دکترین
نوروز: پیشینه نوروز
عید نوروز از زمانهای قدیم یکی از دو عید بزرگ ایرانیان بوده است، عید دیگر شانزدهم مهرماه به نام «مهرگان» بوده است. امروزه عید مهرگان از اهمیت چندانی برخوردار نیست. نوروز در روزگار «جمشید» چهارمین پادشاه دوره پیشدادی پدید آمد و در پادشاهی او به صورت آئین درآمد. پس آن روز را «نوروز» نام کرد و سنت گشت». جمشید آن روز را که نخستین روز از فروردین و آغاز سال بود، نوروز نامید و جشن گرفت». به جمشید گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند ••• چنین روز فرخ از آن روزگار بمانده از آن خسروان یادگار نوروز و آیینهای ویژه آن پیشینهای بلند در تاریخ دارد که در طول قرنها از عهد آریاییان ، هخامنشیان ، اشکانیان ، ساسانیان تا به امروز با همه فرود و فرازهایش از حیات و اعتباری خاص برخوردار بوده است.
جشنهای نوروزی به دلیل همزمانی با شروع فصل پر طراوت بهار و همسویی با لطافت و نشاط و جنبش و رویش طبیعت، با حفظ حیات چندهزار ساله خود علیرغم وجود بعضی شک و شبههها و مخالفتورزی بعضی اهل سنّت و نیز برخی علمای شیعه در دورههای اخیر به بخشهای وسیعی از سرزمینهای اسلامی در شرق و غرب، مصر ، بعضی نواحی عراق ، ترکیه ، افغانستان ، پاکستان ، جمهوری آذربایجان و جمهوریهای آسیای میانه راه پیدا کرده و همواره علمای اسلام و دولتها و حکومتهای به اصطلاح اسلامی مانند امویها، عباسیها تا به صفویه و قاجار واکنشهای متفاوتی درباره آن نشان دادهاند.
منبع: تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۱۷۵ · مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۱، ص۲۱۸، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۷۴ · التنبیه و الاشراف، ص۱۹۶، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۶۵، چاپ دوم · شاهنامه فردوسی، ج۱، ص۲۵-۲۶، تهران، بروخیم، ۱۳۱۴
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
