دکترین
ماجرای سامری: برخورد شدید موسی
خداوند ماجرای گمراهی قوم توسط سامری را به موسی (علیهالسّلام) وحی کرد، موسی (علیهالسّلام) با ناراحتی و خشم از کوه طور به سوی قوم خود بازگشت و آنها را زیر رگبار سرزنش خود قرار داد.(مضمون آیات ۸۳ تا ۹۰ سوره طه .) موسی (علیهالسّلام) از شدت خشم و ناراحتی، الواح تورات را بر زمین زد و شکست، بنی اسرائیل به پیش آمده و گفتند: «ما در این کار تقصیری نداریم، بلکه سامری این کار را کرد.» موسی (علیهالسّلام) به برادرش هارون متوجه شد و از شدت خشم، سر و ریش او را گرفت و گفت: «چرا وقتی که دیدی آنها گمراه شدند، از من پیروی نکردی؟
آیا از منن نافرمانی نمودی؟» هارون: «ای فرزند مادرم! ریش و سرم را مگیر، من ترسیدم بگویی تو میان بنی اسرائیل تفرقه انداختی، و سفارش مرا به کار نبستی.» موسی (علیهالسّلام) متوجه سامری شد و او را محکوم و سرزنش کرد و سپس فرمود: «برو که بهره تو در زندگی دنیا این است که هر کس به تو نزدیک شود، خواهی گفت که با من تماس نگیرد.» آری سامری که منافقی خودخواه ولی باهوش بود، از نقاط ضعف بنی اسرائیل سوء استفاده کرد و فتنه عظیمی بپا نمود، سرانجام موسی (علیهالسّلام) او را آن چنان مجازات کرد که از کشتن بدتر بود یعنی او را از جامعه طرد کرد و مردم او را به عنوان یک مرد نجس و آلوده میدانستند و با او تماس نمیگرفتند.
روایت شده: سامری به بیماری مرموز و واگیردار «لامساس» گرفتار شد، هرکس با او تماس میگرفت به آن بیماری مبتلا شده و بدنش آن چنان میسوخت که گویی در میان آتش افتاده است. او سر به بیابانها نهاد و همچنان گرفتار بیماری و نفرت جامعه بود تا به هلاکت رسید.
منبع: طه/سوره۲۰، آیه۸۳-۹۰ · طه/سوره۲۰، آیه۹۲-۹۶ · ورعی و فرقانی، تاریخ انبیاء، ص۱۰۰ · بحارالانوار، ج۱۳، ص۲۴۶
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
