دکترین
نکتهٔ فقهی: شرط عدم مهر در نکاح دائم (مهریه)
البته شرط عدم مهر مطلقا، حتی مهر المثل در صورت دخول ، در عقد باطل است؛ لیکن در اینکه بطلان شرط موجب بطلان عقد میشود یا نه، نه اختلاف است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): شرط عدم مهر مطلقاً، حتی مهر المثل در صورت دخول، در عقد باطل است؛ اما در اینکه بطلان شرط موجب بطلان عقد میشود یا نه، اختلاف نظر وجود دارد.
شاخه: خانواده
بخشهای دیگرِ همین مبحث 25
مهریه
مَهر یا مهریه ، مالی است که در پی ایجاد عقد نکاح یا آمیزش از روی شُبهه بر عهده مرد (زوج) ثابت میشود و باید آن را به زن (زوجه) بپردازد. از مهریه به صداق، علائق، علیقه، عُقر و حِباء نیز تعبیر شده است. مهریه به سه نوع مهر المسمی ، مهر المثل و مهر المتعه تقسیم میشود. در عقد ازدواج موقت و دائم، مهر از ارکان عقد به شمار میرود و در عدم تعیین مهر ، مهر السنه به عنوان مهر زن تلقی میشود. شرایط و مقررات متعددی در مورد جنس، مقدار، و زمان پرداخت مهر وجود دارد که شامل ضمانتهای مهر و معیوب بودن آن نیز میشود. همچنین، اختلافات مربوط به مهر و احکام خاص آن در مواردی چون ازدواج با چند زن و بخشش مهر نیز مورد بحث قرار گرفته است. از احکام مهریه در باب نکاح و به مناسبت در باب خمس و حج سخن گفتهاند.
مهریه: تعریف مهریه
مهر که جمع آن «مهور» است بنابر تعریف برخی عبارت است از مالی که در پی عقد نکاح یا آمیزش از روی شُبهه (ببینید: آمیزش به شبهه ) بر عهده مرد ثابت میشود. بنابراین، در آمیزش نامشروع در صورت آگاهی زن به نامشروع بودن آن، مهری بر عهده وطی کننده ثابت نمیشود؛ چنانکه در آمیزش مولا با کنیزی که به ملک یمین مالک او شده است نیز مهری بر عهده مولا ثابت نمیگردد.
منبع: التنقیح الرائع، ج۳، ص۲۰۶
مهریه: در قرآن
در قرآن کریم واژه مهر و اشتقاقات آن به کار نرفته و از آن به اجور (جمع اجر)، صَدُقات (جمع صدقه)، نِحلَه و فریضه تعبیر شده است.
منبع: نساء/سوره۴، آیه۲۴ · نساء/سوره۴، آیه۴ · بقره/سوره۲، آیه۲۳۷
مهریه: تعابیر دیگر از مهریه
از مهر به صداق، علائق، علیقه، عُقر و حِباء نیز تعبیر شده است.
منبع: ج۳، ص۳۸۱
مهریه: اقسام مهریه
مهری که در عقد ازدواج ذکر میشود « مهر المسمّی » و مهری که برای زن بــر حسب زنان امثال او تعیین میگردد « مهر المثل » (ببینید: مهر المثل ) نامیده میشود. تعبیر دیگر درباره مهر، « مهر السنه » است که عبارت است از پانصد درهم ، معادل ارزشی پنجاه دینار .
منبع: شیخ مفید، المقنعة، ص۵۰۹
مهریه: حکم مهریه در نکاح
مهر از ارکان عقد ازدواج موقت و ذکر آن در عقد شرط صحت آن است و بدون مهر عقد باطل میباشد؛ لیکن در ازدواج دائم ، مهر رکن عقد نیست و ذکر آن در عقد شرط صحت نمیباشد؛ از اینرو، چنانچه در عقد نکاح دائم مهری ذکر نشود، عقد صحیح است و از آن به تفویض بُضع (ببینید: بضع ) تعبیر و زوجه، «مُفَوِّضَةُ البُضع» نامیده میشود، و اگر مهر در عقد به اجمال ذکر و تعیین مقدار آن به یکی از زوجین واگذار گردد، از آن به تفویض مهر تعبیر و زوجه «مُفَوِّضَة المهر» نامیده میشود البته شرط عدم مهر مطلقا، حتی مهر المثل در صورت دخول ، در عقد باطل است؛ لیکن در اینکه بطلان شرط موجب بطلان عقد میشود یا نه، نه اختلاف است.
منبع: ج۷، ص۴۳۹ · مفاتیح الشرائع، ج۲، ص۲۷۳ · ج۴، ص۲۹۴
مهریه: جنس مهر
هر مالی که از نظر شرع تملکپذیر باشد؛ خواه عینی از اعیان، همچون طلا ، خانه و زمین باشد یا منفعتی از منافع، مانند منفعت باغ، خانه یا مغازه، جایز است مهر قرار داده شود؛ چنانکه جایز است منفعت انسان آزاد؛ خواه زوج یا غیر زوج مهر قرار داده شود، مانند آموزش دادن حرفهای یا سورهای از قرآن ؛ بلکه بنابر مشهور ، جایز است اجاره زوج خودش را در مدتی معین، مانند خدمت کردن برای زوجه یا ولی او به مدت یک ماه، یا بر کاری معین، همچون دوختن لباسی، مهر قرار داده شود. قول مقابل مشهور، عدم صحت آن است. اگر مالی که از نظر شرع قابل تملک نیست مهر قرار داده شود، از قبیل خمر و خوک ، بنابر قول مشهور، عقد صحیح و مهر باطل است. برخی قائل به بطلان عقد نکاح شدهاند. بنابر قول به صحت، آیا برای زوجه، در صورت دخول، مهر المثل ثابت میشود یا قیمت خمر یا خوک؟ مسئله محل اختلاف است. مهر ذکر شده در عقد باید معین و معلوم باشد؛ خواه با مشاهده یا بیان اوصاف؛ در حدی که بر طرف کننده جهالت باشد و یا ذکر مقدار آن. بنابراین، با وجود ابهام و نامعلوم بودن، مهر باطل و عقد صحیح است و در صورت دخول، مهر المثل ثابت میشود.
منبع: معالم الدین فی فقه آل یاسین، ج۲، ص۲۱ · شیخ طوسی، النهایة، ص۴۶۹ · جواهر الکلام، ج۳۱، ص١٠-۱۱ · ج۴، ص۲۹۰ · کشف اللثام، ج۷، ص۴۰۳ - ۴۰۴
مهریه: مقدار مهر
بنابر قول مشهور، مهر از حیث زیاده محدودیتی ندارد؛ لیکن مستحب است به مهر السنه بسنده شود و از آن بیشتر نباشد. برخی قدما افزون بر مهر السنه را جایز ندانستهاند. مهر از حیث کاهش نیز محدودیتی ندارد، البته باید بهاندازهای باشد که مالیت و ارزش داشته باشد، نه مانند یک دانه گندم که ارزش مالی ندارد. برخی قدما در ازدواج موقت گفتهاند: مقدار مهر آن نباید کمتر از درهم باشد. کم بودن مهر مستحب است؛ چنانکه افزون بر مـهـر السـنه بـودن آن مکروه م. ب..
منبع: ج۷، ص۱۲۹ · الانتصار، ص۲۹۲ · ج۸، ص۱۶۶ · شیخ صدوق، المقنع، ص٣٣٩ · ج۵، ص۳۴۶ · ج۳، ص۷۵
مهریه: مالکیت مهر
به قول مشهور، زوجه به صرف عقد نکاح مالک همه مهر میشود، لیکن این ملکیت متزلزل است و با آمیزش یا ارتداد فطری زوج (ببینید: ارتداد ) یا بنابر قول مشهور، مرگ یکی از زوجین، استقرار مییابد و زوجه میتواند قبل از گرفتن مهر در آن تصرف کند، مانند اینکه آن را به دیگری بفروشد یا هبه کند؛ لیکن چنانچه زوج قبل از آمیزش، زوجه را طلاق دهد، زوجه مالک نصف مهر خواهد بود و در صورت دریافت تمامی مهر، باید نصف آن را به زوج بازگرداند. بنا بر قول مشهور در عقد دائم تنها با دخول، ملکیت تمامی مهر استقرار مییابد و صرف خلوت با زوجه موجب استقرار تمامی مهر نمیشود؛ چنانکه برخی قدما قائل به آن شدهاند. در عقد موقت، استقرار ملکیت منوط به دخول و استمرار تمکین زوجه تا پایان مدت عقد است.
منبع: ج۵، ص۳۵۳ - ۳۵۴ · جواهر الکلام، ج۳۱، ص۷۶ · الحدائق الناضرة، ج۲۴، ص۱۵۹ - ۱۶۰
مهریه: شرط حلول یا تاجیل مهر
شرط حلول (نقد) یا تاجیل (مدت دار بودن) مهر: چنانچه عقد نکاح نسبت به زمان پرداخت مهر مطلق باشد، با مطالبه زوجه، پرداخت آن در صورت توان زوج واجب خواهد بود. همچنین است اگر نقد بودن مهر در عقد شرط شود. اگر برای پرداخت مهر در عقد، زمانی معین شود، قبل از موعد، پرداخت واجب نخواهد بود؛ چنانکه در صورت عدم توانایی زوج بر پرداخت مهر، بر زوجه واجب است به او مهلت دهد.
منبع: ج۳، ص۵۵۶
مهریه: خودداری زن از تمکین قبل از گرفتن مهر
در صورت تعیین مهر در عقد و نقد بودن آن، زن میتواند قبل از دریافت مهر از تمکین خودداری کند؛ خواه مرد بر پرداخت آن توانا باشد یا ناتوان. برخی تنها در صورت توانایی مرد، خودداری از تمکین را برای زن جایز دانستهاند. قول نخست مشهور است. بعضی امتناع زن از تمکین را مطلقا جایز ندانسته و گفتهاند: هر یک از زوجین مکلف است به وظیفهاش عمل کند؛ زوج به پرداخت مهر و زوجـه بـه تمکین و چنانچه به وظیفهاش عمل نکند، گناه کرده است. با تمکین زوجه و تحقق دخول، آیا وی میتواند قبل از گرفتن مهر از ادامه تمکین خودداری کند یا نه؟ مسئله محل اختلاف و مشهور قول دوم است. به تصریح برخی چنانچه دخول از روی اکراه صورت گرفته باشد، زن میتواند پس از آن از تمکین امتناع ورزد. در صورت نقد نبودن مهر، قبل از رسیدن موعد پرداخت، زن نمیتواند از تمکین خودداری کند؛ لیکن چنانچه تمکین نکند تا تاریخ پرداخت مهر برسد، آیا پس از آن، میتواند از تمکین خودداری کند تا مهرش را بگیرد یا نه؟ اکثر تصریح به قول دوم کردهاند؛ بلکه قائلی به قول نخست شناخته نشده و تنها در کلمات برخی به گونه احتمال مطرح شده است.
منبع: ج۳، ص۵۵۶ - ۵۵۷ · ج۲، ص۵۹۱ – ۵۹۲ · الحدائق الناضرة، ج۲۴، ص۴۶۹ · نهایة المرام، ج۱، ص۴۱۳ · الانتصار، ص۲۸۷ · شیخ مفید، المقنعة، ص۵۱۰ · ج۳، ص۴۱۶ - ۴۱۷ · ج۳، ص۷۴ · ج۴، ص۳۱۴ · الحدائق الناضرة، ج۲۴، ص۴۷۳
مهریه: ضمان مهر
مهر اگر عین معین باشد، تا زمانی که آن را به زوجه تحویل نداده ضامن آن است و چنانچه قبل از تحویل زوج، تلف شود، در صورتی که تلف کننده زوجه باشد، ذمه زوج از آن بری میشود و چیزی بر عهده او نخواهد بود، اما اگر تلف کننده اجنبی (غیر زوجین) باشد؛ زوجه میان رجوع به اجنبی و زوج مخیر است و در صورت رجوع به زوج، زوج برای دریافت خسارت وارد شده، به اجنبی رجوع میکند و اگر تلف کننده خود زوج باشد یا به آفتی آسمانی یا زمینی تلف شده باشد، به قول مشهور و معروف، زوج ضامن قیمت آن م. ب.. در اینکه ملاک، قیمت زمان تلف عـین است یا بالاترین قیمت از زمان عقد تا زمان تلف و یا در صورت مطالبه زوجه و خودداری زوج از تحویل بدون عذر، بالاترین قیمت از زمان مطالبه تا زمان تلف، مسئله اختلافی است.
منبع: ج۴، ص۲۸۴ - ۲۸۵
مهریه: معیوب بودن مهر
اگر در مهری که عین معین است، عیبی یافت شود، و پیدایی آن قبل از عقد و زوجه بیاطلاع از آن باشد، میتواند آن را به زوج برگرداند و قیمتش را از وی مطالبه کند یا آن را بگیرد و ارش (مابه التفاوت قیمت سالم و معیوب) آن را دریافت نماید. برخی گفتهاند: تنها میتواند مهر را به زوج بازگرداند و بدل آن؛ اعم از مثل و قیمت آن را مطالبه کند. اگر عیب پس از عقد پیدا شود، آیا حکم آن همانند صورت پیشین است یا زن میتواند تنها عین مهر را بگیرد و ارش آن را مطالبه کند؟ مسئله اختلافی و قول دوم مشهور است.
منبع: ج۴، ص۴۰۲ · منهاج الصالحین، ج۳، ص۹۵ · ج۸، ص۱۹۰ · غایة المرام، ج۳، ص۱۳۹
مهریه: حکم مهر در عقد فاسد یا فسخ عقد
در موارد حکم به بطلان عقد نکاح، در فرض عدم آمیزش، مهری به زوجه تعلق نمیگیرد؛ لیکن در فرض وقوع آمیزش و عدم تعیین مهر، آیا مهر المثل ثابت میشود یا مهر المسمای تعیین شده در عقد؟ مسئله محل اختلاف است. در موارد حکم به صحت عقد و فسخ آن بر اثر پیدایی عیبی در زوج یا زوجه، چنانچه فسخ عقد، پس از آمیزش باشد و منشا آن، تدلیس (ببینید: تدلیس ) و فریبکاری زوجه نباشد، مهر المسمی ثابت میشود؛ خواه منشا فسخ، عـیـب پدیدار شده قبل از آمیزش باشد یا بعد از آن.
برخی گفتهاند: اگر منشا فسخ عقد، عیب سابق بر آمیزش باشد، مهر المثل ثابت میگردد؛ خواه پیدایی عیب قبل از عقد باشد یا بعد از آن. در عقد موقت، در صورت بطلان عقد، چنانچه آمیزش صورت گرفته باشد، اختلاف است که برای زوجه در فرض جهل به بطلان عقد، آیا مهر المسمی ثابت میشود، چنانکه جمعی بدان قائل شدهاند؛ یا مهر المثل، چنانکه گروهی دیگر آن را برگزیدهاند و یا وی تنها مستحق آن مقدار از مهری است که گرفته است و مستحق باقی مهر نیست، چنانکه برخی قائلاند؟ در صورت آگاهی زوجه از بطلان عقد، مستحق چیزی از مهر نخواهد بود؛ چنانکه در صورت عدم دخول نیز مستحق آن نمیباشد. آیا مقصود از مهر المثل، مهر المثل در عقد دائم است یا مهر المثل در عقد موقت بر حسب مدتی که زوجه از زوج تمکین کرده است؟ مسئله محل اختلاف م. ب..
