دکترین
مبالغه (ادبیات): نکته
تبلیغ ۵.۱.
۱ - معنای لغوی در لغت، تبلیغ، رسانیدن است؛ مثال: چنان ضمیر تو روشن شد از تجلی غیب ••• که نقشهای ضمایر در او پدیدار است مبالغه یا تبلیغ ، افراط در وصف است؛ اغراق الصفه ۵.۱.
۱ - معنای لغوی اغراق در لغت، بسیار سخت کشیدن کمان است؛ ۵.۱.
۲ - معنای اصطلاحی و در اصطلاح آن است که شاعر بهجهت حسن اهتمام در صفت چیزی، مبالغهای تمام نماید؛ مثال: بهزیورها بیارایند وقتی خوبرویان را ••• تو سیمین تن چنان خوبی که زیورها بیارایی (سعدی) ۵.۲.
۳ - اغراق در اصطلاح وصف و مدح اغراق در اصطلاح وصف و مدح یا ذم چیزی بیشتر از حد معمول است؛ مانند این بیت: آه سعدی اثر کند در سنگ ••• نکند در تو سنگدل تأثیر در تعریف آن گفتهاند اسناد مجازی است که به موجب آن شاعر معانی بزرگ را خرد و معانی خرد را بزرگ جلوه میدهد. ۵.۲.
۴ - اغراق در نثر اغراق در نثر هم به کار میرود. همانند جملات زیر در وصف دشت از کلیله و دمنه : «از رشک او رضوان انگشت غیرت گزیده و در نظارهی او آسمان چشم حیرت گشاده». در این مورد اشعار مدیحهسرایان و شعرای متوسط سبک هندی نمونههای بارزی هستند. غلو ۵.۱.
۱ - معنای لغوی غلو در لغت از حد درگذشتن است؛ ۵.۱.
۲ - معنای اصطلاحی و در اصطلاح درگذرانیدن کلام باشد از سرحد عقل و عادت ؛ دلاور ز گفت پدر چون هژبر ••• یکی نعره زد کآب خون شد در ابر (فردوسی) در زبان انگلیسی اصطلاح bombast در اصل بهمعنی پنبهای است که در دوخت لباس بهکار میبرند؛ زند بانگ اگر هیبتش بر سحاب ••• گهرها شود در صدفها حباب که بر حسب عقل و عادت هر دو ممتنع و محال است.
منبع: محمدحسین؛ تبریز، احرار تبریز، ۱۳۷۷، اول، ص ۳۰۷ · حسین؛ تهران، مرکز، ۱۳۶۹، اول، ص ۱۱۳ · محمد؛ تهران، سمت، ۱۳۷۹، اول، ص ۸۲ · سیما؛ تهران، مروارید، ۱۳۷۱، اول، ص ۳۱ · سیما؛ تهران، مروارید، ۱۳۷۱، اول، ص ۲۲۰ · حسین؛ تهران، مرکز، ۱۳۶۹، اول، ص ۱۱۴ · سیما؛ تهران، مروارید، ۱۳۷۱، اول، ص ۲۲۱ · ابوطالب؛ تهران، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۱، اول، ص ۱۰۷
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
