دکترین
نظم آدم پیرمحمدی — ص 486 تا 490
⚠
االقاعده نمیتواند غیابی باشد. (همان»
۵۷
۸ حکم دادگاه» با توجه به عمل و وضعیت
خوانده ممکن است به صورت غیابی صادر
شود. بنابراین حکم دادگاه نسبت به خواهان
همواره حضوری است. (همان» ش۴۵۸)
۹ حکم دادگاه» حتی نسبت به خوانده» در
صورتی میتواند غیابی شمرده شود که
جزئاً یا کلاً علیه وی صادر شود. ,
۰ علت بررسی حضوری یا غیابی بودن
حکم» تشخیص نوع شکایتی است که
میتواند نسبت به آن مطرح شودبدین ترتیب
که اگر حکم غیابی شمرده شود. در هر حال
قابل واخواهی و اگر حضوری باشد. تنها
ممکن است که قابل تجدیدنظر باشد. بنابراین با توجه به اينکه خوانده در صورتی
نسبت به حکم حق شکایت دارد که جزثئاً و
کلا علیه او صادر شده باشد. در صورتی که
حکم دادگاه کلا به نفع خوانده صادر شود. چون حق طرح شکایت به آن را ندارد
بررسی حضوری يا غیابی بودن حکم منتفی
میگردد. به بیان دیگر حکم علیه خواهان . است و نسبت به او همواره حضوری است. (همان, ش۴۵۹)
۱حکم دادگاه چنانچه خوانده حتی در
یک جلسه دادگاه حاضرشود حضوری است. حضور خوانده در جلسهی دادگاه در صورتی
از این حیث معتبر است که خوانده حاضرء
فرصت و آمکان دفاع داشته باشد.در حقیقت
چنانچه خوانده در جلسهی دادگاه حاضر
شده اما دادگاه به عللی نتواند به دستور
باب سوم: دادرسی نخستین 8 ۴۹۵
جلسه, حتی جزناً عمل نماید نمیتوان چنین
حضوری را معتبر شمرد از سوی دیگرء
چنانچه جلسهی دادگاه تشکیل شده و به هر
علت فرصت و امکان دفاع در اختیار خوانده
قرار نگیرد صرف حضور خوانده» از این
جهت اعتباری ندارد. بنابراین» چنانچه در
جلسه دادرسی خوانده حاضر باشد اماء برای
مثال, دادگاه اظهارات خواهان را بشنود و
این اظهارات تمام طول جلسه را به خود
اختصاص دهد به گونهای که خوانده فرصت
و امکان دفاع پیدا نکند. حضور مزبور از
جهت مورد بحث معتبر نخواهد بود. در
مقابل چنانجه دادگاه به خواندهی حاضر
فرصت و امکان دفاع دهد اما خوانده از آن
استفاده ننماید. حکم دادگاه در هر حال. حضوری شمرده میشود. البته نفس حضور
آگاهانه خوانده در جلسه اول دادرسی می-
تواند تحت شرایطی» گویای آگاهی واقعی او
از دادخواست شمرده شود.و صدور حکم
غیابی را منتفی نماید. (همانء ش۴۶۰)
۲ حکم دادگاه» چنانجچه خوانده حتی یک
بار دفاع کتبی نموده باشد. در هر حال
حضوری است منظور از دفاع کتبی لایحه-
ای است که خوانده در پاسخ دعوای
خواهان, برای اینکه دادگاه در جلسهی
دادرسی ببیند تقدیم مینماید حتی اگر
متضمن دفاع به معنای دقیق واژه» نباشد در
مقابل لوایحی که خوانده خطاب به دفتر
دادگاه, تقدیم میدارد ویا خطاب به دادگاه
بوده اما در پاسخ دعوای خواهان نبوده و
برای مشال, در ارتباط با دستور موقت
۶ 8 قانون آیین دادرسی مدنی در نظ
درخواستی خواهان و غیره باشد دفاع کتمی
شمرده نشده و از این حیث معتبر نمی<
باشد(البته نفس تقدیم لایحه از سوی
خوانده» تحت شرایطی نمیتواند آگاهی واقعی
او از دادخواست را برساند) (همان» ش۴۶۱)
۳ حکم دادگاه» در صورتی که دادخواست
به خوانده ابلاغ واقعی شده باشدء در هر حال
حضوری شمرده میشود همانگونه که دیده
میشود. قانونگذار» فرض صدور حکم غیابی
در مواردی که آگاهی واقعی خوانده از
