Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

به گواهی تاریخ آدمی از دیرباز و بر حسب فطرت خود به مالکیت علاقمند بوده است. به مالکیت اعتقادی راسخ داشته و هر چه را که به دست می آورده است از آن خود می پنداشته و همواره با اشتیاق به مایملک خود مینگریسته و بنا به انگیزه درونی نسبت به مالکیت اموال جد و جهد می ورزیده و در جهت توسعه آنها اقدام می نموده است. اما شوق انسان به مالکیت اموال غیر منقول زمانی به اوج رسیده که زندگی او به شکل کشاورزی در آمده و متعاقب آن دریافته است که در صورت داشتن زمین محصول آن عاید او خواهد شد. از آن زمان توجه آدمی به زمین و داشتن آن روزافزون شده و این توجه آغاز مالکیت غیر منقول در جامعه بشری بوده که بعدها شکل جدی تری به خود گرفته است و چنان که استادان گفته اند میراث گذاشتن و میراث بردن املاک و اراضی نیز از جمله نتایج مالکیت غیر منقول، در عرف و آیین جوامع مختلف از روزگاران کهن تا به امروز بوده است. برخی از استادان بر اساس تحقیقات حقوقدانان مغرب زمین آورده اند که مالکیت شخصی در زندگی بشر بدواً به صورت بسیار محدودی وجود داشته است. این مالکیت عبارت از نتیجه سلطة شخص بر قوای خود بوده و فقط اشیایی را شامل می شده است که وجود یا تصرف آنها، ثمره و نتیجه قوای مخصوص فرد باشد و به همین علت بستگی کامل به شخص او داشته است. به این مفهوم که شخص فقط مالک درختی بوده که می کاشته و مالک خانه ای بوده که می ساخته و مالک خندقی بوده که حفر می کرده است. اما مالک زمین آن ۱ دورانت ویل - تاریخ تمدن جلد اول مشرق زمین گاهواره تمدن، ترجمه احمد آرام، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ پنجم ۱۳۷۶، صفحه ۲۵. درخت و خانه و خندق نبوده است. بر مبنای این عقیده استفاده از زمین در بادی امر مربوط و متعلق به اجتماع بوده است. مراتع و محل های صید و شکار و نیز میدان ها و مرکز اجتماعات ملک عمومی محسوب می شده و اختصاص به قبیله داشته است. ولی از زمان غلبه احساس کمبود زمین هدفی به نام حق مالکیت بر زمین جانشین حق استفاده از زمین شده است. بنابراین مالکیت عمومی از آغاز تشکیل جوامع و مقدم بر مالکیت خصوصی، وجود داشته است. فقیهان متقدم، مالکیت را ب. ت. ب. اصطلاح فلسفی آن منطبق بر مقوله «جده» می دانستند. به این معنی که شخص نسبت به مایملک خود دارای حالت واجدیت است. این گروه از فقیهان قائل بودند که رابطه مالک و مملوک مانند حالت شخص نسبت به پیراهنی است که بر تن دارد. با این حال، فقیهان متأخر ضمن خدشه بر این تعریف گفته اند که مالکیت از مقوله اضافه» و نه از مقوله جده است. به زعم ایشان مالکیت عبارت از رابطه ای بین مالک و مملوک است که به لحاظ رابطه مزبور با یکدیگر پیوند می یابند و در همین راستا رابطه ابوت و بنوت را به عنوان مثال آورده اند.

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین