دکترین
نکتهٔ فقهی: اثبات زوال بینایی با شهادت اهل خبره
اگر چشم به حالت خودش باقی باشد و مجنی علیه ادعا کند که بیناییاش رفته است و جانی آن را انکار نماید، مرجع اهل خبره است؛ پس اگر دو شاهد عادل از اهل خبره یا یک مرد و دو زن، شهادت دادند دیه ثابت میشود.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): در صورت اختلاف جانی و مجنیعلیه بر سر زوال بینایی، به اهل خبره رجوع میشود و شهادت دو مرد متخصص و عادل یا یک مرد و دو زن در این خصوص پذیرفته میشود.
شاخه: ادلهٔ اثبات
بخشهای دیگرِ همین مبحث 9
بینایی
بینایى به معنی قوّه دیدن رنگها و شکلها (باصره)، از حواس پنجگانه است و از آن به مناسبت در بابهاى صلات ، قضاء ، قصاص و دیات سخن رفته است.
بینایی: واژه های مترادف با بینایی
کلمات مترادف با بینایی عبارتند از: قوه بینایی، قوه باصره، باصره حسیه، بصر حسی، بصریه، حاسه بصریه، حس باصره، حس بصری، حس بینایی، روح باصره، قوه بصر، قوه بصریه، قوه نفسانیه باصره. از حدثهایی که وضو را باطل کرده و موجب وضو میشوند «خوابی است که بر حس بینایی و شنوایی چیره شود.»
منبع: موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۳۱، کتاب الطهارة، فصل فی موجبات الوضوء و غایاته، مسالة۱، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش
بینایی: بینایی در قصاص و دیات
اگر بر اثر جنایت عمدی ، بینایى کسى از بین برود جانى قصاص مىشود. اگر قصاص موجب آسیب رسیدن به حدقه یا مژگان چشم گردد، حقّ قصاص ساقط و تنها دیه ثابت مىشود. و «اگر نقصان یکی از آنها را ادعا کند، نسبت به دیگری قیاس میشود و دیه به نسبت، بعد از قسامه - به جهت استظهار (محکمکاری) گرفته میشود. و اگر نقصان هر دو را ادعا نماید، نسبت به کسی که از همسنهای او است مقایسه میشوند و جانی بعد از استظهار به قسمها، به تفاوت ملزم میشود، مگر با علم به صحت آن، پس استظهار ساقط میشود.» از بین بردن بینایى دو چشم موجب ثبوت دیه کامل و یک چشم موجب ثبوت نصف دیه است.
و از یکی از آنها نصف آن است» مینویسد: «بین افراد چشم که مختلف میباشند، تیزبینشان و غیر آن، حتی حولا (دوبین) و عشوا (شب کور) و آنکه در چشمش سفیدی است که او را از بینایی جلوگیری نمیکند و عمشاء (تاربین) بعد از آنکه بیننده است، فرقی نیست.» و «اگر حدقه را دربیاورد چیزی مگر یک دیه بر او نیست؛ و بینایی تابع حدقه است. و اگر بر او ب. غ. آن، جنایتی وارد نماید، مانند اینکه به سر او ضربتی بزند پس بینایی او از بین برود، بر او دیه جنایت با دیه بینایی است.» و «اگر چشم به حالت خودش باقی باشد و مجنی علیه ادعا کند که بیناییاش رفته است و جانی آن را انکار نماید، مرجع اهل خبره است؛ پس اگر دو شاهد عادل از اهل خبره یا یک مرد و دو زن، شهادت دادند دیه ثابت میشود.
پس اگر گفتند عودت آن امید نمیرود، دیه استقرار پیدا میکند. و نیز اگر بگویند امید برگشتن هست بدون آنکه زمانی تعیین نمایند، دیه گرفته میشود. ولی اگر بگویند بعد از مدت معیّن متعارفی امید میرود، پس این مدت منقضی شود و عود نکند، استقرار مییابد.» همچنین «اگر قبل از گذشت مدتی که اجل برایش تعیین شده بود بمیرد، دیه مستقر میشود. و همچنین اگر دیگری چشم او را دربیاورد. البته اگر عودت آن ثابت شود پس درآورده شود ظاهراً ارش دارد، چنان که اگر قبل از استیفای دیه، عود کند، بر او ارش م.
