دکترین
معاد: نکته
اگرچه بعض از اهل عرفان و حکمت که دارای کمالات و اسرار است، نفی نسبت مذکوره از او کرده است و فرموده است که او تحقیق معاد جسمانی به برهان نکرده؛ بلکه گفته است از شرع رسیده است. این سخن دلالت بر انکار معاد جسمانی ندارد، بلکه مراد این است که این خصوصیت مستفاد از شرع است. بالجمله بعض فلاسفه صریحاً نفی جسمانی کرده، اثبات معاد روحانی نموده¬اند، بنابر امتناع اعاده معدوم. پس متعلّق می¬شود به عالم مفارقات. دیگر قوای بدنیه منطبع است در بدن و بعد از انعدام بدن به انتفاء محل، حال منتفی می¬شود؛ پس چیزی نیست که ادارک لذّت و الم و جنّت و نار و حور و قصور و غسلین و حمیم نماید.
به خلاف نفس، که مدرک کلّیات است و او را فنا نیست؛ قوای بدنیه به واسطه اینکه مدرک جزئیات فانیه¬اند فانی می¬شوند. جواب این بعد از آنچه در اوّل مبحث بیان کردیم واضح است؛ زیرا که نسبت به اجزاء اصلیه بدن عدم تصوّر نمی¬شود تا اعاده آن ممتنع باشد. هرگاه مبنی باطل شد، پس قول ایشان به حصر معاد در روحانی باطل است. امّا وجه ثانی، پس جواب آن است که قوای بدنیه انوار و اشعه نفس¬اند پس فنا آن¬ها به تمامها توقّف بر فناء نفس دارد؛ و نفس را که فنا نیست بالاتّفاق؛ پس قوای بدنیه را به واسطه بقای علّت آنها فنا نیست.
بلی تلاشی و اضمحلال صوری در آن¬ها به هم می¬رسد. جمع متلاشی و متفرّق، ممکن است للعلیم الخبیر القادر المختار. گذشته از اینها که بنابر بقای نفس که مفروغٌ¬عنه قرار داده¬اند، این تصوّر معاد روحانی نیست بلکه بقای نفس است در سعادت یا شقاوت به واسطه زوال شواغل بدنیه و اتّصال به عالم مجرّدات. این معادی که مبحوثٌ¬عنه است نیست؛ چرا که معاد در دار جزای اعمال است و این نحو سعادت و شقاوت را جزای عمل گفتن اصطلاح جدید است، و نزاع در اصطلاح نداریم.
منبع: ۱۳۹۶، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
