دکترین
نکتهٔ فقهی: شرط وجود سبب ارث برای توارث
۱. وجود سبب ارث میان جمعى که یکجا مردهاند؛ خواه سببِ نَسَبی ، مانند پدر و فرزند یا سَبَبی ، همچون زن و شوهر.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): برای توارث میان جمعی که یکجا مردهاند، وجود سبب ارث (نسبی یا سببی) میان آنها شرط است.
شاخه: ارث و وصیت
بخشهای دیگرِ همین مبحث 19
نکتهٔ فقهی: اسباب توارث
سبب توارث، مرگهاى جمعى یا غرق شدن است، یا فروریختن ساختمان و زیر آوار ماندن و یا جز آن از اسباب خاص، نظیر سوختن و کشته شدن در جنگ و یا سبب خاصّى وجود ندارد، بلکه عدّهاى به مرگ طبیعى مىمیرند.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): توارث در مواردی مانند مرگهای جمعی، غرق شدن، فروریختن ساختمان، زیر آوار ماندن، سوختن و کشته شدن در جنگ ثابت است.
شاخه: ارث و وصیت
نکتهٔ فقهی: عدم توارث در مرگ طبیعی جمعی
در فرض مردن دسته جمعى به مرگ طبیعی بنابر مشهور توارث ثابت نیست، بلکه بر آن ادعاى اجماع شده است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): در صورت مردن دستهجمعی به مرگ طبیعی، بنابر مشهور توارث ثابت نیست.
شاخه: ارث و وصیت
نکتهٔ فقهی: عدم توارث در نسب ناشی از زنا
اگر زنا ، هم از طرف پدر و هم از طرف مادر باشد، بین بچه آنها و پدر و مادر و همچنین بین بچه و کسانی که بهواسطه پدر و مادر انتساب دارند، توارث (ارث بردن از یکدیگر) نیست. و اگر زنا از یکی از آنها باشد، نه از دیگری، مانند اینکه فعل یکی از آنها به طور شبهه باشد، بچه و زانی و بچه و کسانی که به زانی منسوباند از همدیگر ارث نمیبرند.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): اگر زنا از هر دو طرف پدر و مادر باشد، بین فرزند و والدین و خویشاوندان آنها توارثی نیست. اگر زنا از یک طرف باشد، بین فرزند و زانی و خویشاوندان زانی توارثی نیست.
شاخه: ارث و وصیت · ارتباط با قانون: موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۳۹۷، کتاب المواریث، الامر الثانی فی موانع الارث، الرابع، مسالة۱.
نکتهٔ فقهی: توارث فرزند زنا با خویشاوندان غیرزانی
بین کسی که از زنا تولد یافته و نزدیکان او که از زنا نمیباشند - مانند فرزند و زوجه او و مانند اینها - مانعی از ارث بردن نیست. و همچنین بین او و بین یکی از پدر و مادر که زانی نمیباشد و بین منسوبین او، مانعی از توارث نیست.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): بین فرزندی که از زنا متولد شده و خویشاوندان او که از زنا نیستند (مانند فرزند و همسر خود او) و همچنین بین او و یکی از والدین که زانی نیست و خویشاوندان او، مانعی برای توارث وجود ندارد.
شاخه: ارث و وصیت · ارتباط با قانون: موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۳۹۷، کتاب المواریث، الامر الثانی فی موانع الارث، الرابع، مسالة۲.
نکتهٔ فقهی: اثر لعان بر توارث
لعان ، مانع از توارث بین فرزند و پدرش و همچنین بین او و بین نزدیکانش از ناحیه پدر میشود. و اما توارث بین فرزند و مادرش و همچنین بین او و بین نزدیکان او از ناحیه مادرش تحقق پیدا میکند و لعان مانع آن نمیشود.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): لعان مانع توارث بین فرزند و پدرش و خویشاوندان پدری میشود، اما مانع توارث بین فرزند و مادرش و خویشاوندان مادری نمیشود.
شاخه: ارث و وصیت · ارتباط با قانون: موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۳۹۸، کتاب المواریث، الامر الثانی فی موانع الارث، الخامس، مسالة۱.