دادخواست محرز است را منتفی میدارد و
این از نوآوریهای قانون جدید آیین
دادرسی مدنی و قابل تأیید است.البته ملاک
آگاهی واقعی خوانده از دادخواست» بنا به
ظاهر نص ماده ۳۰۳ق. آ.د.م ابلاغ واقصی
اخطاریه به اوست.اما پرسش این است که
چنانچه آگاهی واقعی خوانده از دادخواست
به دلیل دیگری غیر از ابلاغ واقعمی احراز
شود آیا میتوان حکم را حضوری
شمرد؟روشن است که ابلاغ واقصی
موضوعیت ندارد بلکه طریقی است که
آگاهی واقعی خوانده را اثبات مینماید. در
نتیجه هر طریق دیگری که آگاهی واقصی |
خوانده از دادخواست را آثبات نماید باید. در
این خصوص, معتبر شمرده شود. بنابراین ۱
حضور خوانده در جلسهی دادرسی و تقدیم . لایحهای که حتی خطاب به دفتر دادگاه
باشد و یا ختی در ارتباط با مسائل جنسی
دعواء از جمله برای مشال دستور موقت
درخواستی خواهان ضمن اقامهی دعوا
و...باشد, چنانچه محرز باشد که خوانده
ام حقوقی کنونی
تقدیم کرده و به روشنی گویای آگاهی او از
دادخواست باشد از این جهت معتبر بوده و :
چون گویای آگاهی واقعی خوانده از جریان
دادرسی است حکم صادره راء را در این
صورت باید حضوری شمرد. البته شاید در
بادی امرء با توجه به اطلاق اصطلاح
«اخطاریه» در ماده ۳۰۳ ق. آ.د.م به نظر
رسد که چنانچه هر اخطاریهای (برای مشال
اخطاریهی وصول نظریهی کارشناس به
دفتر دادگاه)به خوانده ابلاغ واقعی شده باشد
حکم, در هر حال علیه او حضوری شمرده
میشود اما باید پذیرفت که لحن مادهی
مزبور و محل و نوع به کارگیری اصطلاح
اخطاریه به گونه ای است که آن را
*معرفه» نموده و تنها منصرف به اخطاریه-
ی پیوست دادخواست مینماید. افزون برأن
نمیتوان حکم دادگاه را علیه خواندهای
حضوری شمرد که پس از اولین جلسهی
دادرسی از جریان دعوا واقعاً آگاه گردیده و
فرصت و امکان دفاع در برآبر دادخواست را
به علت پایان یافتن اولین جلسهی دادرسی
از دست داده است. از سوی دیگر,» چنانچه
دادخواست به خوانده»ء وکیل یا نمایندهی
حتی اگر پس از آن خوانده برای مثال فوت
نموده و قائم مقام او در هیچ یک از جلسات
دادرسی حاضر نشده و کتبا نیز دفاع ننموده
باشد. در حقیقت با ابلاغ واقصی دادخواست
به خوانده (و یا حضور در جلسهی دادرسی و
یا دفاع کتبی او) حکم» در هر حال از صورت
باب سوم: دادرسی نخستین 8 ۴۹۷
غیابی خارج شده بوده است. (همان» | ش۴۶۲)
ماده ۳۰۹-مهلت واخواهی از احکام غیابی برای کسانی که مقیم کشورند بیست روز
و برای کسانی که خارج از کشور اقامت دارند دو ماه از تاریخ ابلاغ واقصی خواهد
بود مگر اينکه معترض به حکم ثابت نماید عدم اقدام به واخواهی در این مهلت به
دلیل عذر موجه بوده است. در این صورت باید دلایل موجه بودن عذر خود را ضمن
دادخواست واخواهی به دادگاه صادر کننده رأی اعلام نماید. اگر دادگاه ادعا را موجه
تشخیص داد قرار قبول دادخواست واخواهی را صادر و اجرای حکم نیز متوقف
میشود. جهات عذر موجه محسوب میگردد:
۱ -مرضی که مانع حرکت است.
۲ - فوت یکی از والدین یا همسر يا اولاد.
۳ -حوادث قهریه از قبیل سیل, زلزله و حریق که بر انر آن تقدیم دادخواست
واخواهی در مهلت مقرر ممکن نباشد. - توقیف يا حبس بودن به نحوی که نتوان در مهلت مقرر دادخواست واخواهی
تقدیم کرد.
