دکترین
مسائل نوپیدای فقهی: بازتاب سخنان
تقسیم بندی یاد شده و تحلیل شکل گرفته بر اساس آن، مورد توجه و بحث و بررسی قرار گرفت و تقریباً همه آنچه ارائه شد، در متن بیانیه پایانی نشست هم جزء محورهای اصلی گنجانده شد. نکته جالب اینکه پس از ارائه مقاله، حاضران و شرکت کنندگان اظهار میداشتند که این بحث، جدید و راه گشاست و حتی پارهای علاقهمند به پیجویی این موضوع و دریافت اطلاعات بیشتر و خواستار کتابهایی در این زمینه شدند. در بحثی که به مناسبت نوسازی فتوا ارائه کردم به دو مقوله جدید ـ که در فقه و اصول اهل سنت مطرح نیستند و در شیعه نیز کمابیش و تا حدودی مطرح هستند ـ اشاره کردم و مورد توجه جدی قرار گرفت.
یکی از این دو مقوله بهرهگیری از ارتکاز و نقش آن در استنباط است. این مقوله را با ذکر شقوقی بر آن، توضیح دادم که مورد توجه برخی از شخصیتهای علمی اهل سنّت قرار گرفت. بحث ارتکاز از ظرفیتهایی است که معطل و بدون بهرهبرداری مانده است؛ در حالی که نقش قرینه بودن و یا حتی دلیل بودن ارتکازات غیر قابل انکار است. گاه خود حکم در آینه ارتکاز منعکس شده است و گاه به ضمیمه آن میشود به حکم دست یافت. همچنین توضیح دادم که گاه ارتکاز و تلقی در زمان صدور روایت شکل گرفته است.
ما که میخواهیم به هر وسیله و با تکیه بر هر قرینه دریابیم در صدر اسلام چه میگذشته و مقصود از این روایت و یا آن رویات چه بوده است، از این ظرفیت و ذخیره عظیم باید استفاده بکنیم. این بحث هم برای آنها نو بود و تازگی داشت. مقوله دوم که اهل سنت به آن نپرداختهاند و درشیعه هم اخیراً به آن عطف توجه شده، مبحث رابطه بین اعتقادات کلامی و فقه است. بحث مستوفایی را ارائه دادم و این مبحث را در زمره ادله ناشناخته و یا کمتر شناخته شده و به تعبیر دیگر فعال نشدهای آوردم که عدم شناخت و فعال نکردن آن، به استنباط و فتوا ضربه میزند.
البته اشکالات و انتقاداتی را آنها مطرح کردند؛ منتها با توضیحاتی که دادم تا حدی قانع شدند. و نیز اصطلاحات مطرح در اصول شیعه را که در سخنانم به کار میبردم، مورد توجه برخی اندیشمندان قرار گرفت؛ به طوری که عدهای میگفتند این مصطلحات میتواند موضوع نشستهای آینده قرار گیرد.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