نکتهٔ فقهی: شرایط توارث به واسطه زوجیت
در توارث (ارث بردن از یکدیگر) بهواسطه زوجیت ، شرط است که عقد دائمی باشد؛ پس در عقد منقطع - نه از طرف شوهر و نه از طرف زوجه - درصورتیکه شرط نشده باشد، بدون اشکال توارثی نیست و اگر ازیکطرف یا از دو طرف شرط شده باشد در نهایت اشکال است، پس احتیاط به ترک شرط، ترک نشود؛ و اگر شرط شده باشد، مصالحه ترک نشود. و شرط است که زوجه در عقد زوج باشد اگرچه به او دخول نکرده باشد، بنابراین از همدیگر ارث میبرند ولو اینکه دخول نشده باشد. و مطلّقه رجعی مادامیکه در عده است، در حکم زوجه م. ب. به خلاف مطلّقه بائن ؛ پس اگر یکی از آنها در زمان عده رجعی بمیرد دیگری از او ارث میبرد، به خلاف آنکه در عده طلاق بائن بمیرد.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): در توارث به واسطه زوجیت، عقد باید دائمی باشد. در عقد منقطع، توارثی نیست مگر اینکه شرط شده باشد که در این صورت نیز محل اشکال است. همچنین زوجه باید در عقد زوج باشد، حتی اگر دخول صورت نگرفته باشد. مطلقه رجعی در زمان عده در حکم زوجه است و ارث میبرد، اما مطلقه بائن ارث نمیبرد.
شاخه: ارث و وصیت · ارتباط با قانون: موسوعة الإمام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۴۲۵، کتاب المواریث، المقصد الثانی فی المیراث بسبب الزوجیة، مسألة۲.
نکتهٔ فقهی: شرط صلاحیت برای توارث
۲. صلاحیت دو طرف براى توارث بنابر مشهور؛ و با انتفاى آن از یک طرف، توارث نیز منتفى خواهد شد، مانند اینکه دو برادر با هم بمیرند ولى تنها یکى از آن دو، فرزند داشته باشد.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): صلاحیت دو طرف برای توارث بنابر مشهور شرط است و با انتفای آن از یک طرف، توارث نیز منتفی میشود.
شاخه: ارث و وصیت
نکتهٔ فقهی: شرط نامعلوم بودن تقدم و تأخر مرگ (توارث)
۳. معلوم نبودن تقدّم و تأخر مرگ هر یک از آنان و نیز نامعلوم بودن همزمانى مرگشان؛ از اینرو، اگر دو نفر هم زمان بمیرند از یکدیگر ارث نمىبرند و اگر زمان مرگ یکى از آن دو معلوم باشد آن که تاریخ مرگش مجهول است از دیگرى ارث مىبرد.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): برای توارث، معلوم نبودن تقدم و تأخر مرگ هر یک از افراد و نیز نامعلوم بودن همزمانی مرگشان شرط است. اگر زمان مرگ یکی معلوم باشد، آنکه تاریخ مرگش مجهول است از دیگری ارث میبرد.
شاخه: ارث و وصیت
نکتهٔ فقهی: کیفیت توارث در مرگ جمعی
ابتدا زنده بودن هریک هنگام مرگ دیگرى فرض مىشود و زنده مفروض از ترکه میّت (-->ترکه)ارث مىبرد. سپس ورثه او آنچه او ارث برده ارث مىبرند. البتّه هیچکدام، آنچه را که در این حال از دیگرى به ارث برده بنابر مشهور ارث نمىبرد.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): در توارث جمعی، ابتدا زنده بودن هر یک هنگام مرگ دیگری فرض میشود و زنده مفروض از ترکه میت ارث میبرد. سپس ورثه او آنچه را که ارث برده، ارث میبرند. اما هیچکدام، آنچه را که در این حال از دیگری به ارث برده، بنابر مشهور ارث نمیبرد.
شاخه: ارث و وصیت
توارث
توارث از اصطلاحات فقهی به معنای ارث بردن از یکدیگر است. از آن در باب ارث سخن رفته است.
توارث: اسباب توارث
سبب توارث، مرگهاى جمعى یا غرق شدن است، یا فروریختن ساختمان و زیر آوار ماندن و یا جز آن از اسباب خاص، نظیر سوختن و کشته شدن در جنگ و یا سبب خاصّى وجود ندارد، بلکه عدّهاى به مرگ طبیعى مىمیرند.