تبصره ۱ -چنانچه ابلاغ واقعی به شخص محکوم علیه میسر نباشد و ابلاغ قانونی
به عمل آید. آن ابلاغ معتبر بوده و حکم غیابی پس از انقضای مهلت قانونی و قطعی
شدن به موقع اجرا گذارده خواهد شد. در صورتیکه حکم ابلاغ واقعی نشده باشد و محکوم علیه مدعی عدم اطلاع از مفاد
رأآی باشد میتواند دادخواست واخواهی به دادگاه صادر کننده حکم غیابی تقدیم
دارد. دادگاه بدواً خارج از نوبت در این مورد رسیدگی نموده قرار رد یا قبول
دادخواست را صادر میکند. قرار قبولی دادخواست مانع اجرای حکم خواهد بود.
تبصره ۲ - اجرای حکم غیابی منوط به معرفی ضامن معتبر یا اخذ تأمین متناسب از
محکوم له خواهد بود. مگر اینکه دادنامه یا اجرائیه به محکوم علیه غایسب ابلاغ
واقعی شده و نامبرده در مهلت مقرر از تاریخ ابلاغ دادنامه واخواهی نکرده باشد.
تبصره ۲ - تقدیم دادخواست خارج از مهلت یاد شده بدون عذر موجه قابل
رسیدگی در مرحله تجدید نظر برابر مقررات مربوط به آن مرحله میباشد. ۱ورود شخص ثالث وجلب شخص ثالث در | برخی بر این باوراند که با توجه به اینکه
مرحله واخواهی بی آشکال به نظر میرسد. ٍ قانون گذار در مواد ۱۳۰ و ۱۳۶ که در مقام
ولی» در مورد امکان طرح دعوای متقابل, | بیان امکان طرح دعواهای طاری در مرحله
۸ لقً قانون آیین دادرسی مدنی در نظ
واخواهی بوده, به امکان طرح دعوای متقابل
اشاره ای نکرده است. پذیرش دعوای
متقابل در مرحله واخواهی مجاز نیست. (
شمس., دکترعبدالله. یمد ۰ شماره ۶۸۴ :
برای دیدن نظر مخالف, بنگرید به: واحدی,
جواد؛ جزوه آیین دادرسی مدنی ؛ ص ۱۴). ۲. صرف صدور اجراییه و یا حتی تعقیب
عملیات اجرایی, نیازی به ضامن و تأمین
ندارد بلکه ضامن و تأمین زمانی لازم است
که برای مثال محکومیه وصول شده و باید
به محکومله تحویل داده شود( شمس,
عبدالشه, جلد دوم شِ ۶۶۴
۳فلسفه تأمین مزبور این است که چنانچه
پس از اجرای حکم غیابی که ابلاغ قانونی
شده محکومعلیه غایب از مفاد حکم آگاه
گردیده و نسبت به آن شکایت نماید و در
رسیدگی بعدی حکم به نفع او صادر شود
برگشت دادن عملیات اجرایی به حالت
پیشین به علت عدم تکافوی اموال محکوم-
له حکم غیابی و یا عدم دسترسی به آن با
مانع روبه رو نشود. (همان)
۴ تأمین باید به میزان محکومبه وصول و
در شرف ایصال باشد و تا زمانی مأخوذ
میماند که به هر وسیله احراز شود که
محکومعلیه غایب از مفاد حکم غیابی آگاه
شده و نسبت به آن در مهلت مقرر شکایت
ننموده است. (همان)
۵ باید پذیرفت که اجرای احکام غیابی
دعاوی طلاق. نسب., حجر, وقف و...امنوط
م حقوقی کنونی
به معرفی ضامن یا گرفتن تأمین نمی باشد. (همان)
احراز اعتبار«ضامن»و تناسب «تأمین»
مستلزم اظهارنظر قضایی و در صلاحیت
دادگاه است.در اجرای حکم *غیابی» مرحله
تجدیدنظر نیز همین قواعد باید رعایت شود. (همان)
۷«واخواهی دارای اثر انتقالی است بدین
مفهوم که با به عمل آوردن واخواهی»
اختلاف با تمامی مسائل موضوعی و حکمی
که داشته است. با لحاظ اعتراضات و دلایل
واخواه» از مرحلهیقبلی (رسیدگی غیابی)
به مرحلهی واخواهی منتقل میشود. ۸در صورتی که محکومعلیه غایب در
مهلت واخواهی دادخواست تجدیدنظر ارایه