ب. و اما بعد از آن ظاهراً دیه برگشت داده نمیشود.» و «اگر ادعا کند که بیناییاش رفته و حالآنکه چشمش قائم به حال خودش است و بیّنهای از اهل خبره نباشد، حاکم او را به قسامه قسم میدهد و برای او قضاوت میکند.» بهعبارتدیگر با اختلاف جانى ومجنى علیه در زوال بینایى، به اهل خبره رجوع مىگردد و شهادت دو مرد متخصص و عادل یا یک مرد و دو زن در این خصوص پذیرفته مىشود. اگر نظر آنان بر عدم بازگشت بینایى یا بازگشت آن پس از مدّتى معین باشد و با سپرى شدن آن مدّت بینایى باز نگردد و یا مجنی علیه قبل از رسیدن آن مدّت بمیرد، دیه استقرار مىیابد.
برخى گفته اند: در فرض عدم تعیین زمان براى بازگشت بینایى نیز دیه مستقر مىشود. در صورت بازگشت بینایى در زمان تعیین شده، در ازاى مدّتى که بینایى از دست رفته است ارش تعلّق مىگیرد. برخى در فرض اختلاف گفتهاند: چشمان مجنى علیه در مقابل تابش نورى قوى همچون خورشید قرار داده مىشود. اگر از نور متأثّر و بسته شد حکم به کذب بودن ادّعاى مجنى علیه و عدم ثبوت دیه مىگردد و اگر بازماند، ادّعاى او پذیرفته شده و دیه با قسامه ثابت مىشود.
اگر پس از مدّتى بینایى بازگردد و بازگشت آن- هرچند با تشخیص اهل خبره - کاشف از عدم زوال بینایى او باشد، استحقاق ارش دارد. در غیر این صورت دیه ثابت مىشود. اگر موضوع اختلاف جانی و مجنى علیه بازگشت بینایى باشد در صورت عدم وجود بینه قول مجنى علیه با قسم پذیرفته مىشود. اگر مجنى علیه مدّعى کاهش بینایى یک چشم خود باشد، با چشم سالم وى، قیاس و مقدار نقصان محاسبه مىگردد و اگر مدّعى ضعف بینایى هر دو چشم باشد با چشم سالم همسالان او مقایسه مىشود و مقدار ضعف، مشخّص و پس از قسامه، دیه آن به نسبت دیه کامل، محاسبه و در صورت مطالبه مجنى علیه به وى پرداخت مىگردد.
البتّه قسامه در موردى جریان مىیابد که احتمال دروغگو بودن مدّعى- هرچند از جهت ادّعاى استناد نقصان به جنایت وارد شده- مىرود و گرنه در فرض علم قاضی به صدق یا کذب گفته وى با آزمایش و امتحان، نیازى به قسامه نیست.»
منبع: جواهر کلام، ج۴۲، ص۳۷۱- ۳۷۳ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۶۳۰، کتاب الدیات، المقصد الثانی فی الجنایة علی المنافع، الثالث، مسالة۷، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش · جواهر کلام، ج۴۳، ص ۳۰۱ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۶۲۹، کتاب الدیات، المقصد الثانی فی الجنایة علی المنافع، الثالث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۶۲۹، کتاب الدیات، المقصد الثانی فی الجنایة علی المنافع، الثالث، مسالة۱، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۶۲۹، کتاب الدیات، المقصد الثانی فی الجنایة علی المنافع، الثالث، مسالة۲، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۶۲۹، کتاب الدیات، المقصد الثانی فی الجنایة علی المنافع، الثالث، مسالة۳، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۶۳۰، کتاب الدیات، المقصد الثانی فی الجنایة علی المنافع، الثالث، مسالة۴، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۶۳۰، کتاب الدیات، المقصد الثانی فی الجنایة علی المنافع، الثالث، مسالة۶، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۹ ه ش · جواهر کلام، ج۴۳، ص۳۰۲ · مبانی تکملة المنهاج، ج۲، ص۳۵۴- ۳۵۵ · جواهر الکلام، ج۴۳، ص ۳۰۳ · جواهر الکلام، ج۴۳، ص ۳۰۵- ۳۰۷
نکتهٔ فقهی: قصاص در صورت از بین رفتن بینایی
اگر بر اثر جنایت عمدی ، بینایى کسى از بین برود جانى قصاص مىشود. اگر قصاص موجب آسیب رسیدن به حدقه یا مژگان چشم گردد، حقّ قصاص ساقط و تنها دیه ثابت مىشود.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اگر بینایی کسی بر اثر جنایت عمدی از بین برود، جانی قصاص میشود، مگر اینکه قصاص موجب آسیب به حدقه یا مژگان شود که در این صورت حق قصاص ساقط و دیه ثابت میگردد.