منبع: غایة المرام، ج۳، ص۱۳۱ · ج۴، ص۲۵۲ – ۲۵۳ · ج۲، ص۱۲ · کنز الفوائد، ج۲، ص۴۰۸ · شیخ طوسی، النهایة، ص۴۹۱ · جامع المقاصد، ج۱۳، ص۲۴ – ۲۵ · جامع المقاصد، ج۱۳، ص۲۵
مهریه: اختلاف زوجین در مهر
اگر زن و مرد در اصل مهر با یکدیگر اختلاف کنند؛ به اینکه زن ادعا کند مهرش بر ذمه مرد است و مرد بگوید: مهری برای تو نزد من نیست، در صورتی که اختلاف قبل از آمیزش باشد، قول مرد با سوگند پذیرفته میشود، مگر آنکه زن بر ادعای خود بینه (ببینید: بینه ) بیاورد، و اگر اختلاف بعد از آمیزش باشد، در این صورت نیز بنابر قول منسوب به مشهور ادعای مرد با سوگند پذیرفته میشود. اگر اختلاف زوجین در مقدار مهر باشد و زوجه مدعی بیشتر بودن مهر و زوج منکر آن باشد، بنابر قول مشهور گفته زوج با سوگند پذیرفته میشود. همچنین بنابر قول مشهور، اگر اختلاف آن دو در اوصاف مهر -همچون مرغوب و نامرغوب بودن آن- باشد. چنانچه اختلاف در پرداخت و عدم پرداخت مهر باشد و زوج مدعی پرداخت و زوجه منکر آن باشد و زوج بر ادعایش بینه نیاورد، قول زوجه با سوگند پذیرفته میشود.
منبع: نهایة المرام، ج۱، ص۴۰۹ · ج۸، ص۲۹۸ · ج۸، ص۳۰۰ · جواهر الکلام، ج۳۱، ص۱۳۹
مهریه: دیگر احکام
اگر در عقد ازدواج، علاوه بر تعیین مهر برای زوجه، مالی معین نیز برای پدر یا فردی دیگر شرط شود، مهر تعیین شده برای زوجه بر عهده زوج لازم و مال شرط شده برای غیر او، ساقط و باطل است و چیزی بر عهده زوج نخواهد بود. همچنین بنابر مشهور، فرضی که مال تعیین شده برای غیر زوجه، جزئی از مهر باشد. اگر مهر تعیین شده برای زوجه در باطن، چیزی و در ظاهر و آشکار، چیزی دیگر -خواه بیشتر یا کمتر ـ باشد، مانند اینکه در باطن عقد به مهری با ده دینار و پس از آن در ظاهر عقد به مهری دیگر با پنجاه دینار خوانده شود، مهر تعیین شده در عقد نخست برای زوجه ثابت خواهد بود.
ازدواج با دو یا چند زن با یک مهر جایز و صحیح است؛ لیکن در اینکه مهر میان آنان برابر تقسیم میشود یا بر حسب مهر المثل هر یک، میانشان توزیع میگردد، اختلاف است. چنانچه برای زوجه مهری تعیین نشود، در صورتی که زوج قبل از دخول چیزی به زوجه داده باشد، بنابر مشهور، همان مهر به شمار میرود و زوجه افزون بر آن، حق مطالبه مهری ندارد. در ازدواج موقت، اگر پیش از آمیزش، زوج مدت عقد را ببخشد، زوجه مستحق نیمی از مهر و چنانچه پس از آمیزش ببخشد، مستحق همه مهرِ تعیین شده است.