توارث: چگونگی اثبات توارث
اگر سبب، غرق شدن یا زیر آوار ماندن باشد، بدون شک توارث ثابت است. در فرض مردن دسته جمعى به مرگ طبیعی بنابر مشهور توارث ثابت نیست، بلکه بر آن ادعاى اجماع شده است. برخى قائل به ثبوت توارث شدهاند. در اینکه در مرگ جمعى به سبب خاص، غیر از دو سبب یادشده توارث ثابت مىگردد یا نه اختلاف عنوان پیوند است. مشهور قول دوم است؛ لیکن تعداد زیادى از فقها قائل به توارث هستند.
منبع: جواهر الکلام، ج۳۹، ص۳۰۶ ۳۰۷ · منهاج الصالحین (خوئى)، ج۲، ص۳۸۱ · جواهر الکلام، ج۳۹، ص۳۰۷ · تحریر الوسیلة، ج۲، ص۴۰۰
توارث: شرایط توارث
۱. وجود سبب ارث میان جمعى که یکجا مردهاند؛ خواه سببِ نَسَبی ، مانند پدر و فرزند یا سَبَبی ، همچون زن و شوهر. و هر یک را شرایطی است. پس سبب نسب «اگر زنا ، هم از طرف پدر و هم از طرف مادر باشد، بین بچه آنها و پدر و مادر و همچنین بین بچه و کسانی که بهواسطه پدر و مادر انتساب دارند، توارث (ارث بردن از یکدیگر) نیست. و اگر زنا از یکی از آنها باشد، نه از دیگری، مانند اینکه فعل یکی از آنها به طور شبهه باشد، بچه و زانی و بچه و کسانی که به زانی منسوباند از همدیگر ارث نمیبرند.» البته «بین کسی که از زنا تولد یافته و نزدیکان او که از زنا نمیباشند - مانند فرزند و زوجه او و مانند اینها - مانعی از ارث بردن نیست.
و همچنین بین او و بین یکی از پدر و مادر که زانی نمیباشد و بین منسوبین او، مانعی از توارث نیست.» همچنین « لعان ، مانع از توارث بین فرزند و پدرش و همچنین بین او و بین نزدیکانش از ناحیه پدر میشود. و اما توارث بین فرزند و مادرش و همچنین بین او و بین نزدیکان او از ناحیه مادرش تحقق پیدا میکند و لعان مانع آن نمیشود.» و اما در سببی پس «در توارث (ارث بردن از یکدیگر) بهواسطه زوجیت ، شرط است که عقد دائمی باشد؛ پس در عقد منقطع - نه از طرف شوهر و نه از طرف زوجه - درصورتیکه شرط نشده باشد، بدون اشکال توارثی نیست و اگر ازیکطرف یا از دو طرف شرط شده باشد در نهایت اشکال است، پس احتیاط به ترک شرط، ترک نشود؛ و اگر شرط شده باشد، مصالحه ترک نشود.
و شرط است که زوجه در عقد زوج باشد اگرچه به او دخول نکرده باشد، بنابراین از همدیگر ارث میبرند ولو اینکه دخول نشده باشد. و مطلّقه رجعی مادامیکه در عده است، در حکم زوجه م. ب. به خلاف مطلّقه بائن ؛ پس اگر یکی از آنها در زمان عده رجعی بمیرد دیگری از او ارث میبرد، به خلاف آنکه در عده طلاق بائن بمیرد.»
۲. صلاحیت دو طرف براى توارث بنابر مشهور؛ و با انتفاى آن از یک طرف، توارث نیز منتفى خواهد شد، مانند اینکه دو برادر با هم بمیرند ولى تنها یکى از آن دو، فرزند داشته باشد. برخى در این فرض نیز توارث را ثابت دانستهاند.
۳. معلوم نبودن تقدّم و تأخر مرگ هر یک از آنان و نیز نامعلوم بودن همزمانى مرگشان؛ از اینرو، اگر دو نفر هم زمان بمیرند از یکدیگر ارث نمىبرند و اگر زمان مرگ یکى از آن دو معلوم باشد آن که تاریخ مرگش مجهول است از دیگرى ارث مىبرد.