شاخه: کیفری
نکتهٔ فقهی: دیه از بین رفتن بینایی
از بین بردن بینایى دو چشم موجب ثبوت دیه کامل و یک چشم موجب ثبوت نصف دیه است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): از بین بردن بینایی دو چشم موجب دیه کامل و از بین بردن بینایی یک چشم موجب نصف دیه است.
شاخه: کیفری
نکتهٔ فقهی: عدم تفاوت در دیه بینایی بر اساس کیفیت بینایی
بین افراد چشم که مختلف میباشند، تیزبینشان و غیر آن، حتی حولا (دوبین) و عشوا (شب کور) و آنکه در چشمش سفیدی است که او را از بینایی جلوگیری نمیکند و عمشاء (تاربین) بعد از آنکه بیننده است، فرقی نیست.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): در تعیین دیه از بین رفتن بینایی، تفاوتی بین افراد با کیفیتهای مختلف بینایی (مانند تیزبین، دوبین، شبکور، تاربین) وجود ندارد، مادامی که بیننده باشند.
شاخه: کیفری
نکتهٔ فقهی: دیه از بین رفتن بینایی بدون آسیب به حدقه
اگر حدقه را دربیاورد چیزی مگر یک دیه بر او نیست؛ و بینایی تابع حدقه است. و اگر بر او ب. غ. آن، جنایتی وارد نماید، مانند اینکه به سر او ضربتی بزند پس بینایی او از بین برود، بر او دیه جنایت با دیه بینایی است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اگر بینایی بر اثر جنایتی غیر از درآوردن حدقه (مانند ضربه به سر) از بین برود، علاوه بر دیه جنایت، دیه بینایی نیز بر جانی واجب است.
شاخه: کیفری
نکتهٔ فقهی: استقرار دیه در صورت عدم بازگشت بینایی یا فوت مجنیعلیه
اگر نظر آنان بر عدم بازگشت بینایى یا بازگشت آن پس از مدّتى معین باشد و با سپرى شدن آن مدّت بینایى باز نگردد و یا مجنی علیه قبل از رسیدن آن مدّت بمیرد، دیه استقرار مىیابد.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اگر نظر اهل خبره بر عدم بازگشت بینایی باشد یا بازگشت آن پس از مدتی معین باشد و با سپری شدن آن مدت بینایی باز نگردد یا مجنیعلیه قبل از رسیدن آن مدت بمیرد، دیه استقرار مییابد.
شاخه: کیفری
نکتهٔ فقهی: اثبات زوال بینایی با قسامه در صورت عدم وجود بینه
اگر ادعا کند که بیناییاش رفته و حالآنکه چشمش قائم به حال خودش است و بیّنهای از اهل خبره نباشد، حاکم او را به قسامه قسم میدهد و برای او قضاوت میکند.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اگر مجنیعلیه ادعا کند بیناییاش از بین رفته و چشمش سالم باشد و بینهای از اهل خبره نباشد، حاکم او را به قسامه قسم میدهد و بر اساس آن قضاوت میکند.
شاخه: ادلهٔ اثبات
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