زوجه در صورت ارتداد ، قبل از دخول مستحق مهر نیست؛ لیکن در صورت ارتداد زوج قبل از دخول، آیا زوجه مستحق همه مهر م. ب. یا نصف آن؟ مسئله اختلافی است. جمعی قائل به قول دوم شدهاند. در مقابل، گروهی قول نخست را برگزیدهاند، و اگر ارتداد پس از دخول پدید آید، زوجه مستحق تمامی مهر خواهد بود؛ خواه مرتد زوج باشد یا زوجه. اگر عقد نکاح به سبب یکی از عیوبِ مجوز فسخِ عقد، فسخ شود، در صورتی که فسخ، قبل از آمیزش باشد، زوجه مستحق مهر نیست، مگر در عیب عَنَن (ببینید: عنن ) که مستحق نصف مهر خواهد بود و اگر فسخ بعد از آمیزش صورت گیرد، مستحق همه مهر م.
ب.. چنانچه مهر پول رایج باشد و بر اثر گذشت زمان ارزش آن کاهش یابد، آیا زوج هنگام پرداخت آن، ضامن کاهش ارزش پول است و باید آن را جبران کند، یا ضامن نیست و متعهد به همان مبلغی است که در عقد تعیین شده است؟ مسئله محل اختلاف است. برخی قول دوم را برگزیدهاند (ببینید: پول ) برخی گفتهاند: در صورت فاحش و زیاد بودن کاهش، به گونهای که عرف آن را ادای دین نداند، باید معادل ارزش روز در نظر گرفته یا بر مبلغی مصالحه شود. بعضی در صورت افزایش فاحش نرخ تورم ، احتیاط را در مصالحه با یکدیگر دانستهاند.
مهر متعلّق خمس نیست. بعضی در صورت افزون بودن آن از مهر السنه، مقدار افزون را متعلّق خمس دانستهاند. زنی که مهرش کفاف هزینه حج را میکند و آن را از شوهر خود طلبکار است، در صورتی که شوهر قدرت ادای آن را دارد و مطالبه آن نیز مفسدهای ندارد، باید آن را مطالبه کند و به حج برود. زن میتواند مهر خویش را به همسرش ببخشد، در این صورت همه مهر از آنِ زوج خواهد بود. پدر و جد پدری زوجه میتوانند بعض مهر را ببخشند؛ لیکن حق بخشش همه آن را ندارند. بخشش بعض نیز مشروط به وقوع طلاق قبل از آمیزش است. چنانکه زوج در فرض یاد شده میتواند نصف مهر را -که مستحق شده ـ به زوجه ببخشد؛ لیکن ولی زوج نمیتواند از طرف او ببخشد.
منبع: ج۸، ص۱۷۶ - ۱۷۹ · ج۲، ص۵۴۷ · ج۲، ص۵۴۶ · غنیة النزوع، ص۳۴۸ · جواهر الکلام، ج۳۰، ص۱۶۶ · ج۴، ص۲۳۸ · ج۵، ص۲۲۹ - ۲۳۰ · جواهر الکلام، ج۳۰، ص۴۹ · ج۱، ص۱۸۷ · استفتائات، ج۳، ص۱۸۳ · استفتائات جدید، ج۱، ص۱۹۱ · استفتائات، ج۳، ص۲۷۹ – ۲۸۰ · العروة الوثقی، ج۴، ص۲۷۷ · مراجع تقلید، مناسک حج، ص۴۶ · جواهر الکلام، ج۳۱، ص۱۲۵ · ج۳، ص۵۷۷-۵۷۸ · جواهر الکلام، ج۳۱، ص۱۱۶
نکتهٔ فقهی: حکم مهریه در نکاح موقت
مهر از ارکان عقد ازدواج موقت و ذکر آن در عقد شرط صحت آن است و بدون مهر عقد باطل میباشد؛
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): در عقد ازدواج موقت، مهر از ارکان عقد است و ذکر آن شرط صحت عقد م. ب. و بدون مهر عقد باطل است.
شاخه: خانواده
نکتهٔ فقهی: حکم مهریه در نکاح دائم
لیکن در ازدواج دائم ، مهر رکن عقد نیست و ذکر آن در عقد شرط صحت نمیباشد؛ از اینرو، چنانچه در عقد نکاح دائم مهری ذکر نشود، عقد صحیح است
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): در ازدواج دائم، مهر رکن عقد نیست و ذکر آن در عقد شرط صحت نمیباشد؛ از اینرو، چنانچه در عقد نکاح دائم مهری ذکر نشود، عقد صحیح است.
شاخه: خانواده
نکتهٔ فقهی: جنس مهر (مهریه)
هر مالی که از نظر شرع تملکپذیر باشد؛ خواه عینی از اعیان، همچون طلا ، خانه و زمین باشد یا منفعتی از منافع، مانند منفعت باغ، خانه یا مغازه، جایز است مهر قرار داده شود؛
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): هر مالی که از نظر شرع تملکپذیر باشد، اعم از عین یا منفعت، میتواند مهر قرار داده شود. حتی منفعت انسان آزاد یا آموزش حرفهای یا سورهای از قرآن نیز میتواند مهر باشد.
شاخه: خانواده
نکتهٔ فقهی: مهر قرار دادن مال غیرقابل تملک شرعی (مهریه)
اگر مالی که از نظر شرع قابل تملک نیست مهر قرار داده شود، از قبیل خمر و خوک ، بنابر قول مشهور، عقد صحیح و مهر باطل است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اگر مالی که از نظر شرع قابل تملک نیست (مانند خمر و خوک) مهر قرار داده شود، بنابر قول مشهور، عقد صحیح و مهر باطل است. در مورد اینکه آیا در این صورت مهر المثل ثابت میشود یا قیمت آن مال، اختلاف نظر وجود دارد.
شاخه: خانواده
نکتهٔ فقهی: جنس مهریه
هر مالی که از نظر شرع تملکپذیر باشد؛ خواه عینی از اعیان، همچون طلا، خانه و زمین باشد یا منفعتی از منافع، مانند منفعت باغ، خانه یا مغازه، جایز است مهر قرار داده شود؛
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): هر مالی که از نظر شرع تملکپذیر باشد، خواه عینی از اعیان یا منفعتی از منافع، جایز است مهر قرار داده شود.
شاخه: خانواده
نکتهٔ فقهی: حکم مهر باطل (مهریه)
اگر مالی که از نظر شرع قابل تملک نیست مهر قرار داده شود، از قبیل خمر و خوک، بنابر قول مشهور، عقد صحیح و مهر باطل است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اگر مالی که از نظر شرع قابل تملک نیست (مانند خمر و خوک) مهر قرار داده شود، بنابر قول مشهور، عقد صحیح و مهر باطل است.
شاخه: خانواده
نکتهٔ فقهی: حکم مهر قرار دادن مال غیرقابل تملک شرعی (مهریه)
اگر مالی که از نظر شرع قابل تملک نیست مهر قرار داده شود، از قبیل خمر و خوک، بنابر قول مشهور، عقد صحیح و مهر باطل است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اگر مالی که از نظر شرع قابل تملک نیست (مانند خمر و خوک) مهر قرار داده شود، بنابر قول مشهور، عقد صحیح و مهر باطل است.
شاخه: خانواده
نکتهٔ فقهی: حکم مهریه در ازدواج موقت
مهر از ارکان عقد ازدواج موقت و ذکر آن در عقد شرط صحت آن است و بدون مهر عقد باطل میباشد؛
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): در عقد ازدواج موقت، مهر از ارکان عقد است و ذکر آن در عقد شرط صحت آن است و بدون مهر عقد باطل میباشد.
شاخه: خانواده
نکتهٔ فقهی: حکم مهریه غیرقابل تملک شرعی
اگر مالی که از نظر شرع قابل تملک نیست مهر قرار داده شود، از قبیل خمر و خوک، بنابر قول مشهور، عقد صحیح و مهر باطل است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اگر مالی که از نظر شرع قابل تملک نیست (مانند خمر و خوک) مهر قرار داده شود، بنابر قول مشهور، عقد صحیح و مهر باطل است.
شاخه: خانواده
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