نمایدء با توجه به ملاک تبصره ماده ۳۰۶
قانون آیین دادرسی مدنی باید آن را
محکومعلیه غایب حق واخواهی خود را
ساقط نموده است. زیراً واخواهی حق است و
هر حقی قابل اسقاط میباشد. این اسقاط
میتواند صریح یا ضمنی باشد فلذا میتوان
بنا را بر این گذاشت که محکوم علیهء با
تقدیم دادخواست تجدیدنظر در مهلشت
باید به شکایت او با توجه به مقررات
تجدیدنظرء یعنی عنوانی که خود انتخاب
نموده رسیدگی شود.( در صورتی که این
قصد احراز شود)لذا قابل پذیرش نیست که
گفته شود چون هنوز حق تجدیدنظر خواهی
به وجود نيامده و محکومعلیه غایب عنوان
شکایت خود را تجدیدنظر انتخاب نموده
است باید قرار رد دادخواست تجدیدنظر (یا
عدم استماع دعوای تجدیدنظر) صادر شود. (فلاح» علی» جلد دوم . ص۲۳)
٩,چنانچه محکومعلیه غایب, پس از گذشتن
مهلت واخواهی» نسبت به حکمی که
میتوان از آن تجدیدنظر خواهی کرد
شکایت کند ولی عنوان دادخواست و دعوای
شکایت خود را به جای تجدیدنظر خواهی»
واخواهی تعیین کند. بی آن که تأخیر
واخواهی او مبتنی بر عذر موجّهی باشد.ء به
استناد تبصرهی ۳ مادذّه ۳۰۶ قانون آیین
دادرسی مدنی که مقرر میدارد «تقدیم
دادخواست خارج از مهلت یاد شده بدون
عذر موجه قابل رسیدگی در مرحلهی
تجدیدنظر برابر مقررات مربوط به آن مرحله
میباشد» باید تجدیدنظر خواهی محسوب
شده و پس از رفع نقص و تبادل لوایح
جهت رسیدگی به دادگاه تجدیدنظر فرستاده
شود. (همان)
۰با پایان یافتن مهلت واخواهی (و
عندالاقتضاء تجدیدنظر خواهی) و عدم
شکایت محکومعلیه غایب نسبت به حکم,
به درخواست محکومله دستور اجرای حکم
باید صادر و اقدامات اجرایی تا انتها تعقیب
شود حتی اگر محکومعلیه غایب پس از
مهلت قانونی با ادعای عذر موجه, واخواهی
نماید. البته تا وقتی که قرار قبولی واخواهی
وی صادر نشده باشد. ۱واخواهی خارج از نوبت با ادعای معاذیر
موجهه فینفسه مانع صدور دستور اجرای
باب سوم: دادرسی نخستین 8 ۴۹۹
حکم و حتی مانع ادامه اقدامات اجرایی
نیست مگر اینکه دادگاه قرار قبولی شکایت
صادر نماید. ۲جرای حکم غیابی منوط به معرفی
ضامن معتبر یا اخذ تأمین متناسب از
محکومله خواهد بود. استثنائاً در دو مورد
اجرای حکم غیابی نیازی به معرفی ضامن
دادنامه یا اجراییه ابلاغ واقعی شده باشد و
محکومعلیه در مهلت مقرر از تاریخ
ابلاغنامه» واخواهی نکرده باشدودیگری
اجرای احکام غیابی صادره در دعاوی
وقف منوط به معرفی ضامن يا دادن تأمین
نمیباشد.(همان» ص۲۴)
۳صرف درخواست اجراییه»ء صدور دستور
اجرا و صدور اجراییه نیازی به معرفی ضامن
و یا اخذ تأمین ندارد بلکه اینها زمانی لازمند
که محکوم به وصول شده و باید به
محکومله تحویل شود. اصولاً تأمین یا
واخواهی باقی میماند وتامین تا زمانی
مأخوذ میماند که. به هر وسیله, احراز شود
که محکومعلیه غایب از مفا حکم غیابی
آگاه شده و نسبت به آن» در مهلت مقررء
شکایت ننموده است.(همانء ص۲۴)
۴ب موجب تبصره ۱ ماده ۳۰۶ ق. .دم
چنانچه حکم غیابی ابلاغ واقعمی نشده باشد
و محکومعلیه غایبء مدعی عدم آگاهی از
مفاد حکم باشد میتواند دادخواست واخواهی
به دادگاه صادر کنندهی حکم غیابی تقدیم
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