منبع: موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۳۹۷، کتاب المواریث، الامر الثانی فی موانع الارث، الرابع، مسالة۱ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۳۹۷، کتاب المواریث، الامر الثانی فی موانع الارث، الرابع، مسالة۲ · موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۳۹۸، کتاب المواریث، الامر الثانی فی موانع الارث، الخامس، مسالة۱ · موسوعة الإمام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۴۲۵، کتاب المواریث، المقصد الثانی فی المیراث بسبب الزوجیة، مسألة۲ · منهاج الصالحین (خوئى) ۲/ ۳۸۲ · جواهر الکلام ۳۹/ ۳۰۶ ۳۰۸
توارث: کیفیت توارث
ابتدا زنده بودن هریک هنگام مرگ دیگرى فرض مىشود و زنده مفروض از ترکه میّت (-->ترکه)ارث مىبرد. سپس ورثه او آنچه او ارث برده ارث مىبرند. البتّه هیچکدام، آنچه را که در این حال از دیگرى به ارث برده بنابر مشهور ارث نمىبرد.
منبع: جواهر الکلام ۳۹/ ۳۱۲ ۳۱۵
نکتهٔ فقهی: توارث
توارث از اصطلاحات فقهی به معنای ارث بردن از یکدیگر است. از آن در باب ارث سخن رفته است.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): توارث به معنای ارث بردن افراد از یکدیگر است و در باب ارث مورد بحث قرار میگیرد.
شاخه: ارث و وصیت
نکتهٔ فقهی: شرط وجود سبب ارث (توارث)
۱. وجود سبب ارث میان جمعى که یکجا مردهاند؛ خواه سببِ نَسَبی، مانند پدر و فرزند یا سَبَبی، همچون زن و شوهر.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): برای توارث، وجود سبب ارث (نسبی یا سببی) میان افرادی که همزمان مردهاند، ضروری است.
شاخه: ارث و وصیت
نکتهٔ فقهی: عدم مانعیت زنا برای توارث با خویشاوندان غیرزانی
بین کسی که از زنا تولد یافته و نزدیکان او که از زنا نمیباشند - مانند فرزند و زوجه او و مانند اینها - مانعی از ارث بردن نیست. و همچنین بین او و بین یکی از پدر و مادر که زانی نمیباشد و بین منسوبین او، مانعی از توارث نیست.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): بین فرزند متولد از زنا و خویشاوندان او که از زنا نیستند (مانند فرزند و همسر خود فرزند) و همچنین بین او و والدینی که زانی نیستند و خویشاوندان آنها، مانعی برای توارث وجود ندارد.
شاخه: ارث و وصیت · ارتباط با قانون: موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۳۹۷، کتاب المواریث، الامر الثانی فی موانع الارث، الرابع، مسالة۲.
نکتهٔ فقهی: توارث در طلاق رجعی
و مطلّقه رجعی مادامیکه در عده است، در حکم زوجه م. ب. به خلاف مطلّقه بائن ؛ پس اگر یکی از آنها در زمان عده رجعی بمیرد دیگری از او ارث میبرد، به خلاف آنکه در عده طلاق بائن بمیرد.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): زوجه مطلقه رجعی مادامی که در عده است، در حکم زوجه است و اگر یکی از زوجین در زمان عده رجعی بمیرد، دیگری از او ارث میبرد. اما در طلاق بائن، این حکم جاری نیست.
شاخه: ارث و وصیت · ارتباط با قانون: موسوعة الإمام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۴۲۵، کتاب المواریث، المقصد الثانی فی المیراث بسبب الزوجیة، مسألة۲.
نکتهٔ فقهی: کیفیت توارث در مرگهای جمعی
ابتدا زنده بودن هریک هنگام مرگ دیگرى فرض مىشود و زنده مفروض از ترکه میّت (-->ترکه)ارث مىبرد. سپس ورثه او آنچه او ارث برده ارث مىبرند. البتّه هیچکدام، آنچه را که در این حال از دیگرى به ارث برده بنابر مشهور ارث نمىبرد.
— برداشتِ خودکار (در دستِ بهبودی): در توارث مرگهای جمعی، ابتدا زنده بودن هر یک هنگام مرگ دیگری فرض میشود و زنده مفروض از ترکه میت ارث میبرد. سپس ورثه او آنچه را ارث برده، ارث میبرند، اما هیچکدام آنچه را که در این حالت از دیگری به ارث برده، ارث نمیبرد.
شاخه: ارث و وصیت
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
