Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

ب تمام جرایم مربوط به مواد مخدر، روانگردان و پیش سازهای آن و قاچاق اسلحه مهمات و اقلام و مواد تحت کنترل. قرار گرفته که همین مطلب حکایت از آن دارد که دادگاه انقلاب، مرجع قضایی عام و عمومی برای رسیدگی به کلیه امور حقوقی نیست. لازم به توضیح است که ماده ۳۰۳ روش قانونگذار قانون آیین دادرسی مدنی سال ۱۳۷۹ در تعیین صلاحیت ذاتی دادگاه عمومی به منظور معرفی این مرجع جهت رسیدگی به کلیه دعاوی و امور مدنی تقریباً به پیروی از قانون پیشین در سال ۱۳۱۸ صورت گرفت. وقتی صلاحیت مرجعی مانند دادگاه عمومی را عام و منطبق با اصل میشمریم دیگر نباید به احصاء دعاوی و امور تحت صلاحیت این مرجع عمومی دست زده و موارد آن را شمارش نماییم. در هر دو قانون نیز به همین ترتیب عمل شد. بنابراین همانطور که برخی از استادان گفته اند به جهت صلاحیت عام دادگاه عمومی احتیاجی نیست که مرجع مزبور در رأی صادره خود به ماده ۳ ق.ت.د.ع و ا سال ۱۳۷۳ به منظور احراز و اعلام صلاحیت خود استناد کند. بلکه تنها در صورتی که در نظر دارد قرار عدم صلاحیت خ. ر. ب. شایستگی مرجع 1 الف - رأی وحدت رویه شماره ۶۸۲ مورخ ۱۳۸۴/۱۰/۶ هیأت عمومی دیوان عالی کشور: «به موجب بند ۶ ماده ۵ قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب، رسیدگی به دعاوی مربوط به اصل ۴۹ قانون اساسی از جمله ثروتهای ناشی از ربا، در صلاحیت دادگاه انقلاب م. ب. و بر طبق ماده ۵۹۵ قانون مجازات اسلامی رسیدگی به جرم رباخواری در صلاحیت محاکم عمومی است. بنا به مراتب رای شعبه ۲۷ دیوان عالی کشور که بر همین اساس صدور یافته، بنظر اکثریت اعضای هیأت عمومی دیوان عالی کشور منطبق با قانون تشخیص می شود ..... به نقل از روزنامه رسمی شماره ۱۷۷۴۵ مورخ ۱۳۸۴/۱۱/۳. ب - بخشنامه ریاست قوه قضائیه به شماره ۱/۷۵۵۵/۲ مورخ ۱۳۷۴/۵/۷ به مراجع قضایی سراسر کشور نیز قبلاً با همین مضمون صادر شده بود. رجوع کنید به مجموعه بخشنامه های قوه قضاییه از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۱، جلد دوم، معاونت آموزش و تحقیقات قوه قضاییه - مرکز تحقیقات فقهی، چاپ نخست، ۱۳۸۲، قم، صص ۳۲۵ و ۲ فریدون نهرینی همان، صص ۱۰۲ و ۱۰۳. دکتر عبدالله شمس آیین دادرسی مدنی جلد اول، ص ۸۵ ش ۶۶. دیگری صادر نماید، لازم است با لحاظ دعوای مطروحه و مستند قانونی ناظر به صلاحیت مرجع مورد نظر و صالح، از قانون خاص یا مستندی یاد نماید که صلاحیت مرجع صالح و مورد نظر دادگاه را معرفی و مقرر داشته است. صلاحیت ذاتی دادگاه عمومی حقوقی در رسیدگی به دعاوی از دو جهت باید مورد بررسی قرار گیرد جهتی از آن ناظر به موارد و دعاویی است که دادگاه عمومی حقوقی به عنوان مرجع نخستین و ابتدایی صلاحیت ورود و رسیدگی به آن را دارد و بخش دوم نیز بر صلاحیت این مرجع به عنوان مرجع عالی و اصطلاحاً مرجع رسیدگی به اعتراض و بازنگری در آرای مراجع قانونی و غیر قضایی تأکید دارد. اینک طی دو بخش جداگانه به توصیف صلاحیت ذاتی همچنین مرجع عالی خواهیم پرداخت. د -۱ - ۱ - صلاحیت ذاتی دادگاه عمومی حقوقی به عنوان مرجع نخستین ماده ۱۰ ق.آ.د.م در بیان صلاحیت ذاتی دادگاه عمومی حقوقی و همچنین تعیین صلاحیت عام و اصولی این مرجع در رسیدگی نخستین به دعاوی مطروحه، مقرر میدارد ذاتی عمومی که برابر مستند یاد شده اصل را در رسیدگی نخستین به دعاوی صلاحیت به دادگاه عمومی حقوقی محول نموده در قانون بیان نشد و این موارد را باید پس از ملاحظه صلاحیت ذاتی مراجع قضایی و غیر قضایی اختصاصی استخراج کرد؛ بدین ماده ۴ آیین نامه اصلاحی ق.ت.د.ع و ا مصوب ۱۳۸۱/۱۱/۹ نیز رسیدگی به دعاوی تحت صلاحیت دادگاههای عمومی حقوقی شمرد. در این مورد باید توجه داشت که رسیدگی به بخشی از این دعاوی بعدها به مرجعی دیگر از همین نوع محول گشت؛ مانند دادگاههای عمومی ویژه خانواده. البته پس از آن، امور و دعاویی که رسیدگی به آن در صلاحیت دادگاه عمومی ویژه خانواده بود به اضافه مواردی دیگر به موجب قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱/۱۲/۱ در صلاحیت ذاتی دادگاه خانواده که مرجعی اختصاصی محسوب میشود قرار گرفت. اگر بخواهیم به عنوان مثال از موارد و دعاویی که تحت صلاحیت ذاتی دادگاه عمومی حقوقی است یاد کنیم میتوان این امور و دعاوی را بدون اینکه منحصر به این موارد باشد بدین ترتیب برشمرد: ۱ - کلیه دعاوی مالی بیش از بیست میلیون و پنجاه میلیون ریال حسب مورد مفهوم بند ۱ ماده ۱۱ ق.ش. ح. بدیهی است رسیدگی به دعاوی مالی بیش از بیست میلیون ریال در روستا و بیش از پنجاه میلیون ریال در شهر در صلاحیت ذاتی دادگاه عمومی حقوقی است. ۲- دعاوی مربوط به تخلیه عین مستأجره تجاری مربوط به سرقفلی و حق کسب و پیشه یا تجارت ملاک مقرر در بند ۲ ماده ۱۱ ق.ش..ا). دعوای اعسار از پرداخت هزینه دادرسی و محکوم بهی که اصل آن در صلاحیت دادگاه عمومی حقوقی رسیدگی و مورد حکم واقع شده است ملاک مقرر در بند ۴ ماده ۱۱ ق.ش. حا).

موارد مرتبط 41

آرای مرتبط 2

مواد مرتبط 1

دکترین 38

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین