دکترین
مهلت طرح دعوای ابطال — دعوای ابطال بعد از ابلاغ رأی داور
بنابراین ادعای ابطال رأی داوری مورخ ۸۴/۴/۹ خارج از مهلت تلقی می گردد. - ماده ۴۸۷ قانون به داوران اجازه میدهد رای خود را مطابق ماده ۳۰۹ این قانون تصحیح نمایند و برابر با اصول دادرسی و فراغ دادرس و داوری، تصحیح رأی هرگز به معنای ورود در ارکان حق و افزودن یا کاستن از خواسته طرفین و مفاد رأی نیست و به معنی حفظ ارکان حق و رأی و اصلاح اموری مانند نام طرفین مبلغی که به اثبات رسیده اما در جمع یا تفریق آن اشتباه شده م. ب. و بنابراین اقدام داوران در صدور رأی مورخ ۸۹/۴/۲ اولاً به جهت ورود در ماهیت اختلاف و افزودن مبلغی به رأی که در رأی سابق سخنی از آن نبود و به اثبات نرسیده بود و ثانیا به جهت عدم رعایت مهلت مقرر در ماده ۴۸۷ خلاف مقررات است زیرا با گذشت مهلت مقرر در صورتی که رأی داور ابهام داشته باشد باید توسط دادگاه مرتفع شود و تعیین چنین اختیاری برای داوران جز با توافق طرفین ممکن نیست. - ب.
ت. ب. دادنامه های سابق الصدور دعوا متوجه ورثه مرحوم عاشور ... نیست زیرا گفته شد که قرار داد داوری بین دو شخص حقوقی منعقد شده است و با فوت مدیر شرکت، جایگزین او، ورثه ایشان نیست بلکه اساساً دعوا به خود شخص حقوقی توجه دارد.
۹ - خواهان دوم یعنی آقای … ... که در کنار خواهان اول و به صورت مستقل طرح دعوا نموده است سمتی در دعوا ندارد زیرا با انعقاد قرارداد داوری بین دو شخص حقوقی باید نماینده قانونی این اشخاص دخالت کنند یا وکالت رسمی دادگستری اعطاء گردد در حالی که آقای … ... هیچ یک از این امور و اوصاف را ندارد. دادگاه ب. ت. ب. مقدمات و مبانی مذکور اولاً در خصوص درخواست ابطال رأی داوری مورخ ۸۴/۴/۹ با اجازه حاصل از ماده ۴۹۲ قانون قرار رد درخواست دادخواست را صادر و اعلام می دارد؛ ثانیاً در مورد دعوا آقای … ...
به جهت نداشتن سمت و با اجازه حاصل از بند ۵ ماده ۸۴ و رعایت ماده ۸۹ قرار رد دعوا صادر و اعلام میدارد؛ ثالثاً در مورد ابطال رأی داوری مورخ ۸۹/۴/۲ به جهت نقض قواعد داوری و قانونی حکم بر ابطال رأی مذکور با اجازه حاصل از ماده ۴۹۰ قانون صادر و اعلام می دارد و اینکه مطابق رأی داوری مورخ ۸۹/۴/۲ باید عمل گردد و هر آنچه داوران مقرر کرده اند رعایت شود؛ رابعاً در مورد طرح دعوا به طرفیت ورثه مرحوم عاشور ... شامل آقایان و خانمها ...
به جهت عدم توجه دعوا و با اجازه حاصل از بند ۴ می دارد. رأی دادگاه در تمام قسمتها حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در دادگاه تجدید نظر استان خراسان رضوی م. ب.. همچنین در خصوص درخواست صدور اجراییه رأی اصلاحی داور ب. ت. ب. اینکه رأی قانونی محسوب نمی شود قرار رد درخواست صادر و اعلام می شود.
دیده شده است که برخی از دادگاه ها مهلت بیست روز اعتراض به رأی داور را ناظر به بندهای ماده ۴۸۹ میدانند نه سایر جهات ابطال رأی داور برای مثال در دادنامه شماره ۳۴۵ - ۸۴/۳/۳۰ موضوع پرونده شماره ۷۳۸/۸۶/۸۳ شعبه ۸۶ دادگاه عمومی حقوقی تهران آمده است: دعوای خ. ب. ط. خوانده به خواسته اعتراض به رأی داوری و تقاضای ابطال آن به لحاظ عدم رعایت مقررات مواد ۴۷۷ و ۴۸۴ و ۴۹۶ و ذیل ماده ۴۸۰ ق.آ.د.م. به شرح متن دادخواست تقدیمی و لایحه وکیل خواهان وارد شده به شماره ۱۰۸۴ مورخ ۸۴/۳/۲۱ دفتر اندیکاتور دادگاه است.
خوانده ایراد خارج از فرجه بودن اعتراض را مطرح کرده است. وکیل خواهان دفاعاً گفته مهلت مقرر در ماده ۴۹۰ ق.آ.د.م. منصرف است به موارد بطلان مذکور در ماده ۴۸۹ قانون یاد شده و دلالتی به دیگر موارد بطلان رأی داوری ندارد. این دفاع از هرگونه پاسخ خوانده مصون مانده و به نظر دادگاه نیز موجه و قابل پذیرش است بنابراین ایراد مردود اعلام می شود. در ماهیت نیز ب. ت. ب. آنچه در مغایرت رأی داوران با مواد یاد شده در بالا گفته شده و باز از پاسخ مدلل خوانده مصون مانده ب.
ت. ب. دیگر محتویات پرونده دعوا را وارد تشخیص و حکم به بطلان رأی مورخ ۸۲/۱۱/۲۷ داوران آقایان ... صادر می کند. ایرادی که به این تفکیک وارد است؛ این است که اهمیت موارد مصرح در ماده ۴۸۹ قانون بسی بیشتر از سایر جهات م. ب. یا حداقل کمتر از آن نیست و چگونه باید پذیرفت که جهات مهم یا همسان، دارای مهلت هستند اما جهات کم اهمیت تر یا همسان دیگر مهلتی ندارند؟ شاید به همین دلیل است که شعبه ۱۵ دادگاه تجدید نظر استان تهران ضمن نقض رأی شعبه ۸۶ در دادنامه شماره ۸۴- ۸۴/۶/۲۸ موضوع پرونده شماره ۸۳۹/۱۵/۸۴ مقرر میدارد ...
به نظر این دادگاه رأی نخستین مخدوش و قابل نقض است زیرا اولاً قانوناً رأی داور غیر قابل اعتراض و تجدید نظر خواهی است و فقط در مواردی که ماده ۴۸۹ آیین دادرسی مدنی تصریح شده است می تواند مورد ادعای بطلان قرار گیرد به عبارت دیگر نظر قانون گذار این نبود که رأی داور اگر به یکی از علل مذکور در قانون باطل نباشد مانند دیگر احکام قابل اعتراض باشد و یا دو راه برای تعرض به رأی داور قرار داده باشد کما اینکه با وجود اینکه عنوان دعوای اعتراض به رأی داور بوده دادگاه حکم به بطلان داده است؛ ثانیاً حق کنترل و بازبینی که برای دادگاه در مورد احکام داوری قبل از اعتراض طرفین وجود دارد این است که دادگاه وقتی با تقاضای ابلاغ و اجرای رأی داوری مواجه شد ببیند قرارداد داوری وجود داشته یا خیر و موضوع قابل داوری بوده است یا خیر و این بحث در این پرونده مفروع عنه است زیرا دادگاه به هر حال بعد از این کنترل مبادرت به صدور اجراییه کرده است؛ ثالثا هیچ دلیل قانونی وجود ندارد که به موجب آن دادگاه بتواند دعوای بطلان رأی داور را خارج از مهلت بیست روز قانونی استماع نماید.
بنابراین ن. ب. ا. دعوا خارج از مهلت مقرر در ماده ۴۹۰ آیین دادرسی مدنی طرح شده است ضمن نقض رأی نخستین به استناد ماده ۴۹۲ همان قانون قرار رد دادخواست نخستین صادر میکند. این رأی قطعی است.
دعوای ابطال بعد از ابلاغ رأی داور اقامه میشود و شروع مهلت از این تاریخ است؛ آیا قبل از ابلاغ رأی داور میتوان دعوای ابطال آن را طرح نمود؟ برخی از نویسندگان می گویند: نمی توان به بهانه اینکه محکوم له هنوز تقاضای ابلاغ را نکرده و یا هنوز رأی به م. ع. ابلاغ نشده است، اعتراض وی را به رأی صادره نپذیرفت؛ نه وضع ابلاغ اوراق قضایی آن قدر دقیق و مصون از خدشه است که بتوان به م. ع. اطمینان داد که به موقع از ابلاغ رأی داور مطلع خواهد شد و نه می توان م.
ع. را مجبور کرد که خود را آماده اعتراض به رایی که معلوم نیست چه زمانی محکوم له تقاضای ابلاغ آن را خواهد کرد، نگه دارد ۵۸۶ یا گفته اند: ابلاغ یا تحویل رأی به اصحاب دعوا، تنها اثر مثبت صدور رأی در مهلت قانونی می تواند باشد و الا از جهات دیگر اعتراض به رأی داور و اجرای آن تأثیری ندارد. از جهت مدت اعتراض اجرای رأی و غیره فقط ابلاغی ملاک عمل است که از طرف دادگاه صالح به عمل آید. بنابراین حتی اگر رأی داور به وسیله دادگاه غیر صالح ابلاغ شود، چنین ابلاغی منشأ اثر قانونی نخواهد بود. ۵۸۷ پذیرش این نظر در صورتی که ابلاغ واقعی تحقق یافته باشد دشوار است.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
