، ص۳۸-۳۹ · جواهر الکلام، ج۳۴، ص۵۳-۵۴ · جواهر الکلام، ج۳۴، ص۵۵-۵۶ · ج۵، ص۱۹۹-۲۰۰
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
